«اگر دین ندارید و از بازگشت به سوی خدا نمی‌ترسید، دست‌کم در دنیای خود آزاده باشید.» این یکی از سخنانی است که در واپسین لحظات عمر امام حسین در خطاب با لشکریان یزید بر زبان ایشان جاری شده است. در نگاه نخستین این سخن معنای ساده و روشنی دارد، اما بر خلاف معنای ساده و روشن آن، بسیار عمیق است. در این سخن دو حقیقت بسیار مهم و کلیدی نهفته است که اگر جدی گرفته شوند می‌توانند رویکرد ما در دین‌شناسی و دین‌داری را به کلی عوض کنند، و رنگ و بو و سبک و سیاق دیگری بدان ببخشند. این دو حقیقت عبارتند از: «استقلل اخلاق از دین» و «به رسمیت شناختن امور فرادینی» یا «تفکیک قلمرو دین از قلمروهای دیگر».

توضیحی درباب ساختار نحوی سخن امام حسین

این سخن از سه جمله تشکیل شده است، که عبارتند از: (۱) «اِن لَم یَکُن لَکُم دینٌ»، (۲) «وَ لاتَخافُونَ المَعادَ»، (۳) «فَکُونُوا اَحراراً فی دُنیاکُم». در آغاز درباره ساختار این سه جمله توضیح می‌دهم و سپس به شرح و تفسیر آن می‌پردازم. جمله اول و سوم روی هم‌رفته یک جمله شرطیه را تشکیل می‌دهند. جمله شرطیه از دو جمله تشکیل می‌شود که یکی از آن‌ها را شرط و دیگری را جزا می‌نامند. بنابراین، جمله اول شرط و جمله سوم جزای آن شرط است. جمله دوم، یعنی «ِِِوِِِتلاِفاخِنوِِملاِداع» جمله «معترضه» است؛ این جمله عطف تفسیری به جمله اول است و معنای جمله اول را توضیح می‌دهد، یعنی دین‌داری را معنا می‌کند.

گوهر دین‌داری از دیدگاه امام حسین

جمله دوم «گوهر دین‌داری» را بیان می‌کند. در این تلقی، دین‌داری یعنی «ترس از سوء عاقبت» و «دغدغه زندگی پس از مرگ و رستگاری و نجات اخروی را داشتن». «دین‌شناسی» از خودشناسی یا خداشناسی شروع می‌شود، اما «دین‌داری» از ایمان به زندگی پس از مرگ و عاقبت‌اندیشی و دل‌نگرانی درباره سرنوشت خود در آخرت شروع می‌شود. در این جا می‌توان پرسید: «چرا امام حسین به جای تأکید کردن بر «ترس از خدا» بر «ترس از معاد» تأکید کرده است؟». پاسخ این پرسش می‌تواند این باشد که ایمان به زندگی پس از مرگ بر ایمان به خدا و پیامبر مقدم است. به این دو آیه از قرآن توجه کنید:

«وَإِذَا ذُكِرَ اللَّهُ وَحْدَهُ اشْمَأَزَّتْ قُلُوبُ الَّذِينَ لَا يُؤْمِنُونَ بِالْآخِرَةِ ۖ وَإِذَا ذُكِرَ الَّذِينَ مِنْ دُونِهِ إِذَا هُمْ يَسْتَبْشِرُونَ» (زمر/ ۴۵): «و چون خدا به یگانگی یاد شود دل‌های کسانی که به آخرت ایمان ندارند منزجر می‌گردد، و چون کسانی غیر از او یاد شوند، بناگاه آنان شادمانی می‌کنند».

«وَهَٰذَا كِتَابٌ أَنْزَلْنَاهُ مُبَارَكٌ مُصَدِّقُ الَّذِي بَيْنَ يَدَيْهِ وَلِتُنْذِرَ أُمَّ الْقُرَىٰ وَمَنْ حَوْلَهَا ۚ وَالَّذِينَ يُؤْمِنُونَ بِالْآخِرَةِ يُؤْمِنُونَ بِهِ ۖ وَهُمْ عَلَىٰ صَلَاتِهِمْ يُحَافِظُونَ» (انعام/ ۹۲): «این کتابی است پربرکت که ما آن را فروفرستادیم، [و] کتاب‌هایی را که پیش از آن آمده تصدیق می‌کند تا [مردم] ام‌القری [= مکه] و کسانی را که پیرامون آنند هشدار دهی، و کسانی که به آخرت ایمان می‌آورند به آن [قرآن نیز] ایمان می‌آورند و آنان بر نمازهای خود مراقبت می‌کنند».

آیه اول می‌گوید: ایمان به زندگی پس از مرگ بر ایمان به توحید مقدم است، و آیه دوم می‌گوید: ایمان به زندگی پس از مرگ بر ایمان بر نبوت پیامبر و حقانیت قرآن مقدم است.

چرا باید اخلاقی زیست؟

این سخن امام حسین متضمن پاسخی است به یکی از مهم‌ترین پرسش‌هایی که در فلسفه اخلاق مطرح است. این پرسش، که ناظر به رابطه «تعهد اخلاقی» با «عقلانیت عملی» است، این است: «چرا باید اخلاقی بود؟»، یا «چرا باید اخلاقی زیست؟».

فاطمه شریفیان
فاطمه شریفیان

دانش‌آموخته فلسفه در مقطع کارشناسی از دانشگاه مفید قم. دانش‌آموخته فلسفه اخلاق در مقطع کارشناسی ارشد از دانشگاه قم