درباره کرونا
مجموعه‌ای از یادداشت‌ها و خبرهای مربوط به ویروس کرونا را در اینجا بخوانید
مشاهده
عضوی از خانه اخلاقی ها شوید
ورود به حساب کاربری
از رذیلت آدمی تا انسان فضیلت‌مند
در خانه اخلاق پژوهان جوان بررسی شد:
از رذیلت آدمی تا انسان فضیلت‌مند
گزارشی از هفتمین جلسه مدرسه زمستانه ۱۳۹۷
خانه اخلاق پژوهان جوان با هدف ترویج مباحث اخلاقی و آشنایی مقدماتی علاقه‌مندان به حوزه اخلاق، هر ساله مدارس فصلی با عنوان «مدارس الاخلاق» را برگزار می‌کند. مدرسه زمستانه ما…
برنامه های ما
3 سال پیش
خانه اخلاق پژوهان جوان با هدف ترویج مباحث اخلاقی و آشنایی مقدماتی علاقه‌مندان به حوزه اخلاق، هر ساله مدارس فصلی با عنوان «مدارس الاخلاق» را برگزار می‌کند. مدرسه زمستانه ما در هشت جلسه برگزار می‌شود و مخاطبان با کلیات اخلاق اسلامی و فلسفه اخلاق آشنا می‌شوند. در این دوره مطالب به گونه‌ای ارائه شود که عموم مخاطبین بتوانند نهایت استفاده را داشته باشند. در جلسه پیش رو که هفتمین جلسه مدرسه زمستانه سال 1397 است و در تاریخ 16 اسفندماه 97 برگزار شد، آقای محمد روحی درمورد «از رذیلت آدمی تا انسان فضیلت‌مند» سخن گفتند. گزارشی از این نشست را در ادامه می‌خوانید.

شیوه‌ی اول: سخنرانی اخلاقی؛ شیوه‌ی دوم: درس اخلاق

یکی از انواع تربیت‌های اخلاقی، جلسات سخنرانی است که تا همین حالا هم ادامه دارد. در بیشتر این سخنرانی‌ها – بسته به انواع سخنران‌ها – از معارف اخلاقی به صورت تئوریک پرده‌برداری می‌شود. در قسمت‌هایی از ابتدا یا انتهای این سخنرانی‌ها به آهنگ صدا و لهجه توجه می‌شود. این سخنرانی‌ها اغلب به شکل موعظه هستند تا در افراد تاثیر بگذارند. کارکرد این نوع سخنرانی‌ها این است که معارف اسلامی مرتبط با مسائل اخلاقی عرضه می‌شود. این معارف معمولا برگرفته از آیات، سوژه‌های روایات و مسائل سلسله‌ای همچون حدیث معراج، حدیث ابوذر و…. هستند.
علاوه براین، گاهی کسانی برخی از کتاب‌های اخلاقی مثل جامع السعادات را از آغاز تا انتها در قالب سخنرانی و درس عرضه می‌کنند. دومین مورد، درس‌های اخلاقی هستند که قالبشان به همین سخنرانی‌ها شبیه است ولی جنبه‌ی نظری آن‌ها قوت بیشتری داشته و مطالب علمی و تحلیلی در آن‌ها بیشتر است. خاصیت کلاس چنین بوده و است که نمی‌توان در آن از ابزارهایی مثل موعظه برای تاثیرگذاری استفاده کرد. می‌توان در کلاس از مطالب خطابی استفاده کرد ولی از قالب خطابه نمی‌توان استفاده کرد. منظورم از خطابه، خطابه‌ی منطقی است، خطابه‌ای که ماده‌ی یک استدلال را تشکیل می‌دهد. مواد خطابه، مطالبی است که عمدتا مورد قبول مردم بوده و محور اصلی‌اش تاثیرگذاری است. پس درس‌ها هم تا حدودی به سخنرانی‌ها شبیه هستند اما سلسله‌وارتر، مرتب‌تر و مدون‌تر هستند. تفاوتش با سخنرانی هم این است که در این‌جا معمولا قدرت تاثیرگذاری کمتر است؛ چون مطالب طوری گفته می‌شوند که گویا صرفا به قصد آموزش رسمی ارائه شده‌اند. امروزه به این شیوه می‌گویند: «تربیت عقلانی».

