• خانه اخلاق
  • برنامه‌های ما
  • بلاگ
  • اساتید
  • کتابخانه فارسی
  • رویدادها
  • کتابخانه انگلیسی
  • مجله
  • واژه‌نامه
  • حمایت مالی
  • Here is our story
  • جستجو
  • منو
عضوی از خانه اخلاقی ها شوید
کلمه عبور(Required)

ورود به حساب کاربری
[mo_oauth_login]
یا
فریاد نزنید! کشورهای اسلامی خوابیده‌اند!

فریاد نزنید! کشورهای اسلامی خوابیده‌اند!

این روزها تصویری از یک وسیلۀ نقلیۀ پاکستانی در فضای مجازی منتشر شده که عبارتی در پشت آن جلب توجه می‌کند: «بوق نزنید؛ بیش از 50 کشور اسلامی در خواب…
این روزها تصویری از یک وسیلۀ نقلیۀ پاکستانی در فضای مجازی منتشر شده که عبارتی در پشت آن جلب توجه می‌کند: «بوق نزنید؛ بیش از 50 کشور اسلامی در خواب هستند.» به این بهانه، این یادداشت می‌کوشد تا ابعاد مختلف بی‌عملی دولت‌های اسلامی در قبال مسئلۀ فلسطین را بررسی کند و نشان دهد که از منظر مکاتب اخلاقی مختلف (اخلاق وظیفه‌گرا، فایده‌گرا و فضیلت‌محور) این سکوت چه پیامدی دارد و چرا نمی‌توان آن را توجیه کرد؟
اسماعیل مومنه
درباره اسماعیل مومنه:
مترجم و پژوهشگر
کمی اخلاق، مقداری علوم‌اجتماعی، فلسفه به مقدار لازم، و بسیاری ادبیات | دلبستهٔ گفتمان مقاومت.
دیدگاه‌ها
علیرضا ملکوتیخواه
3 ماه

بنظر کشورها ی اسلامی نظریه اخلاقی جدیدی رو خلق کردن بنام اخلاق مصلحت گرا دراین نوع اخلاق هرنوع رفتاری توجیه پذیر است این روش در کشور ایران هم درحال اجراست آن هم بصورت قانونی وعملی از شورای مصلحت گرفته که قوانینی رو تائید میکنه که منافات با اصول دینی و قانون اساسی داره که از روی مصلحت این قوانین رو نقض ویا تغییر میده که از مصادیق مصلحت اندیشی در اخلاق چرا که اگر قوانین واصول فوق فاقد اعتبار و وجهات در اجرا است پس بطور کلی برداشته بشه و کنارگذاشته بشه نه صرفا بخاطر مسئله سیاسی وفشار بیرونی تسلیم بشیم و مصلحتی عمل کنیم یا درخصوص حجاب بنده با درست یا غلط بودن حجاب کاری ندارم ولی جامعه بسمت سوی آزادی حجاب درحرکت قانون و شرع با این حرکت منافات داره ولی عملا مصلحت اندیشی باعث شده جامعه و مخصوصا افراد دینی بلاتکلیف ودر تضاد باشند اون هم در جامعه ایکه سمت سوی اخلاقیش فضیلت محور وپایداری واستواریش تا کنون براساس این دیدگاه بوده مثل ۸سال دفاع جان در برابر بمب
ومطالب آخر کودکانی که در غزه کشته می‌شوند به این دلیل که قراره وقتی بزرگ شدند قاتل اسرائیلی ها بشند و البته در خصوص کودک اسرائیلی هم صدق میکنه کشتن انسان آن هم کودک فاقد اختیار در هیچ نظام اخلاقی صدق نمیکنه مگر در نظام اخلاقی مصلح گرا وسیله‌ای سال که کشورهایکه در حال استعمار دیگر کشورها هستند بر اساس مصلحت کشورشون عمل می‌کنند وگرنه خود معتقدند که رفتارشون غیر اخلاقی بارها شنیده شده که سیاسیون در اسرائیل وکشورهای غربی از گشته شدن کودکان متاسف بوده اند ولی معتقد هستند که پاره ای نیست

علیرضا ملکوتیخواه
3 ماه

نظریه اخلاق مصلحت‌گرا: جایگاه و تمایزات
مقدمه
بحث اخلاق همواره یکی از محوری‌ترین مباحث فلسفه عملی بوده است. تلاش برای یافتن بنیان‌های استوار برای قضاوت‌های اخلاقی، منجر به ظهور مکاتب فکری قدرتمندی شده است که هر یک چارچوبی جامع برای تعریف «عمل درست» ارائه می‌دهند. در این میان، سه نظریه سنتی، محوریت بحث‌های اخلاقی را به خود اختصاص داده‌اند: وظیفه‌گرایی
فایده‌گرایی
و اخلاق فضیلت‌محور .

