قاعدۀ زرین در سیرۀ امیرالمؤمنین (ع)
قاعدۀ زرین در سیرۀ امیرالمؤمنین (ع)
قاعدۀ زرین (Golden Rule) بهعنوان یکی از کهنترین و جهانشمولترین اصول اخلاقی، در طول تاریخ و در مکاتب فکری گوناگون، بر پایۀ رفتار متقابل استوار بوده است: با دیگران همانگونه رفتار کن که دوست داری با تو رفتار شود. این اصل که در ادیان الهی و مکاتب بشری بازتاب گستردهای دارد، در فلسفۀ اخلاق بهعنوان معیاری اساسی برای سنجش رفتار انسانی مطرح شده است. اما پرسش اصلی این است که این قاعده در منظومه فکری اسلام و بهویژه در نهج البلاغه امیرالمؤمنین علی (ع) از چه جایگاه و کارکردی برخوردار است؟
این مقاله با تمرکز بر «نامۀ ۳۱» نهج البلاغه (عهدنامۀ مالک اشتر)، به بررسی این مسئله میپردازد که چگونه قاعدۀ زرین در قالب منظومهای جامع و عمیق از مفاهیم اخلاقی، عرضه و تعمیق شده است.
قاعدۀ زرین در سنتهای دینی و مکاتب بشری
پیش از بررسی جایگاه قاعدۀ زرین در نهج البلاغه، توجه به ریشههای تاریخی و بازتاب آن در سایر سنتها ضروری است. در یهودیت، این قاعده در تورات (سفر لاویان ۱۹:۱۸) آمده است: همسایۀ خود را مانند خویشتن دوست بدار. در سنت تلمودی، هیلل حکیم تمام تورات را در همین قاعده خلاصه میکند. در مسیحیت، حضرت عیسی(ع) در انجیل متی (۷:۱۲) بر این اصل تأکید میورزد: با مردم همانگونه رفتار کنید که میخواهید با شما رفتار کنند؛ این خلاصۀ تورات و نوشتههای پیامبران است.
در اسلام نیز آیات قرآن (مانند نور، ۲۲) و روایات متعددی به این مفهوم اشاره دارند. حتی در مکاتب بشری مانند کنفوسیوسیسم، بر اصل «شو» (Shu) به معنای آنچه برای خود نمیپسندی، برای دیگران مپسند. تأکید شده است. این همگانی بودن، نشاندهندۀ فطری و عقلانی بودن این اصل اخلاقی است.
قاعدۀ زرین در نهج البلاغه: فراتر از یک قاعدۀ رفتاری
در نهج البلاغه – بهویژه در نامۀ ۳۱ – امیرالمؤمنین علی (ع) آشکارا به اصل زرین اشاره میفرمایند: ای پسر! خود را برای دیگران میزان قرار ده؛ پس آنچه برای خود میپسندی برای دیگران بپسند و آنچه برای خود نمیپسندی برای دیگران نیز مپسند. این بیان، همارز مثبت و منفی قاعده زرین را دربرمیگیرد؛ اما نکتۀ برجسته و متفاوت در کلام امام (ع) این است که ایشان این قاعده را صرفاً در سطح یک دستورالعمل رفتاری یا یک معاملۀ متقابل محدود نکردهاند؛ بلکه آن را در دل منظومهای گسترده از مفاهیم عمیق اخلاق علوی قرار میدهند. قاعدۀ زرین در این نگاه، محوری است که سایر فضائل اخلاقی، حول آن معنا و تکمیل میشوند.
گسترۀ مفاهیم اخلاقی و تقویت قاعدۀ زرین
برخلاف برخی رویکردهای صرفاً قراردادی یا سودمحور به قاعدۀ زرین، اجرای راستین این قاعده در نگاه امیرالمؤمنین (ع)، نیازمند بنیانهای درونی است. مفاهیمی چون خودسازی، تهذیب نفس، صبر، زهد، کرامت نفس، آزادگی از تعلقات دنیوی، تقوا و توکل، زیرساخت لازم برای عمل به این اصل را فراهم میکنند. این مفاهیم در نامۀ ۳۱ و سایر خطبههای نهجالبلاغه بهتفصیل آمدهاند:
- خودسازی و تهذیب نفس: امام (ع) بر تَزَکِّ نَفْسَک تأکید میکنند. این فرآیند درونی، فرد را از رذائل، پاک و به فضائل، آراسته میسازد. تنها انسانی که بر نفس خویش مسلط است، میتواند بدون تأثیرپذیری از هوای نفس و منافع شخصی، به انصاف و عدالت با دیگران رفتار کند.
- صبر: بهعنوان رکنی اساسی، به انسان توانایی میدهد تا در برابر ناملایمات زندگی و در مواجهه با دیگران، پایدار بماند و بر اساس حق و انصاف عمل نماید، نه بر اساس واکنشهای لحظهای و احساسی.
- زهد و آزادگی از وابستگیهای مادّی: امام (ع) میفرمایند: زُهد، آن است که انسان را از بندگی هر چیز آزاد کند. این آزادگی، فرد را از دام حرص، طمع و وابستگیهایی رها میسازد که میتواند او را به رفتارهای حسابگرانۀ صرف و نفعطلبی فردی در روابط با دیگران سوق دهد.
- حفظ کرامت نفس: تأکید بر کرامت ذاتی انسان – هم برای خود فرد و هم برای دیگران – مانع از رفتارهای خوارکننده، تحقیرآمیز و غیراخلاقی میشود. کسی که کرامت خود را باور دارد، آن را برای دیگران نیز به رسمیت میشناسد.
