آن‌چه در ادامه می‌خوانید متن اولین جلسه از سلسله گفتگوهای رمضانی است که با حضور دکتر محمد لگنهاوسن برگزار شده است. ایشان در این جلسه درباره چگونگی تصویر مفهوم وظیفه درباره خداوند صحبت می‌کنند. به عقیده دکتر لگنهاوسن خداوند نیز وظایفی دارد، اما این وظایف محدود به آن‌هایی است که خود خداوند به عهده گرفته است و دیگران نمی‌توانند برای او وظیفه‌ای تعیین کنند.

میثم غلامی:

دکتر لگنهاوسن تاکنون در حوزه‌های متنوعی همچون فلسفه علم، زیبایی‌شناسی، منطق، مباحث مربوط به الهیات مسیحی و … فعالیت علمی داشته‌اند. ایشان عضو هیئت علمی مؤسسه آموزشی‌پژوهشی امام خمینی (ره) هستند. آقای دکتر در سال ۱۹۹۰ به دعوت انجمن حکمت و فلسفه به ایران آمدند و تا کنون در مراکز آموزشی مختلفی مثل دانشگاه باقرالعلوم، مؤسسه امام خمینی(ره)، دانشگاه مفید، دانشگاه ادیان و … تدریس داشته‌اند. از دکتر لگنهاوسن نوشته‌های متعددی در زمینه‌های مختلفی منتشر شده است که به دلیل کمبود وقت به آن‌ها اشاره‌ای نمی‌کنم. بنای ما در این جلسات بر این است که به مباحث مربوط به اخلاق در قرآن بپردازیم. البته هر کدام از اساتید مدعو با رویکرد خاص خودشان به این مباحث می‌پردازند. 

موضوع بحث جنابعالی «وظایف اخلاقی خداوند در قرآن» است. این عنوان کمی عجیب است، چون ممکن است به ذهن کسی خطور کند که چه‌طور ممکن است خداوند نیز وظایفی داشته باشد؟ با این‌حال وقتی به آیات قرآن رجوع می‌کنیم، در موارد متعددی به تعابیری برمی‌خوریم که چنین معنایی را به ذهن متبادر می‌کنند؛ آیاتی همچون:«کَتَبَ رَبُّکُمْ عَلَی نَفْسِهِ الرَّحْمَهَ»۱( خدا بر خود رحمت و مهربانی را فرض نمود)، «کَتَبَ ٱللَّهُ لَأَغْلِبَنَّ أَنَا وَرُسُلِی إِنَّ ٱللَّهَ قَوِىٌّ عَزِیزٌ»۲( خدا [در لوح محفوظ] نگاشته و حتم گردانیده که البته من و رسولانم [بر دشمنان] غالب شویم، که خدا بسیار قوی و مقتدر است)، « وَمَا مِنْ دَابَّهٍ فِی الْأَرْضِ إِلَّا عَلَى اللَّهِ رِزْقُهَا»۳ (و هیچ جنبنده در زمین نیست جز آنکه روزیش بر خداست) و … . به نظر می‌رسد خداوند در این آیات انجام‌دادن یک سلسله وظایف اخلاقی را بر خود واجب دانسته است. مفهوم این آیات چیست؟

جلسه اول ویژه برنامه آیه در آینه.محمد لگنهاوسن

محمد لگنهاوسن:

شما خیلی خوب به پاره‌ای از نکاتی که بنده در ذهن داشتم اشاره کردید. برخی به دلایلی با وظیفه یا تکلیف‌داشتن خداوند مخالفند. شماری از استدلال‌های عقلی این گروه عبارتند از:

  1. ما نمی‌توانیم بپذیریم که خداوند تحت حاکمیت فرامین عقل انسان بوده و همچون سایرین تکالیف یا وظایفی داشته باشد.

۲٫ ثانیا ما نمی‌توانیم خداوند را به خاطر هیچ یک از کارهایش ملامت کنیم. این نشان می‌دهد که خداوند هیچ تکلیفی ندارد، چرا که اگر چنین نبود، چنان‌چه خداوند به تکالیفش عمل نمی‌کرد، ما می‌توانستیم او را ملامت کنیم.

۳٫ هرکس که وظیفه‌ای دارد، دست‌کم باید قابل تصور باشد تا بتوانیم او را ملامت کنیم. حال‌آن‌که چنین چیزی در مورد خداوند صدق نمی‌کند.