وظیفه‌گرایی، که مشهورترین نماینده آن ایمانوئل کانت است، بر اهمیت وظایف اخلاقی مطلق و قوانین کلی تأکید می‌کند. در این دیدگاه، نیت و پایبندی به اصل اخلاقی، فارغ از نتایج، معیار درست بودن عمل است. در نقطه مقابل، فایده‌گرایی که توسط جرمی بنتام و جان استوارت میل توسعه یافت، بر پیامدها تمرکز دارد و عمل درست را عملی می‌داند که بیشترین میزان شادی یا مطلوبیت را برای بیشترین تعداد افراد به ارمغان آورد. در نهایت، اخلاق فضیلت‌محور، با ریشه در اندیشه‌های ارسطو، تمرکز را از خود عمل به عامل آن معطوف می‌سازد و بر پرورش منش‌ها و صفات نیکو (فضایل) تأکید دارد.

با این حال، این چارچوب‌های سنتی، هرچند از نظر تئوریک منسجم هستند، اغلب در مواجهه با واقعیت‌های پیچیده و پویا دچار چالش می‌شوند. در موقعیت‌هایی که تصمیمات باید با سرعت بالا اتخاذ شوند، یا در حوزه‌هایی مانند مدیریت بحران، سیاست‌گذاری فوری، یا تعارضات اخلاقی موقعیتی ، اجرای قوانین کلی (وظیفه‌گرایی) یا محاسبه دقیق نتایج (فایده‌گرایی) به امری دشوار یا حتی غیرممکن تبدیل می‌گردد. اینجاست که خلأ نظریه‌ای احساس می‌شود؛ خلأیی که نیازمند رویکردی انعطاف‌پذیرتر و متمرکز بر شرایط موجود است؛ رویکردی که می‌توان آن را «اخلاق مصلحت‌گرا» نامید.

بخش اول: تعریف و مبانی اخلاق مصلحت‌گرا
اخلاق مصلحت‌گرا، همانطور که از نامش پیداست، تلاشی است برای تعریف درست بودن اخلاقی بر اساس کارآمدی و مناسبت عمل در بستر شرایط خاص. این رویکرد، برخلاف اخلاق هنجاری سنتی که به دنبال خیر مطلق یا وظیفه کلی است، خروجی و انطباق عمل با مقتضیات وضع موجود را محور ارزیابی قرار می‌دهد.

۱. تعریف اخلاق مصلحت‌گرا
اخلاق مصلحت‌گرا (که در اینجا با مفهوم دقیق‌تر مد نظر است)، سیستمی اخلاقی است که در آن:

درستی یک عمل نه بر اساس انطباق با قانون اخلاقی جهانی (مانند کانت)، و نه صرفاً بر اساس به حداکثر رساندن مطلوبیت کلی (مانند میل)، بلکه بر اساس کارآمدی و سازگاری آن عمل با مصلحت وضع موجود سنجیده می‌شود.

کارآمدی به معنای توانایی عمل در دستیابی به هدف مورد نظر در کوتاه‌ترین زمان و با کمترین منابع است. در این دیدگاه، عملی که به هدف مطلوب (هرچند موقت یا محدود) نمی‌رسد، حتی اگر از نظر تئوری زیبا باشد، از نظر اخلاقی مصلحت‌گرا ناکارآمد و بنابراین ضعیف تلقی می‌شود.

سازگاری : اشاره به میزان انطباق عمل با محدودیت‌های محیطی، سیاسی، فرهنگی و منابع در دسترس در آن لحظه دارد. یک اقدام ممکن است در یک زمینه بسیار سازگار باشد، اما در زمینه دیگر غیرقابل اجرا یا مخرب تلقی شود.

مصلحت وضع موجود : این مفهوم کلیدی است. مصلحت وضع موجود لزوماً به معنای “خیر عمومی بلندمدت” نیست؛ بلکه تمرکز بر بقا، ثبات موقت، حل فوری بحران، یا حفظ ساختار موجود در لحظه تصمیم‌گیری است

۲. تمایز با عمل‌گرایی فلسفی
این دو رویکرد اغلب با هم اشتباه گرفته می‌شوند، زیرا هر دو بر تجربه و نتایج عملی تأکید دارند. با این حال، تفاوت‌های مهمی وجود دارد:

ویژگی اخلاق مصلحت‌گرا عمل‌گرایی فلسفی
کانون تمرکز موفقیت در حل مسئله کنونی . تأکید بر فرایند اصلاح باورها بر اساس نتایج تجربی
ماهیت نتیجه مصلحت اغلب محلی، موقت و مرتبط با حفظ نظم موجود است. نتایج به عنوان شواهدی برای بازبینی و اصلاح فرضیه‌های بنیادی‌تر در نظر گرفته می‌شوند .
دیدگاه زمانی بیشتر نگاهی کوتاه‌مدت و واکنشی . نگاهی بلندمدت و سیستمی به تکامل دانش و باورها.
عمل‌گرایی (مانند آنچه در فلسفه چارلز سندرز پیرس یا ویلیام جیمز مطرح می‌شود) فرآیند عقلانیت را در گرو موفقیت در ابطال فرضیه‌ها می‌داند. اما مصلحت‌گرایی می‌تواند عملی را بدون در نظر گرفتن اعتبار بلندمدت آن به عنوان “درست در این لحظه” بپذیرد، صرفاً به این دلیل که راه دیگری برای جلوگیری از وخ

امت وضعیت در زمان محدود وجود ندارد.

