
آیا انسان بدون دین میتواند خوب باشد؟
یکی از مهمترین سؤالات در فلسفه غرب این است که “آیا میتوانیم بدون خدا خوب باشیم؟” این سؤال بیانگر دغدغه انسان محوری است که اخلاقیات و مجموعهای متعالی از اصول اخلاق را خارج از احکام الهی ایجاد میکند.
این مقاله با رد مفهوم تومیست از قانون اخلاقی که دراثر “خلاصهای بر الهیات” وی یافت شده، این دغدغهها را بررسی میکند و استدلال میکند که انسانها از نظر اخلاقی بدون نیاز به وحی الهی عمل میکنند. چارچوبی کوتاه برای جلوگیری از نسبیگرایی در اخلاق و نهادینهسازی تجربی اخلاق از طریق اثر مایکل شرمر و سام هریس، شالوده این مقاله را تشکیل میدهد.











