فلسفه اخلاق و عقل؛ ترجمه مقاله «ETHICS AND REASON»

پیشنهاد سردبیر

دکارت (۱۶۵۰ ت ۱۵۹۶)، اسپینوزا (۷۷ ـ ۱۶۳۲) ، و لایب نیتس (۱۷۱۶ ـ ۱۶۴۶) به‌طور معمول و به درستی متعلق به مکتب خاص تفکر در علوم ماوراء الطبیعه و معرفت‎شناسی شمرده می‌شوند. اگرچه آن‎ها نتایج متفاوتی از این علوم ارائه می‌دهند، اما در مجموعه‌ای از دغدغه‌ها و اصول روش‌شناسانه مشترک هستند. هر کدام به طور جداگانه اثبات وجود خداوند و توصیف ارتباط خداوند با جهان و نیز ارائه گزارشی از نوع انسان؛ و توصیف سرشت و محدودیت‌های دانش را مورد توجه قرار می‌‌دهند. دکارت، اسپینوزا و لایب‎نتیس در مورد این که اجزای اصلی منطق چه هستند و چگونه به طرز صحیحی به کار می‌روند اختلاف نظر دارند، به هر حال به طور کلی این درست است که هر یک از آن‎ها به این موضوعات به عنوان مسئله‌ای می‌نگرد که به‌وسیله عقل انسان بهتر فهمیده می‌شود تا به وسیله اعتماد غیرنقادانه به حواس. پس به خاطر این اهداف (اهداف مذکور)، برچسب «عقل‌گرایی» دقیق، مفید و قابل پذیرشی است. 

 

شاید این عنوان در فلسفه اخلاق آن‌چنان مفید نباشد. دکارت، اسپینوزا و لایب‎نیتس در برخی دیدگاه‌های اخلاقی با یکدیگر مشترکند. به علاوه، برخی از مهم‎ترین تفاوت‌ها از مواضع آن‎ها در منازعات مابعد الطبیعی و معرفت‌شناسانه ناشی می‌شود.

این اهداف و تأثیرات فلاسفه در حوزه اخلاق از بسیاری جهات متفاوتند و تأکید کمتر بر این نکته می‌تواند گمراه‌کننده باشد. نظریه اخلاقی دکارت تأثیر فلسفه رواقیون را نمایان می‌سازد و نیز دیدگاه‌های قدیمی درباره انفعالات (هیجانات) و کنترل آن‎ها در پرتو گزارش خود او از انسان، فیزیولوژی انسانی و روانشناسی را از نو طرح می‌کند.

دیدگاه‌هایی که دکارت بیان داشته است به واسطه تکریم نسبت به مرجعیت توأمان کلیسایی و مدنی همراه با اهتمامی موجه به اینکه دشمنان وی به احتمال زیاد در یک نظریه اخلاقی کامل و بطور خاص در یک اخلاق هنجاری تفصیلی وسایل مؤثری برای تخریب شهرت و ثبات او خواهند یافت تعدیل شده است. در نتیجه حتی کامل‎ترین اثر اخلاقی او یعنی «انفعالات نفس» این حس را در انسان باقی می‌گذارد که بعضی از نتایج مهم این تئوری نانوشته مانده است. اسپینوزا در تبیین خود از انفعالات و کنترل آن‎ها در کتاب اخلاق به دکارت و رواقیان می‌پردازد.

لایب‎نتیس، برداشتی از فضیلت، سعادت و کمال را ارائه می‌دهد در حالی‌که کوتاه و غیر منظمند اما به وضوح پاسخگوی دل‎مشغولی‌هایی از این نوع هست که محرک دکارت و اسپینوزا بوده است. در عین حال مهم‎ترین و متفاوت‌ترین تفکرات اخلاقی او و تصور نیکوکاری در اذهان عقلانی جامعه را که او آن را شهرخدا می‌نامد یک نقطه اخلاقی را مورد خطاب قرار می‌دهد که ما در مقابل دیگران چگونه عمل کنیم

و اما اسپینوزا به روشنی به تعدادی از نویسندگان مخصوصاً هابز، ابن‌میمون و ارسطو نیز می‌پردازد. مضامین دکارتی نیز در نظریه اخلاقی اسپینوزا وجود دارد اما فقط به عنوان بخش مهمی از کل دیدگاه او. به علاوه اسپینوزا دیدگاه خود را در یک رساله جسورانه، سازش‎ناپذیر و مستقیم این‌گونه بیان می‌کند که نظریه اخلاقی او بسیار پخته‌تر از دیدگاه‌های دکارت یا لایب‎نتیس است. اگرچه ملاحظات او در مورد اخلاقیات توجه دقیق او را به اسپینوزا و دکارت نشان می‌دهد، سنت‌های دیگر به خصوص سنت نظریه قانون طبیعی را به همان اندازه مورد خطاب قرار می‌دهد. لایب‎نتیس، برداشتی از فضیلت، سعادت و کمال را ارائه می‌دهد در حالی‌که کوتاه و غیر منظمند اما به وضوح پاسخگوی دل‎مشغولی‌هایی از این نوع هست که محرک دکارت و اسپینوزا بوده است. در عین حال مهم‎ترین و متفاوت‌ترین تفکرات اخلاقی او و تصور نیکوکاری در اذهان عقلانی جامعه را که او آن را شهرخدا می‌نامد یک نقطه اخلاقی را مورد خطاب قرار می‌دهد که ما در مقابل دیگران چگونه عمل کنیم، این مسأله فقط یک نکته گذرا برای اسپینوزا و چیزی است که دکارت در مورد قدرت‌های برتر به آن تکیه می‌کند. بنابراین یک مجموعه مشترکی از زمینه‌ها وجود دارد که در این تئوری‌ها نشان داده می‌شود. در عین حال، این نکات و چشم اندازهای گوناگون (امور مهم) نویسنده این مسأله را که این میزان مشابهت برای پیشرفت قابل توجه سنت اخلاقیات فضیلت بیش از یک مکتب تعریف شده تفکر اخلاقی عقل گرا پیشنهاد می‌کند.

