
معنویت از نگاه قرآن
۱. مطلع این گفتگو نیز مانند هر گفتگو، مقاله و … دیگری ایضاح مفهومی مطلب مورد بحث را، که در اینجا معنویت از چشمانداز قرآنی است، میطلبد. لطفا بفرمایید از نقطه نظر شما چه تعریفی برای واژهی معنویت میتوان از دل قرآن برگرفت؟ به نام

۱. مطلع این گفتگو نیز مانند هر گفتگو، مقاله و … دیگری ایضاح مفهومی مطلب مورد بحث را، که در اینجا معنویت از چشمانداز قرآنی است، میطلبد. لطفا بفرمایید از نقطه نظر شما چه تعریفی برای واژهی معنویت میتوان از دل قرآن برگرفت؟ به نام

این مقاله که در چهار بخش تنظیم شده است می کوشد پاره ای از ابهامات و سوء تفاهماتی را که پیرامون حکم اخلاقی اهانت و ارتداد و مجازات این دو عمل وجود دارد برطرف کند. پرسش های اصلی که در اینجا بررسی می شوند بدین

سروش دباغ در شماره پشین فصلنامه وزین مدرسه به نقد دیدگاه مصطفی ملکیان در باب نسبت دینداری و مدرنیته پرداخته است. مکتوب حاضر می کوشد نشان دهد که آقای دباغ در فهم مراد آقای ملکیان به خطا رفته و دلایلی که به سود مدعای خود

برای اینکه یک حادثه تاریخی درسی و پیامی برای ما در بر داشته باشد، در درجه اول ما باید بکوشیم فهم درستی از آن حادثه بدست آوریم و فهم یک حادثه نیز چیزی نیست مگر تبیین آن. ما ناگزیریم مجموعه ی اسناد و مدارک تاریخی

درباب حادثه ی عاشورا تحریفات زیادی رخ داده است، اما شاید مهمترین این تحریف ها، که چه بسا منشاء سایر تحریفات هم باشد، تحریفی است که در فهم این حدثه رخ داده است. این تحریف عبارت است از نظر دوختن به برگ تاریک و سیاه

یکی از اتفاقات بسیار بد و ناخوشایندی که در فرهنگ و تمدن اسلامی افتاده است این بوده است که دو گروه از تخبگان که نفوذ اجتماعی زیادی هم داشته اند، خواسته یا ناخواسته کوشیده اند خدا را از زندگی مسلمانان بیرون و به آسمان ها

چنانکه می دانید، خداوند نام های فراوانی دارد. اما یکی از تفاوت های بسیار مهمی که نام های خداوند با نام هایی که ما آدمیان روی اشخاص یا اشیاء می گذاریم دارد این است که نام های خداوند «با مسما» ست.، در حالی که نام

ابوالقاسم فنایی: فقیهان مسلمان نوعاً بر این باورند که فقه جایگزین اخلاق است و اصولاً آمده که مسلمانان را از اخلاق بینیاز کند. اما به نظرم این مشکل بیشتر از آنکه از نسبت اخلاق با شریعت سرچشمه بگیرد از تلقی مسلط در فرهنگ اسلامی درباره این نسبت و به تبع آن از تلقی مسلط درباره نسبت علم اخلاق با علم فقه سرچشمه میگیرد. یعنی به نظر بنده، عموم مسلمانان اعم از فقیهان و غیر فقیهان تلقی روشن و منقحی از ربط و نسبت دین/ شریعت و اخلاق ندارند.

در آغاز مناسب است پیشینه بحث امروز را مرور کنیم. دوست عزیزم سروش داغ پیشتر در مقاله ای با عنوان “تعبد و مدرن بودن: نقدی بر آرای مصطفی ملکیان در باب نسبت دین و مدرنیته” به نقد ملکیان پرداخته بود. صاحب این قلم در پاسخی

«اگر دین ندارید و از بازگشت به سوی خدا نمیترسید، دستکم در دنیای خود آزاده باشید.» این یکی از سخنانی است که در واپسین لحظات عمر امام حسین در خطاب با لشکریان یزید بر زبان ایشان جاری شده است. در نگاه نخستین این سخن معنای ساده و روشنی دارد، اما بر خلاف معنای ساده و روشن آن، بسیار عمیق است. در این سخن دو حقیقت بسیار مهم و کلیدی نهفته است که اگر جدی گرفته شوند میتوانند رویکرد ما در دینشناسی و دینداری را به کلی عوض کنند، و رنگ و بو و سبک و سیاق دیگری بدان ببخشند. این دو حقیقت عبارتند از: «استقلل اخلاق از دین» و «به رسمیت شناختن امور فرادینی» یا «تفکیک قلمرو دین از قلمروهای دیگر».

فقیهان سنتی بدون اینکه در مبانی خود در اصول فقه و فلسفه فقه تجدید نظر کنند نمی توانند در مورد معیار تعیین اوقات شرعی در منطقه ای که خورشید در آن طلوع و غروب نمی کند اظهار نظر کنند، چه در قالب فتوا و چه

چندی پیش میان دو تن از وبلاگنویسان فرهیخته و فاضل بحثی در گرفت در باب اینکه «آیا در مقام نقد و ارزیابی یک ادعا ناقد حق دارد به انگیزهی مدعی نیز توجه کند یا نه؟». برخی از وبلاگنویسان دیگری هم که علائق فلسفی، روانشناختی و