پرش لینک ها

درختواره

عدالت اجتماعی

عدالت اجتماعی از دیدگاه اسلام

در این مختصر، نخست بحث کوتاهی درباره مفهوم عدالت اجتماعی خواهیم داشت؛ چرا که ابهام و اجمال این مفهوم، خود در بی‌سروسامانی و آشفتگی مطالب مطرح شده در این مقوله، نقشی شایان توجه دارد. سپس به بررسی زمینه‌های تحقق عدالت اجتماعی و موانعی که بر سر تولد و شکوفایی آن است می‌پردازیم.

کرامت آدمی در اخلاق کانتی

١. اهمیت ایده کرامت انسانی در فلسفه كانت، آدمیان شأن و منزلت خاصی در میان عالمیان دارند، رأیی که البته، خاص او نبود. چنین اندیشه‌ای در متون قدیمی مقدس دینی نیز مورد تأکید بود، اما کانت این مفهوم را بنیاد اخلاق می‌داند و لوازم اخلاقی

مخالفت

در نزاع و دشمنی هم باید اخلاق رعایت شود

اختلافات عقیدتی میان مسلمانان پیرو مذاهب گوناگون در مواردی به شکل نامناسبی درآمده است. انکار این واقعیت و تلاش در جهت نادیده گرفتن یا حذف آن، راه به جایی نمی‌برد. افزون بر آن، اگر این اختلافات در مسیری سالم پیش برود، مایه زایندگی و پویایی جوامع اسلامی می‌گردد و از این جهت، نه تنها لازم که بسیار حیاتی است. مشکل اصلی این اختلافات آن است که در آن اخلاق نادیده گرفته می‌شود و به قیمت دفاع و حفظ بخشی از دین اسلام، یعنی عقاید، بخش دیگری از آن، یعنی اخلاق اسلامی، کنار گذاشته می‌شود. بی‌اخلاقی‌های رایج در عرصه مناقشات میان‌مذهبی، به تدریج نهادینه شده و خطر اصلی در همین است که گاه فراموش می‌کنیم پیامبر اسلام (ص)، اسوه اخلاق شناخته شده است و ترویج آیین او، تنها از طریق رعایت اصول اخلاقی شدنی است. هدف این نوشتار به دست دادن تصویری از واقعیت فعلی و تلاش برای فراهم آوردن چهارچوبی اخلاقی برای بررسی مناقشات عقیدتی است. به این منظور، ده اصل اخلاقی به دست داده شده است که در واقع بسط همان قاعده زرین در مناقشات میان‌دینی و عرصۀ اخلاق مخالفت است.

Sir-William-David-Ross

وظايف اخلاقی در ديدگاه ديويد راس

سر ویلیام دیوید راس برجسته‌ترین چهره‌ی اخلاق وظیفه‌گرا پس از کانت است. در این مقاله، به تبیین نظریه‌ی ابتکاری او مبنی بر تفکیک «وظایف اخلاقی در نگاه نخست» از «وظایف در مقام عمل، برای حل مشکل تعارض وظایف، که اخلاق کانت با آن مواجه بود، می‌پردازیم. همچنین برخی از آراء مهم فرااخلاقی او را که در دیدگاه هنجاری مؤثر است، بیان خواهیم کرد. راس یک عینیت‌گرای اخلاقی است که حقایق اخلاقی را اوصاف واقعی مربوط به جهان می‌داند. او همچنین یک شهودگرای اخلاقی است که مفاهیم اخلاقی بنیادی یعنی خوبی و درستی را غیرقابل تعریف می‌داند، ولی عقل انسان قادر به شهود درستی و نادرستی برخی قضایای اخلاقی بنیادی است. او در باب ارزش‌ها و وظایف، کثرت‌گراست. به عقیده ی راس، تعارض در وظایف در نگاه نخست امکان دارد نه در وظایف در مقام عمل. وظایف در نگاه نخست اعمالی هستند که به علت داشتن اوصاف درست‌ساز، در نگاه اول الزامی هستند ولی آنها در صورتی وظیفه در مقام عمل ما خواهند بود که در عین حال وظیفه در نگاه نخست مهم‌تر دیگری متوجه ما نباشد. در این صورت آن وظیفه ی مهم‌تر، وظیفه در مقام عمل خواهد بود و وظیفه در نگاه نخست، الزامی نخواهد بود. بدین ترتیب مشکل تعارض وظایف حل می‌شود.

خطابه ای در باب اخلاق

موضوع من، چنان که می‌دانید، علم اخلاق است و من تعریفی از این اصطلاح را اختیار خواهم کرد که پروفسور مور در کتابش، مبانی اخلاق، به دست داده است. وی می‌گوید: «علم اخلاق کاوش کلی درباره امور خوب است.» اکنون می‌خواهم اصطلاح «اخلاق» را به معنایی قدری وسیع‌تر به کار ببرم، در واقع به معنایی مشتمل بر چیزی که به عقیده من اساسی‌ترین بخش چیزی است که معمولا زیبایی‌شناسی خوانده می‌شود.