بخش دوم: تمایز کلیدی با سه نظریه اصلی اخلاق
انتقاد اصلی بر اخلاق مصلحت‌گرا، چالش آن با سه ستون اصلی اخلاق هنجاری است. برای درک جایگاه این نظریه، باید مرزهای آن با وظیفه‌گرایی، فایده‌گرایی و فضیلت‌محوری ترسیم شود.

۱. تفاوت با وظیفه‌گرایی (Deontology)
وظیفه‌گرایی کانتی، جهان را بر اساس دوگانگی‌های مطلق تعریف می‌کند: یا عملی مبتنی بر وظیفه است و یا نیست. فرض اساسی این است که برخی قوانین اخلاقی (مانند ممنوعیت دروغ گفتن یا کشتن) باید بدون استثنا رعایت شوند، زیرا هرگونه استثنا، اساس عقلانیت عملی را تضعیف می‌کند.

تضاد اصلی: نفی قوانین مطلق در صورت تضاد با مصلحت فوری.

در اخلاق مصلحت‌گرا، اگر پایبندی به یک قانون مطلق (مثلاً صداقت مطلق) منجر به یک فاجعه فوری (مثلاً فاش شدن محل اختفای افراد بی‌گناه در زمان جنگ) شود، عمل مصلحت‌گرا حکم می‌کند که دروغ گفتن – با وجود زشتی ذاتی‌اش – عملی «درست‌تر» در آن موقعیت خاص است، زیرا مصلحت حفظ جان بر وظیفه رعایت قاعده اولویت دارد.

وظیفه‌گرایی می‌گوید: «قانون هرگز نباید نقض شود.»

مصلحت‌گرایی می‌گوید: «اگر نقض قانون، کارآمدترین راه برای جلوگیری از یک شر بزرگ‌تر در این لحظه است، پس این نقض، خود به یک مصلحت تبدیل می‌شود.»

این تفاوت را می‌توان در قالب زیر نمایش داد:

[ \text{وظیفه‌گرایی}: \text{عمل درست} (\text{A}) \implies \text{قانون مطلق} (\text{L}) \text{ رعایت شود.} ]

[ \text{مصلحت‌گرایی}: \text{اگر} (\text{L} \land \neg \text{E}_{\text{M}}) \implies \text{عمل غیرمصلحت‌آمیز است، حتی اگر L رعایت شود.} ]

۲. تفاوت با فایده‌گرایی (Utilitarianism)
فایده‌گرایی (به ویژه فایده‌گرایی عمل – Act Utilitarianism) به دنبال محاسبه‌ای است که مجموع لذت‌ها را به حداکثر و مجموع دردها را به حداقل برساند. این محاسبه غالباً به یک دیدگاه جهان‌شمول و بلندمدت نیاز دارد.

تفاوت کلیدی: تمرکز بر “حداقل آسیب” یا “حداکثر کارایی برای گروه درگیر” به جای “حداکثر شادی برای همه”.

فایده‌گرایی کلاسیک ممکن است حکم کند که برای نجات یک شهر بزرگ، قربانی کردن یک فرد بی‌گناه (اگر مجموع شادی‌های باقی‌مانده بسیار بیشتر باشد) قابل توجیه است. اخلاق مصلحت‌گرا، اگرچه به نتایج نگاه می‌کند، اما دامنه دید آن بسیار محدودتر است:

محدودیت دامنه: مصلحت‌گرا معمولاً توانایی محاسبه پیامدهای دوردست یا بین‌المللی را ندارد یا آن را نادیده می‌گیرد. تمرکز بر کارایی در حلقه نزدیک تأثیرگذاری (گروه مدیریتی، سازمان، یا جامعه محلی).
تمرکز بر بقا به جای بهینه‌سازی: در شرایط بحران، فایده‌گرا به دنبال بیشترین شادی است، اما مصلحت‌گرا تنها به دنبال جلوگیری از فروپاشی یا حفظ ساختار است. این ممکن است به معنای انتخاب گزینه‌ای باشد که هرچند شادی کلی را به حداکثر نمی‌رساند، اما تنها گزینه‌ای است که مانع از از هم پاشیدن کامل سیستم می‌شود.
مثال: در یک سازمان ورشکسته، فایده‌گرایی ممکن است حکم کند که تعدیل نیمی از کارکنان بهترین نتیجه بلندمدت را دارد. مصلحت‌گرا ممکن است تصمیم بگیرد تعدیل‌ها را به گونه‌ای انجام دهد که کمترین تنش داخلی (مصلحت حفظ انسجام تیمی) ایجاد شود، حتی اگر از نظر ریاضیات صرف، تعدیل بزرگ‌تر در کوتاه‌مدت مؤثرتر باشد.

