خاص گرایی و معرفت شناسی اخلاقی
این مقاله، معرفت شناسی اخلاقی را بر اساس رویکرد خاص گرایی بررسی می کند. خاص گرایان، نزاع عام گرایی و خاص گرایی را عمدتا در حوزه وجود شناسی ادله اخلاقی می دانند، اما منتقدان، به دلیل ارتباط وجود شناسی و معرفت شناسی، این انحصار در نزاع را صحیح ندانسته و سعی در نقد دیدگاه مغرفت شاختی خاص گرایانه دارند. به اعتقاد آنها، خاص گرایان به دلیل انکار اصول و قواعد اخلاقی و نفی شیوه قیاس، توانایی ارائه تبیین صحیحی از معرفت شناسی اخلاقی ندارند؛ و خاص گرایان در مقابل، معتقدند نظریه عام گرایی به لحاظ وجود شناختی و معرفت شناختی معضلات فراوان دارد. عام گرایان توجیه و داوری اخلاقی را برای همه فاعل ها در شرایط گوناگون یکسان می دانند، چرا که تفکر اخلاقی را بر پایه اصول و از طریق قیاس، ممکن می دانند و خاص گرایان عمدتا شیوه ادراکی خاصی را که مشتمل بر بررسی جزئیات و نوعی ادراک شهودی یا همان بصیرت اخلاقی است، بر نمی تابند. از این رو، شیوه بررسی موردی را به عنوان شیوه فهم گزاره های اخلاقی مطرح می کنند. در این مقاله می کوشیم ضمن اشاره به معضلات رویکرد خاص گرایی در رابطه با معرفت شناسی اخلاقی، تبیین خاص گرایان از چگونگی تفکر اخلاقی را بررسی کنیم. با توجه به ادراک شهودی، نقش عواطف و احساسات در این رابطه قابل تامل است.
