نیچه راهی را که بشر در مسیر اخلاق تاکنون پیموده است، نه همچون یک فرایند تکاملیِ مثبت و ارزنده، بلکه تاریخچه‌ی دیرپاترین خطاهای انسان و مسبب سرنوشت هولناک و هراس‌انگیز او می داند

نیچه راهی را که بشر در مسیر اخلاق تاکنون پیموده است، نه همچون یک فرایند تکاملیِ مثبت و ارزنده، بلکه تاریخچه‌ی دیرپاترین خطاهای انسان و مسبب سرنوشت هولناک و هراس‌انگیزاو می داند. از این رو به نقد شدیداخلاق که به اصطلاح میراثی تاریخی و دستاوردی ارزشمند برای بشر تلقی می‌شد، می پردازد.از نظر او تمامی ابعاد زندگی بشر، حتی پرسش او از وجود،تحت تأثیر ارزش‌هاست و این ارزش‌ها،کشمکش‌ها و بحران‌هایی را برای انسان پدید آورده‌است.نیچه خود را ضد اخلاق می‌نامد و همه‌ی نظام های اخلاقی را مردود می‌شمارد.البته او در نقد اخلاق می خواهد بنیاد حقیقی اخلاق را بیابد، جایگاه و نحوه‌ی عمل آن را شرح دهد و ساز و کارارزش‌گذاری‌ انسان‌را که او را به انجام افعال اخلاقی وادارمی‌کند، تشخیص دهد.در پس تمام اظهارات ویرانگرانه نیچه، طرحی جدید و ایده ای نو و در عین حال یکپارچه وجود دارد. او قصد ندارد نظامی همچون نظام‌هایی که آنها را به نقد کشیده و ویران نموده است، بنیان گذارد. مظهر این ایده‌ ی نو، ابرانسان است. در این مقاله نگاه منفی نیچه را به منزلت اخلاق در تمدن غرب، در پرتو انتقاداتی که به اخلاق وارد می کند، بررسی می کنیم.

متن کامل مقاله را از اینجا دریافت کنید.

فاطمه شریفیان
فاطمه شریفیان

دانش‌آموخته فلسفه در مقطع کارشناسی از دانشگاه مفید قم. دانش‌آموخته فلسفه اخلاق در مقطع کارشناسی ارشد از دانشگاه قم