۳. تفاوت با اخلاق فضیلت‌محور (Virtue Ethics)
اخلاق فضیلت‌محور، سؤال می‌کند: «انسان فاضل در این شرایط چه کار می‌کرد؟» فضیلت‌ها (مانند شجاعت، صداقت، عدالت) ویژگی‌های شخصیتی هستند که به طور ذاتی خوب در نظر گرفته می‌شوند.

تضاد اصلی: عمل از روی مصلحت ممکن است مستلزم عدم نمایش فضیلت‌های خاصی باشد.

فضیلت‌محوری ارزش ذاتی فضیلت را زیر سؤال نمی‌برد، اما مصلحت‌گرایی این ارزش را مشروط می‌سازد. در شرایط اضطراری، یک رهبر مصلحت‌گرا ممکن است مجبور باشد برای حفظ نظم، رفتاری ریاکارانه (عدم صداقت) یا بزدلانه (عدم شجاعت برای درگیری مستقیم) از خود نشان دهد، زیرا هرگونه عمل مطابق با فضیلت ذاتی منجر به شکست مأموریت می‌شود.

به عنوان مثال، یک مدیر در بحران مالی ممکن است مجبور باشد برای حفظ اعتبار شرکت، اطلاعاتی را که از نظر شفافیت (فضیلت صداقت) کامل نیستند، منتشر کند. عمل فضیلت‌گرا بر منش او تأکید دارد، در حالی که عمل مصلحت‌گرا بر کارایی موقت اقدام تمرکز می‌کند.

نتیجه‌گیری
نظریه اخلاق مصلحت‌گرا، به عنوان یک چارچوب توصیفی و گاهی هنجاری محدود، نقش مهمی در پر کردن شکاف‌های نظری در مواجهه با پیچیدگی‌های دنیای واقعی ایفا می‌کند. این نظریه اعتراف می‌کند که در موقعیت‌های بحرانی، ایده‌آل‌های اخلاقی مطلق، گاهی تبدیل به موانعی دست

‌وپاگیر می‌شوند که اجرای هرگونه اقدام مؤثر را ناممکن می‌سازند.

۱. جایگاه اخلاق مصلحت‌گرا در مواجهه با بحران‌ها و تصمیم‌گیری‌های مدیریتی
اخلاق مصلحت‌گرا به طور خاص در حوزه‌های زیر اهمیت می‌یابد:

الف) مدیریت بحران (Crisis Management): در شرایطی مانند بلایای طبیعی یا حملات سایبری، زمان برای محاسبات فایده‌گرایانه یا انطباق با کدهای اخلاقی ثابت وجود ندارد. تصمیم باید بر اساس “چه چیزی بیشترین احتمال را برای مهار آسیب در ساعت آینده دارد؟” اتخاذ شود. این رویکرد، «نجات دادن» را بر «درست عمل کردن» به روش سنتی اولویت می‌دهد.

ب) دیپلماسی و مذاکرات حساس: در صحنه بین‌المللی، جایی که منافع متضاد و عدم اعتماد حرف اول را می‌زند، رعایت اصول اخلاقی مطلق (مانند فاش نکردن جزئیات محرمانه برای حفظ امنیت ملی) اغلب تحت شعار مصلحت ملی به تعلیق درمی‌آید.

ج) محیط‌های سازمانی با ریسک بالا: در تصمیم‌گیری‌های استراتژیک که بقای یک سازمان در خطر است، تصمیماتی که از نظر اخلاقی در سطح خرد (Individual Level) بحث‌برانگیز هستند، اما برای بقای کل سیستم ضروری تشخیص داده می‌شوند، توجیه خود را از منظر مصلحت جمعی و کارآمدی می‌گیرند.

۲. پیشنهاد برای پژوهش‌های آتی در مورد مرزهای اخلاقی این رویکرد
اخلاق مصلحت‌گرا، با وجود کارآمدی عملی‌اش، خطر بزرگی را با خود به همراه دارد: لغزش به سوی نسبی‌گرایی مطلق یا توجیه تمام‌عیار ابزاری برای رسیدن به مقصود. برای ارتقاء این مفهوم از یک تاکتیک مدیریتی به یک چارچوب اخلاقی قابل دفاع، پژوهش‌های آتی باید بر تعیین مرزها تمرکز کنند:

