کانت که سهم بسیار زیادی در تحوّل فلسفه غرب دارد، علاوه بر فلسفه نظری، در فلسفه عملی و اخلاق نیز به پژوهش پرداخته است. پرداختن به مسائل اخلاق دغدغه اصلی کانت بوده است، تا حدّی که بنابر نظر هنریش باید تأسیس یک فلسفه اخلاق جامع و کامل را هدف عمده و نهایی وی دانست

این مقاله به تبیین نظریه «تصویر اخلاقی از جهان» می‌پردازد که تفسیر تازه‌ای از فلسفه اخلاق کانت است. کانت در ارائه این نظریه از روسو تأثیر زیادی پذیرفته است. او پس از مواجهه با آثار روسو به این نتیجه رسید که بدون داشتن یک تصویر اخلاقی از جهان نمی‌توان رفتار اخلاقی ثابت و پایداری داشت. ارزش این نظریه که برخاسته از نظریه «احترام به قانون اخلاقی» و تداوم نظریه «شایستگی سعادت» می‌باشد این است که از طریق آن همه انسان‌ها به عنوان فاعل‌های اخلاقی به ارزش فعل اخلاقی یقین پیدا می‌کنند و درمی یابند که تصویر کلّی حاکم بر جهان، اخلاقی است. این برترین انگیزه برای انجام افعال اخلاقی و بهترین ابزار برای تداوم بخشیدن به نظام اخلاقی است.

اصل این مقاله، تألیف دیتر هنریش، از فیلسوفان معاصر آلمانی است. وی در سال ۱۹۲۷م در ماربورگ آلمان متولّد، و در دانشگاه هایدلبرگ موفق به اخذ مدرک دکتری در رشته فلسفه گردید. تحقیقات او بیشتر در زمینه زیبایی‌شناسی، فلسفه اخلاق، فلسفه سیاست، ایده‌آلیسم آلمانی و به ویژه فلسفه کانت است. هنریش هم اکنون عضو فرهنگستان علوم هایدلبرگ و باواریا و نیز عضو افتخاری فرهنگستان علوم آمریکاست.

مقاله او ابتدا در سال ۱۹۹۰ م، در دانشگاه استانفورد آمریکا، توسّط خودش و به شکل درس گفتار با عنوان «The Moral Imag of the World»  ارائه گردید، سپس در کتاب ذیل به چاپ رسید:

Dieter Henrich, Aesthetic Judgment and the Moral Image of the World, Stanford University Press, California, 1992.

نوشتار حاضر شرح و تفسیری است از مقاله مزبور که در موارد لزوم ترجمه گردیده و مورد استناد قرار گرفته است. ۱

همان گونه که ادم مورتون می‌گوید، «اخلاق کانت بر اهمیت انگیزه‌ها، عمل کردن بر طبق اصول، و پایبندی به قواعد کلی رفتار تأکید می‌ورزد.»

تصویر اخلاقی از جهان

کانت که سهم بسیار زیادی در تحوّل فلسفه غرب دارد، علاوه بر فلسفه نظری، در فلسفه عملی و اخلاق نیز به پژوهش پرداخته است. پرداختن به مسائل اخلاق دغدغه اصلی کانت بوده است، تا حدّی که بنابر نظر هنریش باید تأسیس یک فلسفه اخلاق جامع و کامل را هدف عمده و نهایی وی دانست.

به نظر کانت، عقل نظری فقط توان درک امور پدیداری را دارد؛ یعنی آنچه که در قالب زمان و مکان بر ما نمایان می‌شود. مقولات فاهمه تنها به شناخت ما از امور پدیداری که در قلمرو تجربه است نظم و اعتبار می‌بخشد. اطلاق این مقولات بر اموری که خارج از حوزه تجربه باشد، صحیح نیست و نتیجه‌ای جز مغالطه ندارد. آزادی اراده، خلود نفس و وجود خدا چون خارج از قلمرو تجربه‌اند، در عقل نظری قابل اثبات و نفی نیستند. از این رو، کانت آنها را در حوزه عقل عملی مورد بحث قرار می‌دهد و به اثبات می‌رساند.

فلسفه اخلاق کانت وظیفه گرایانه است. براساس آن، معیار خوبی و بدی اعمال در خود عمل قرار دارد و نه در نتایج و آثار آن که اخلاق غایت گرایانه به آن معتقد است. همچنین فلسفه اخلاق او بهترین نمونه اخلاق صورت‌گرا یا فرمالیسم است؛ یعنی دارای معیارهای صوری است که با قواعد کلّی مطابقت دارد. همان گونه که ادم مورتون می‌گوید، «اخلاق کانت بر اهمیت انگیزه‌ها، عمل کردن بر طبق اصول، و پایبندی به قواعد کلی رفتار تأکید می‌ورزد.»۲ این معیارها بدون دخالت حسّیات و تجربیات از عقل عملی محض نشأت می‌گیرند. قوانین اخلاقی را عقل خود ما بر ما حاکم می‌کند و نه چیز دیگری مثل دین. از این رو، کانت اخلاق را مبتنی بر دین نمی‌داند. هرچه را عقل فرمان دهد، به همه موجودات عاقل فرمان می‌دهد. اگر ما موجودی صرفا عاقل بودیم و هیچ گونه تعلّقی به طبیعت و امیال نفسانی نداشتیم، رفتارمان خود به خود و بدون هیچ تعارضی میان عقل و امیال، همواره منطبق با عقل بود، چنان که در اراده مقدّس یا اراده خدا چنین است. امّا چون دارای امیال هستیم و در طبیعت زندگی می‌کنیم، از این رو، اوامر عقل به صورت تکلیف بر ما ظاهر می‌شود و ما را مجبور به اطاعت از آن می‌کند. کانت از این بیان نتیجه می‌گیرد که یک عمل تنها زمانی ارزش اخلاقی دارد که به خاطر خود تکلیف و از روی آن انجام گیرد. صرف مطابقت با تکلیف کافی نیست؛ زیرا ممکن است امیال و خواهش های نفسانی در آن دخالت داشته باشند که در این صورت، عمل انجام شده منطبق با معیار صوری قواعد کلّی نخواهد بود.

پی نوشت

  1. نگارنده در نقل از ترجمه های فارسی سعی کرده است عین ترجمه را نقل کند، اما در بعضی موارد از واژه ای که قابل فهم تر بوده و کاربرد بیشتری داشته استفاده نموده است؛ برای مثال، در نقل از «بنیاد مابعدالطبیعه اخلاق» از واژه «خواست» به «اراده» و از «بایسته» به «امر» تعبیر کرده است. همچنین در نقل از «نقد عقل عملی»، از قطعاتی از آن که در کتاب فلسفه کانت تألیف میر عبدالحسین نقیب زاده آمده بهره برده است.
  2. اَدَم مورتون، فلسفه در عمل، (مدخلی بر پرسش های عمده)، ترجمه فریبرز مجیدی، تهران، مازیار، ۱۳۸۲، ص ۲۷۰.
فاطمه شریفیان
فاطمه شریفیان

دانش‌آموخته فلسفه در مقطع کارشناسی از دانشگاه مفید قم. دانش‌آموخته فلسفه اخلاق در مقطع کارشناسی ارشد از دانشگاه قم