«دکارت»

در مقدمه ترجمه فرانسوی کتاب اصول فلسفه (۱۶۴۷)، دکارت می‌نویسد (1969، AT IXB 14): کل فلسفه مانند یک درخت است، ریشه‌های آن مابعد الطبیعه و تنه آن فیزیک و شاخه‌ها که از تنه می‌رویند همه آن‎ها می‌توانند به سه شاخه اصلی تأویل شوند که این سه جزء شامل پزشکی و مکانیک و اخلاق هستند. منظور من اینست که بالاترین و کامل‎ترین نوع اخلاق همان که متضمن دانشی فراگیر از دیگر علوم و بالاترین سطح حکمت است.

در حالیکه دکارت اغلب به عنوان یک غیر طبیعت‌گرا نمایان می‌گردد، الزام او به این دیدگاه که اخلاق قسمتی از یک بدنه منفرد دانش همراه با دیگر علوم است نشان می‌دهد که به طریقی او یک طبیعت‌گراست: روش‌های او در مطالعه اخلاق با روش‌های او در دیگر علوم متفاوت نیستند و او از نتایج دیگر علوم به خصوص از محاسباتش در طبیعت انسان برای دستیابی به مفهوم نظریه اخلاق استفاده می‌کند.

در حالیکه دکارت اغلب به عنوان یک غیر طبیعت‌گرا نمایان می‌گردد، الزام او به این دیدگاه که اخلاق قسمتی از یک بدنه منفرد دانش همراه با دیگر علوم است نشان می‌دهد که به طریقی او یک طبیعت‌گراست

پس شگفت‌انگیز نیست که موقعیت مهم او از گزارش دکارت در اخلاق به طور خاص در نوشته‌های فیلسوفانه شامل گفتار در مورد روش (۱۶۳۷)، تأملات (۱۶۴۱) و اصول فلسفه (۱۶۴۴) یافت شوند. با این حال، بعدها در طول حیاتش در جولای سال ۱۶۴۵ دکارت با الیزابت ملکه بوهمیا مکاتباتی را داشت که با مطالعه زندگی شاد اثر سنکا آغاز گردید و با انفعالات نفس (۱۶۴۹) دکارت ادامه یافت. کتاب انفعالات و مکاتبات با الیزابت باعث گردید که دکارت در دیگر آثارش تحولی ایجاد کند و مشروح‌ترین گزارش از اخلاق را پدید آورد. در گسترده‌ترین نکات مهم که نظریه‌ به عنوان امری شامل حالت مشخص با فضیلت درک می‌شود بعضی درجات دانش و اراده وجود دارد که به وسیله آن به معرفت هدایت می‌شود در ضمن گزارشی از اخلاق مشروط و ابزارهایی که به طور کلی به وسیله آن باید برای به‌دست آوردن فضیلت تلاش کنیم و نیز گزارشی از انفعالات ارائه شده است. گزارش دکارت از انفعالات، موانع اصلی ثبات اراده و ابزارهای غلبه بر آن‎ها را شرح می‌دهد. ما می‌توانیم شادمانی را به وسیله عمل کردن بر اساس بهترین فهم از خیر به‌دست آوریم و سعادت را به‌وسیله عمل در این راه از طریق دانش کسب کنیم.

منبعصدانت 
فاطمه شریفیان
فاطمه شریفیانhttp://ethicshouse.ir
متن زندگی نامه کاربر توضیحات در مورد متن زندگی نامه کاربر توضیحات در مورد متن زندگی نامه کاربر توضیحات در مورد متن زندگی نامه کاربر توضیحات در مورد متن زندگی نامه کاربر توضیحات در مورد متن زندگی نامه کاربر توضیحات در مورد متن زندگی نامه کاربر توضیحات در مورد متن زندگی نامه کاربر توضیحات در مورد متن زندگی نامه کاربر توضیحات در مورد متن زندگی نامه کاربر توضیحات در مورد متن زندگی نامه کاربر توضیحات در مورد

متن دیدگاه

لطفا نظر خود را وارد کنید
لطفا نام خود را اینجا وارد کنید

مرتبط

جایگاه اخلاق در هوش مصنوعی چیست؟

فناوری اطلاعات دیجیتال دسترسی همه‌گیر به اطلاعات را در هر زمان و هر نقطه‌ای آسان کرده است. این روند تأثیر چشمگیری بر شکل‌گیری تمام...