تعریف مرزهای پایداری مصلحت: چه مدت زمانی برای سنجش مصلحت مجاز است؟ آیا مصلحتی که امروز کارآمد است، فردا که نتایج آن نمایان شد، همچنان اخلاقی باقی می‌ماند؟ نیاز به تدوین چارچوبی برای ارزیابی پسینی (Ex-post Evaluation) نتایج مصلحت‌اندیشی‌ها وجود دارد.
تمایز بین مصلحت و خودخواهی: چگونه می‌توان اطمینان حاصل کرد که «مصلحت وضع موجود» به معنای «مصلحت فرد تصمیم‌گیرنده» تفسیر نمی‌شود؟ این نیازمند تعریفی دقیق از ذینفعان اصلی مصلحت (که فراتر از تصمیم‌گیرنده باشند) است.
تثبیت حداقل وظایف کانتی: آیا می‌توان حداقل تعداد محدودی از وظایف اخلاقی (مانند ممنوعیت شکنجه یا نسل‌کشی) را تعریف کرد که حتی در چارچوب مصلحت‌گرایی نیز مطلق باقی بمانند؟ تعیین «خطوط قرمزی» که عمل مصلحت‌گرا هرگز نباید از آن‌ها عبور کند، حیاتی است.
در نهایت، اخلاق مصلحت‌گرا نظریه‌ای است که بیشتر شبیه به یک «فیلتر» عمل می‌کند تا یک «دستورالعمل». این نظریه به ما یادآور می‌شود که اخلاق، در عمل، همواره در حال مذاکره با واقعیت‌های محدودکننده است، هرچند که این مذاکره باید با احتیاط فراوان و با آگاهی کامل از هزینه‌های اخلاقی نهفته در آن صورت پذیرد.

اسپانسر: صراف
از صراف ۱۰۰ هزار تومن بیت‌کوین هدیه بگیرید! دریافت هدیه
*تبلیغات تاثیری در پاسخ‌های تولید شده توسط هوش مصنوعی ندارد.
عالی
پیش‌نویس اولیه مقاله شما با عنوان «نظریه اخلاق مصلحت‌گرا: جایگاه و تمایزات» با موفقیت ایجاد شد و تمرکز اصلی آن بر تفاوت ایده شما با نظری

نظریه اخلاق مصلحت‌گرا: جایگاه و تمایزات
نظریه اخلاق مصلحت‌گرا: جایگاه و تمایزات
مقدمه
نظریه‌های اخلاق هنجاری (Normative Ethics) از دیرباز بر سه ستون اصلی بنا شده‌اند: اخلاق وظیفه‌گرا (Deontology)، اخلاق فایده‌گرا (Utilitarianism)، و اخلاق فضیلت‌محور (Virtue Ethics). اخلاق وظیفه‌گرا، که ریشه در اندیشه‌های کانت دارد، بر ضرورت پیروی از وظایف و قواعد اخلاقی مطلق تأکید می‌کند. اخلاق فایده‌گرا، با گرایش به پیامدگرایی، سعادت کلی و بیشینه‌سازی مطلوبیت جمعی را معیار سنجش اعمال می‌داند. در مقابل، اخلاق فضیلت‌محور، که اصالت آن به ارسطو بازمی‌گردد، بر پرورش شخصیت اخلاقی و منش‌های نیکو تمرکز دارد.

با این حال، در عمل و به‌ویژه در عرصه سیاست، مدیریت بحران و تصمیم‌گیری‌های پیچیده اجتماعی، مشاهده می‌شود که عاملی دیگری نیز در تعیین مشروعیت یا مقبولیت یک عمل نقش ایفا می‌کند که فراتر از محاسبات محض وظیفه، مطلوبیت جمعی یا کمال شخصیت است: “مصلحت” (Expediency). این امر پرسش بنیادینی را مطرح می‌سازد: آیا اخلاق مصلحت‌گرا (اخلاق مبتنی بر مصلحت) می‌تواند به عنوان یک چارچوب چهارم متمایز در کنار سه نظریه اصلی قرار گیرد، یا اینکه صرفاً یک رویکرد عمل‌گرایانه است که تحت پوشش یکی از نظریات کلاسیک قابل تحلیل است؟ هدف این مقاله، تعریف دقیق این رویکرد، تبیین تمایزات کلیدی آن با نظریات سه‌گانه، و ارزیابی جایگاه فلسفی آن است.

بخش اول: تعریف مصلحت‌گرایی در اخلاق (Defining Expediency)
واژه “مصلحت” (Maslahat) در فارسی بار معنایی گسترده‌ای دارد، اما در بافتار اخلاقی-فلسفی، معنایی محدودتر و متمرکز بر کارایی عملی پیدا می‌کند. مصلحت به عملی اشاره دارد که در شرایط خاص و محدود زمانی یا

مکانی، مؤثرترین، کارآمدترین، یا کم‌هزینه‌ترین راه برای دستیابی به هدفی مشخص (اغلب حفظ نظم، امنیت، یا بقای یک نهاد) تلقی می‌شود.

تمایز میان خیر (Good) و مصلحت (Expediency)
مفهوم “خیر” در اخلاق کلاسیک معمولاً معنایی جهان‌شمول، غایت‌شناختی (Teleological)، یا مبتنی بر ارزش ذاتی (Intrinsic Value) دارد. خیر مطلق، فارغ از پیامدهای آن، ارزشمند است (وظیفه‌گرایی)، یا خیر به معنای بیشینه‌سازی ارزش‌های کلی است (فایده‌گرایی).