۴٫ هرگاه کسی از انجام وظایفش خوددای کند، باید او را مجازات کنیم. حال آن‌که نمی‌توان خداوند را مجازات کرد.

علاوه بر این برخی برای مخالفت با این ایده به یک استدلال نقلی نیز متوسل شده‌اند. در قرآن می‌خوانیم:« لَا یُسْأَلُ عَمَّا یَفْعَلُ وَهُمْ یُسْأَلُونَ»۴ (خداوند در برابر هیچ یک از کارهایى که مى‌کند، بازخواست نمى‌شود ولى مردم بازخواست مى‌شوند)

اجازه بدهید ابتدا به اشکال نقلی پاسخ بدهم. پاسخ همان آیاتی است که جنابعالی در ابتدای بحث قرائت کردید(کَتَبَ رَبُّکُمْ عَلَی نَفْسِهِ الرَّحْمَهَ و …) امثال این آیات در قرآن کم نیستند و هرکس که مدعیست خداوند هیچ وظیفه‌ای ندارد ابتدا باید از عهده این آیات بربیاید. به علاوه روایات فراوانی نیز موید این امر هستند. برای مثال خداوند در حدیثی قدسی می‌فرماید: «بر خودم واجب کردم که عشق من به کسانی برسد که به یکدیگر محبت می‌کنند.» در حدیث قدسی دیگری می‌خوانیم: «من ظلم‌کردن را برخود حرام کردم و آن را بر بندگان خویش نیز حرام می‌کنم» امام علی (علیه السلام)

نیز در خطبه ۲۱۶ نهج‌البلاغه می‌فرمایند:« خداوند براى من که ولىّ امر و زمامدار شما هستم، بر شما حقى مقرر داشته و همان گونه که مرا بر شما حقى است، شما را نیز بر من حقى است.»۵ حضرت در ادامه توضیح می‌دهند که حقوق همواره متقابل هستند، اما این مسأله یک استثنا دارد و آن خداست. او بر همگان حق دارد اما کسی بر او حقی ندارد. با این‌حال سخنِ حضرت در این‌جا پایان نمی‌یابد و ایشان در ادامه، بحث جالب‌تری را مطرح می‌کنند و می‌فرمایند: درست است که ما حقی بر خداوند نداریم، اما همان‌طور که بندگان وظیفه دارند خدا را عبادت کنند، خداوند نیز وظیفه دارد که آن را جبران کند. با خواندن این بخش از نهج‌البلاغه ممکن است چند مسأله مهم برای ما پیش بیاید.

  1. لازمه گرفتن حق این است که صاحب حق قدرت داشته باشد. حال آن‌که در رابطه خداوند و انسان‌ها چنین چیزی صحیح نیست، چرا که انسان‌ها چنین قدرتی ندارند.

۲٫ با توجه به این که ممکن نیست از خداوند به سبب عدالتش خلافی سربزند، مفهوم وظیفه‌داشتن او چیست؟

۳٫ به طور کلی چگونه می‌توانیم متوجه وظایف خدا (یا آن‌طور که در برخی از کتب کلامی آمده: وجوب علی الله۶) بشویم؟

پی نوشت

  1. سوره انعام، آیه ۵۴
  2. سوره مجادله، آیه ۲۱
  3. سوره هود، آیه ۶
  4. سوره انبیا، آیه ۲۳
  5. فَقَدْ جَعَلَ اللَّهُ سُبْحَانَهُ لِی عَلَیْکُمْ حَقّاً بِوِلَایَهِ أَمْرِکُمْ، وَ لَکُمْ عَلَیَّ مِنَ الْحَقِّ مِثْلُ الَّذِی لِی عَلَیْکُمْ (نهج البلاغه دشتی)
  6. در مقابل «وجوب علی الله»، «وجوب من الله» قرار دارد. «وجوب من الله» به معنای تکلیف‌هایی است که به سبب دستور خداوند بر عهده بندگان است.
فاطمه شریفیان
فاطمه شریفیان

دانش‌آموخته فلسفه در مقطع کارشناسی از دانشگاه مفید قم. دانش‌آموخته فلسفه اخلاق در مقطع کارشناسی ارشد از دانشگاه قم