- تقوا و توکل: جهتدهی الهی به رفتار اخلاقی، انگیزه را از سطح رضایتطلبیِ صرفِ انسانی فراتر برده و به عبادت تبدیل میکند. توکل بر خداوند، پشتوانهای معنوی برای پایبندی به اصول اخلاقی در شرایط دشوار فراهم میآورد.
این مبانی درونی، باعث میشود اجرای قاعدۀ زرین، اصیل، پایدار و فراتر از یک معاملۀ متقابل ساده یا یک قرارداد اجتماعی باشد. در این صورت، رفتار نیک با دیگران، برآمده از عمق شخصیت اخلاقی فرد و در جهت رضای الهی صورت میگیرد، نه صرفاً برای جلب پاسخ متقابل.
محورهای سهگانۀ رابطۀ انسان: چارچوب جامع اخلاق در نهجالبلاغه
امیرالمؤمنین علی (ع) در منظومۀ فکری خود، قاعدۀ زرین را در پیوند با سه رابطۀ اساسی انسان سامان میدهد که در نامۀ ۳۱ نمودی بارز دارد:
۱. رابطۀ انسان با خود (خودسازی): این رابطه، پایه و اساس دو رابطۀ دیگر است. پایبندی به اصولی مانند تهذیب نفس، کنترل هوای نفس، تحصیل فضائل و دوری از رذائل، فرد را از درون برای رفتار نیک و عادلانه با دیگران آماده میکند. بدون این اصل، رفتار با دیگران ممکن است سطحی، ریاکارانه یا ناپایدار باشد.
۲. رابطۀ انسان با خدا (خدامحوری): این رابطه، چرایی و جهت غایی رفتار اخلاقی را تعیین میکند. هنگامی که محور رفتار انسان، رضایت خداوند باشد، انگیزههای او از رضایتطلبیِ صرفِ انسانی یا ترس از عقوبت اجتماعی، به سطح بالاتری ارتقا مییابد. رفتار با خلق، نشانی از بندگی خالق و حرکت در مسیر قرب الهی میشود.
۳. رابطۀ انسان با دیگران (دیگرمداری): در این سطح، قاعدۀ زرین بهصورت عینی و در گسترۀ روابط اجتماعی تجلی مییابد. تأکید بر انصاف، احسان، دوری از ستم، خیرخواهی برای همگان، وفای به عهد و توصیه به مدارا، نمودار این بعد است. امام (ع) در نامۀ ۳۱، این بعد را در عرصه حکومتداری، روابط خانوادگی و اجتماعی بهتفصیل تبیین میکنند.
این سه محور بههمپیوسته، الگویی جامع و سهبعدی از اخلاق ارائه میدهند که در آن، قاعدۀ زرین از حاشیه به متن یک نظام ارزشی عمیق منتقل شده و کارآمدی، اصالت و پایداری آن تضمین میشود. این مدل، قاعدۀ زرین کلاسیک را از محدودۀ یک توصیۀ دوجانبۀ صرف خارج کرده و آن را به منشوری برای تعالی روابط سهگانۀ بشری ارتقا میدهد.
امیرالمؤمنین (ع) این قاعده را صرفاً در سطح یک دستورالعمل رفتاری یا یک معاملۀ متقابل محدود نکردهاند؛ بلکه آن را در دل منظومهای گسترده از مفاهیم عمیق اخلاق علوی قرار میدهند. قاعدۀ زرین در این نگاه، محوری است که سایر فضائل اخلاقی، حول آن معنا و تکمیل میشوند.
سخن پایانی
بررسی نامۀ ۳۱ نهجالبلاغه و سایر شواهد مرتبط نشان میدهد که امیرالمؤمنین علی (ع)، قاعدۀ زرین جهانی را نه نفی و نه تنها تکرار، که در قالب نظام اخلاقی اسلام تفسیر، تعمیق و تکمیل نمودهاند. ایشان با بنیاننهادن این قاعده بر پایههای استوار تهذیب نفس، فضیلتگرایی دروننهاد و خدامحوری، آن را از سطح یک توصیۀ رفتاری فراتر برده و به الگویی پایدار برای سامانبخشی روابط انسان با خویش، خلق و خدا تبدیل کردهاند.
این نگاه جامع، چند دستاورد مهم دارد:
۱. تقویت اصالت قاعده: با ریشهدادن آن در فطرت و درون انسان، از نسبیگرایی و تفسیرهای سودمحور صرف جلوگیری میکند.
۲. افزایش کارآمدی و پایداری: با پیوند زدن به فضائل درونی، تضمین میکند که رفتار اخلاقی در شرایط دشوار و حتی در فقدان پاسخ متقابل نیز تداوم یابد.
۳. ارائۀ چارچوبی جهانشمول و عمیق: این الگوی سهبعدی، پاسخی جامع به نیازهای اخلاقی بشر در همه اعصار و فرهنگها است.
بنابراین، نهج البلاغه با تلفیق حکمت علوی و اصل جهانشمول قاعدۀ زرین، نقشی بیبدیل در تقویت گفتمان اخلاق جهانی ایفا نموده و نشان میدهد که تعالیم اهلبیت (ع) نه تنها با اصول مشترک اخلاق بشری در تضاد نیست، که قادر است آنها را در بالاترین سطح معنا بخشیده و به کمال برساند.
منبع:
مقالۀ «بررسی قاعدۀ زرین و نقش سیرۀ اخلاقی علوی در اصالت و کارایی آن: مطالعۀ موردی نامۀ ۳۱ نهجالبلاغه»، پژوهش دینی، شمارۀ ۵۱، پاییز و زمستان ۱۴۰۴، صفحات ۸۱-۱۱۰.