در مقابل، “مصلحت” فاقد آن شأن مطلق اخلاقی است. مصلحت مبتنی بر «کارایی موقعیتی» (Contextual Efficiency) است. یک عمل مصلحت‌آمیز، لزوماً خیر مطلق نیست؛ بلکه تنها «بهترین گزینه موجود» در یک موقعیت خاص است که از لحاظ عملی، نتایج قابل قبول‌تری نسبت به جایگزین‌ها به بار می‌آورد.

نسبت با پراگماتیسم (Pragmatism)
از منظر فلسفی، اخلاق مصلحت‌گرا قرابت نزدیکی با پراگماتیسم دارد. پراگماتیسم (عمل‌گرایی) معتقد است که معنای یک ایده یا حقیقت، در کاربرد عملی و نتایج قابل مشاهده آن است. در اخلاق مصلحت‌گرا، معیار سنجش یک عمل، نه مطابقت با قانون الهی یا عقلی (کانت)، و نه صرفاً محاسبه لذت، بلکه موفقیت آن در حل مشکل پیش رو و فراهم آوردن ثبات یا کارایی مورد انتظار است.

مصلحت‌گرایی بر این باور استوار است که مفاهیم اخلاقی باید انعطاف‌پذیر باشند تا بتوانند در برابر نیروهای دنیای واقعی، به‌ویژه قدرت، سیاست، و کمبود منابع، تاب بیاورند. اگرچه پراگماتیسم یک نظریه اخلاقی کامل نیست، اما بنیان روش‌شناختی لازم برای تعریف رویکرد مصلحت‌گرا را فراهم می‌کند: آنچه کار می‌کند، در آن لحظه اخلاقاً موجه‌تر است.

بخش دوم: تفاوت مصلحت‌گرا با فایده‌گرا (Distinguishing from Utilitarianism)
هر دو اخلاق فایده‌گرا و مصلحت‌گرا، پیامدگرا (Consequentialist) هستند؛ یعنی ارزش اخلاقی یک عمل را بر اساس نتایج آن ارزیابی می‌کنند. با این حال، تفاوت اساسی آن‌ها در دامنه محاسبات و نوع مطلوبیت مورد نظر است.

۱. حوزه محاسبات و مقیاس
فایده‌گرایی (Utilitarianism):

هدف نهایی فایده‌گرایی، دستیابی به “بیشترین خیر برای بیشترین تعداد افراد” (The greatest good for the greatest number) است. این یک محاسبه جهانی و تجمعی است که تلاش می‌کند رفاه کل جامعه یا جهان را در درازمدت بهینه سازد. معیار سنجش، “مطلوبیت کلی” (Aggregate Utility) است.

اخلاق مصلحت‌گرا (Expediency-Based Ethics):

اخلاق مصلحت‌گرا دامنه محاسبات را محدود می‌کند. تمرکز آن بر “مؤثرترین راه حل برای مسئله فوری و خاص” است. این مصلحت می‌تواند فردی، گروهی، یا ملی باشد و لزوماً به دنبال بهینه‌سازی مطلوبیت جهانی نیست.

به عنوان مثال، یک رهبر سیاسی ممکن است تصمیمی بگیرد که از نظر فایده‌گرایی مطلق (محاسبه تمام پیامدها برای همه مردم در طول تاریخ) نامطلوب باشد، اما از دیدگاه مصلحت‌گرایانه، این تصمیم برای حفظ امنیت ملی در کوتاه‌مدت، تنها گزینه عملی است.

[ \text{Utilitarian Goal: } \max \sum_{i=1}^{N} U_i \text{ (where } N \rightarrow \infty \text{)} ]

[ \text{Expediency Goal: } \max E_c \text{ (where } c \text{ is the specific context)} ]

۲. رابطه با ارزش‌های اخلاقی انتزاعی
فایده‌گرایی، هرچند پیامدگراست، اغلب تلاش می‌کند تا ارزش‌های اخلاقی رایج (مانند عدالت یا صداقت) را ذیل مفهوم “مطلوبیت کلی” تبیین کند؛ یعنی صداقت در درازمدت به نفع اجتماع است.

مصلحت‌گرایی، این چارچوب‌های ارزش‌گذاری را کنار می‌گذارد. مصلحت‌گرا حتی ممکن است بپذیرد که عمل X، در اصل، از نظر اخلاقی “بد” است، اما اگر پیامد مثبت آن (مثلاً جلوگیری از فروپاشی سریع یک سیستم) بر پیامد منفی آن (مثلاً نقض موقت یک قانون) سنگینی کند، آن عمل موجه خواهد بود. مصلحت، اغلب نسبت به هزینه‌های اخلاقی جانبی بی‌تفاوت است، به شرط آنکه هدف اصلی (مصلحت مورد نظر) تأمین شود. این تفاوت باعث می‌شود مصلحت‌گرایی اغلب به سمت «واقع‌گرایی سیاسی» متمایل شود تا آرمان‌گرایی اخلاقی.