پس تفاوت این دو با یکدیگر این است که در سخنرانی‌ها بیشتر قالب‌های خطابی داریم و عام‌پسند هستند اما مطالب درسی را بیشتر افراد خاص باسواد می‌پسندند و غالبا به صورت تئوریک گفته می‌شوند. اما قالب سومی هم وجود دارد. شما به تاریخ اخلاقیون و عرفا نگاه کنید. قطعا در بین آن‌ها جلسات موعظه برپا بوده و به آن اهمیت می‌داده‌اند. کسی سخنرانی اخلاقی را، درس تلقی نمی‌کند تا بخواهد به آن اشکال وارد کند. به قول معروف چنین کاری «حال جلسه» را به هم می‌ریزد. پس جلسات سخنرانی اخلاقی بیشتر با نیت موعظه انجام می‌شده و به همین خاطر، مطالب بیان‌شده هم معلوم نیست مستند بوده باشند؛ چون اصلا افراد به دنبال استنادش نبودند. نمی‌خواهم بگویم همه‌ی این مطالب بی‌استناد است. الان طوری شده است که هر کس می‌خواهد راجع به اخلاق صحبت کند، راجع به او گفته می‌شود که سواد ندارد. به هر کس که درس‌های سخت تئوریک بدهد، می‌گویند باسواد است اما اگر کسی درس اخلاق بدهد یا سخنرانی اخلاقی کند، راجع به او می‌گویند که لابد سواد و استعدادی نداشته که وارد این مباحث شده است. این به خاطر پشتوانه‌ای است که عرض کردم. این سخنرانی اخلاقی است که در آن به دنبال استناد نیستند؛ نه این که هر کس در اخلاق چیزی می‌نویسد، پس لابد سواد ندارد. امام خمینی(ره) هم با سواد بودند و هم در زمینه‌ی اخلاق، کتاب تحلیلی سختی نوشته‌اند. پس یک قالب، قالب سخنرانی است. در تاریخ هم این را فراوان داشته‌ایم. اصلا سمت‌شان این بوده است که موعظه می‌کرده‌اند و می‌خواستند تاثیر بگذارند. یک عده هم در این جلسات می‌نشستند و هم این‌ها آن مطالب را به خودشان می‌گرفتند، هم گوینده. در توصیه‌ی بزرگان هم بوده که این‌طور جلسات را به خودتان خطاب کنید، این‌طور نباشد که برای دیگران صحبت کنید، در این فکر باشید که اول مخاطب خودتان هستید و بعد دیگرانی که آنجا هستند. این خاصیت این‌طور جلسات است.
مورد دوم جلسات درس بود. در سده‌های اول، جلسات درس را کمتر پیدا می‌کنیم. بعدها که کتاب‌های اخلاقی و به خصوص اخلاق عرفانی نوشته شدند، از آن‌جایی که بعضی از این کتاب‌ها سخت بودند، به استاد احتیاج داشتند و آرام آرام درسی شدند. معروف‌ترین درس هم کتاب «منازل السائرین» با شرح قاسانی (کاشانی) بود. امام خمینی هم این کتاب را نزد آقای شاه آبادی خوانده‌اند. این تنها کتاب سنگین بوده‌است. در کتاب‌های اخلاقی دیگر این را نداریم؛ مثلا تا حالا نشده که کسی نزد استادی جامع السعادات بخواند. کتاب‌های اخلاقی در حد همین کتاب‌های ارسطو که اسلامی‌سازی شده و اصطلاحات سختی ندارند. درس‌هایی که بعدها رایج شد به خاطر پیچیدگی‌هایی بود که عرض کردم. طوری بود که اگر شخصی می‌خواست آموزش ببیند، باید با مقداری از عرفان نظری آشنایی پیدا می‌کرد؛ مثلا شرح منازل الاسائرین قاسانی واقعا به استاد نیاز دارد. نمی‌خواهم بگویم از اول تا آخرش به استاد نیاز دارد ولی در مقدمات و اوایلش برای جا افتادن مطالب و مراحلی که در آن گفته می‌شود ، به استاد نیاز است. به هرحال از آن‌جایی که این کتاب نسبت به خیلی از مطولات خیلی مختصرتر است، درس گرفته می‌شده است.

اگر به خواندن ادامه این جلسه علاقه‌مندید فایل متنی و صوتی آن را از همین صفحه دانلود کنید
دیدگاه‌ها