بخش سوم: تفاوت مصلحت‌گرا با وظیفه‌گرا (Distinguishing from Deontology)
بزرگترین تضاد اخلاق مصلحت‌گرا با نظریه‌های هنجاری، در تقابل آن با اخلاق وظیفه‌گرا (کانتی) است. وظیفه‌گرایی بر «اجبار اخلاقی» (Moral Imperative) و الزام به پیروی از قواعد جهانی و غیرقابل نقض تأکید دارد.

۱. مطلق‌گرایی در مقابل نسبیت موقعیتی
وظیفه‌گرایی (Deontology):

کانت معتقد بود که اعمالی مانند دروغ گفتن یا قتل، فی‌نفسه (Categorically) اشتباه هستند، صرف نظر از نتایج آن‌ها. وظیفه اخلاقی مستقل از هر نوع مصلحت یا فایده‌ای اعتبار دارد.

اخلاق مصلحت‌گرا:

مصلحت‌گرایی ماهیتی کاملاً موقعیت‌محور دارد. هیچ وظیفه یا قاعده‌ای وجود ندارد که نتواند تحت شرایط بحرانی به دلیل وجود مصلحت قوی‌تر، نادیده گرفته شود. این رویکرد می‌پذیرد که دوگانگی اخلاقی اجتناب‌ناپذیر اس

ت.

تصور کنید یک قاعده وظیفه‌گرا حکم می‌کند که «هرگز نباید اطلاعات محرمانه را افشا کرد». یک مصلحت‌گرا ممکن است استدلال کند که اگر افشای این اطلاعات از وقوع یک حمله تروریستی بزرگ جلوگیری کند (مصلحت حفظ جان‌ها)، آن وظیفه اخلاقی (حفظ اسرار) باید کنار گذاشته شود.

۲. منشأ الزام
در وظیفه‌گرایی، الزام از عقل مستقل نشأت می‌گیرد. اخلاق، حکم عقل عملی است که بر اراده حاکم است.

در مصلحت‌گرایی، الزام از نیاز یا ضرورت عملی نشأت می‌گیرد. اگرچه ممکن است عمل مصلحت‌آمیز از لحاظ شکلی، شبیه به یک قاعده به نظر برسد، اما انگیزه آن نه الزام اخلاقی، بلکه ضرورت عملی برای حفظ وضع موجود یا رسیدن به یک هدف عملی است. وظیفه اخلاقی در اینجا، یک «قانون سخت» نیست، بلکه یک «توصیه قوی» است که در برابر منافع بزرگتر قابل مذاکره است.

بخش چهارم: تفاوت مصلحت‌گرا با اخلاق فضیلت‌محور (Distinguishing from Virtue Ethics)
تفاوت با اخلاق فضیلت‌محور ظریف‌تر است، زیرا فضیلت‌گرایی نیز مانند مصلحت‌گرایی، بر عاملیت (Agency) و شخصیت فردی تأکید دارد، اما هدف نهایی و معیار سنجش متفاوت است.

۱. هدف غایی (Telos)
اخلاق فضیلت‌محور:

هدف نهایی، دستیابی به «اوج شکوفایی انسانی» یا (Eudaimonia) است. فضایل (مانند شجاعت، اعتدال، عدالت) ابزاری برای رسیدن به یک زندگی خوب و کامل هستند. فضیلت درونی است و هدف، تبدیل شدن به فردی با منش نیک است.

اخلاق مصلحت‌گرا:

هدف، «موفقیت در وظیفه محوله» یا «حفظ بقا/نظم» است. اگرچه یک مصلحت‌گرا ممکن است برخی صفات شبیه به فضیلت (مانند تدبیر) را به کار گیرد، اما این صفات صرفاً ابزاری برای کسب نتیجه عملی هستند، نه غایتی برای کمال نفسانی. برای یک مصلحت‌گرا، اگر عملی که به ظاهر “شجاعانه” است، در موقعیتی خاص، منجر به شکست پروژه شود، آن عمل دیگر “خوب” نیست، حتی اگر در چارچوب فضیلت‌گرایی ستایش شود.

۲. مرکز توجه تحلیل
فضیلت‌گرایی بر این تمرکز دارد که «انسان خوب چه کسی است؟» و اعمالش انعکاس این منش هستند.

مصلحت‌گرایی بر این تمرکز دارد که «چه عملی در این شرایط، بهترین نتیجه را به ارمغان می‌آورد؟» در این چارچوب، عاملیت اخلاقی لزوماً باید یک انسان کامل باشد؛ بلکه می‌تواند یک مدیر، یک دولت، یا یک استراتژیست باشد که هدفش صرفاً حفظ کارایی است. مصلحت‌گرایی بیشتر یک چارچوب تصمیم‌گیری است تا یک سیستم اخلاقی کامل برای زندگی.

بخش پنجم: چالش‌ها و انتقادات علیه اخلاق مصلحت‌گرا
اگرچه اخلاق مصلحت‌گرا به عنوان یک چارچوب تحلیل عمل در دنیای واقعی کارآمد به نظر می‌رسد، اما از منظر فلسفی با انتقادات جدی مواجه است که مانع از پذیرش آن به عنوان یک نظریه هنجاری مستقل و اصیل می‌شود.

۱. خطر نسبیت اخلاقی مطلق (Moral Relativism)
بزرگترین انتقاد این است که اگر هر چیزی که “مصلحت” تشخیص داده شود، موجه باشد، دیگر هیچ معیار ثابتی برای نقد اعمال باقی نمی‌ماند. این امر منجر به نوعی نسبیت رادیکال می‌شود که در آن، توجیه اعمال ظالمانه یا غیراخلاقی تنها بر اساس ادعای مصلحت، امکان‌پذیر می‌شود. این رویکرد می‌تواند به نفع افراد قدرتمند باشد که تعریف مصلحت را به نفع خود تغییر می‌دهند.

۲. کوته‌بینی و نادیده گرفتن پیامدهای بلندمدت
مصلحت اغلب بر کوتاه‌مدت متمرکز است. تصمیمات مصلحت‌آمیز ممکن است یک مشکل فعلی را حل کنند، اما زمینه را برای بحران‌های بزرگتر در آینده فراهم آورند. به عنوان مثال، سرکوب خشونت‌آمیز یک اعتراض (مصلحت کوتاه‌مدت برای حفظ نظم) می‌تواند ریشه‌های نارضایتی را عمیق‌تر کرده و منجر به شورش‌های بزرگتر در آینده شود. مصلحت‌گرا بودن، گاهی به معنی عدم توانایی در دیدن تصویر بزرگ است.

۳. توجیه اعمال غیراخلاقی (The Slippery Slope)
اخلاق مصلحت‌گرا ممکن است به یک «شیب لغزنده» تبدیل شود. این نظریه خطرناک است زیرا امکان می‌دهد که اعمالی که ذاتاً اشتباه تلقی می‌شوند (مانند دروغ‌گویی سیستماتیک، نقض قراردادها، یا استفاده ابزاری از انسان‌ها)، تنها به این دلیل که در مقطع خاصی “کارآمدتر” به نظر می‌رسند، توجیه شوند. این امر اعتماد اجتماعی را تضعیف می‌کند و امکان همزیستی اخلاقی را از بین می‌برد.

اگر مصلحت صرفاً به معنای «آنچه برای من یا گروه من خوب است» تعریف شود، آنگاه این چارچوب دیگر اخلاقی نیست، بلکه صرفاً یک فرمولاسیون عقلانیت ابزاری (Instrumental Rationality) است که فاقد محتوای اخلاقی ذاتی است.

نتیجه‌گیری
نظریه اخلاق مصلحت‌گرا (اخلاق مبتنی بر مصلحت)، هرچند به وضوح به عنوان یک چهارچوب هنجاری مستقل و جامع، در مقایسه با عظمت اخلاق وظیفه‌گرا، فایده‌گرا یا فضیلت‌محور، کمبود مبانی متافیزیکی و غایت‌شناختی دارد، اما یک رویکرد تصمیم‌گیری رایج و واقعی در حوزه‌های عملیاتی، سیاسی و نظامی است.

مصلحت‌گرایی را نباید یک نظریه اخلاقی رقیب دانست، بلکه باید آن را به عنوان یک متغیر مداخله‌گر در فرایند اخلاقی در نظر

گرفت. این رویکرد از فایده‌گرایی در مقیاس (محدود بودن دامنه محاسبات) و از وظیفه‌گرایی در انعطاف‌پذیری (قابلیت نقض قوانین برای اهداف فوری) متمایز می‌شود.

در نهایت، اگرچه مصلحت‌گرایی نمی‌تواند جایگزین اصول کلی اخلاق شود، اما تحلیل آن برای درک چگونگی رفتار انسان‌ها در شرایط فشار بالا و محدودیت منابع ضروری است. مطالعه این چارچوب به ما کمک می‌کند تا نه تنها آنچه را که باید انجام دهیم (اخلاق هنجاری)، بلکه آنچه را که اغلب در عمل انجام می‌دهیم (اخلاق توصیفی عملیاتی)، بهتر درک کنیم. بنابراین، جایگاه اخلاق مصلحت‌گرا در تحلیل فلسفی، نه در ردیف نظریات کلاسیک، بلکه در نقد و ارزیابی محدودیت‌های آن‌ها در مواجهه با واقعیت‌های غیرقابل گریز است.

علیرضا ملکوتیخواه
2 ماه

سلام دو تا دیدگاه ونظر گذاشتم ظاهرا هنوز هیچکدام اینجا گذاشته نشده ای کاش جوابی ای در خصوص نقد دیدگاه بنده بطور خصوصی ارائه می‌کردید تا دلیل رو بدونم و اگر اصلاحی لازمه در دیدگاهم انجام بدم

club