OnlyFans؛ همه راضیاند، پس چرا اخلاق غُر میزند؟

آیا رضایت فردی میتواند همه پیامدهای اخلاقی یک بازار را توجیه کند؟
در سالهای اخیر، کمتر نامی در حوزه اقتصاد دیجیتال به اندازه OnlyFans با محتوای جنسی گره خورده است. در نگاه نخست، این پلتفرم ممکن است چیزی بیش از یک شبکه اجتماعی پولی به نظر نرسد: تولیدکننده محتوا صفحهای ایجاد میکند، مخاطب برای دسترسی به محتوای اختصاصی پول میپردازد و پلتفرم نیز در ازای فراهمکردن زیرساخت، سهمی از این مبادله دریافت میکند. با اینحال، مسیر شکلگیری و رشد OnlyFans پرسشهایی را به وجود آورده که دیگر صرفاً اقتصادی یا فناورانه نیستند؛ بهویژه هنگامی که موضوع مبادله، تصویر جنسی، بدن و نوعی تنفروشی باشد.
OnlyFans در سال ۲۰۱۶ بهوسیله تیم استوکلی در بریتانیا راهاندازی شد. ایده ابتدایی آن، ایجاد بستری بود که تولیدکنندگان مختلف محتوا بتوانند از رابطه مستقیم با طرفداران خود درآمد کسب کنند. مدل اقتصادی آن نیز بر همین اساس شکل گرفت: کاربر برای اشتراک، خرید محتوای اختصاصی، پیامهای پولی یا انعام هزینه میکند و بخش عمده این درآمد به تولیدکننده میرسد. این مدل در اصل به حوزه محتوای جنسی محدود نبود و تولیدکنندگان حوزههایی مانند ورزش، موسیقی و سبک زندگی نیز بر روی آن فعالیت داشتهاند.
اما خیلی زود، بازار دیگری بیش از دیگران با این مدل سازگار شد. تولیدکنندگان محتوای جنسی، مخاطبان آمادهای داشتند و در بسیاری از پلتفرمهای عمومی با محدودیتهایی برای درآمدزایی مواجه بودند. OnlyFans به آنان امکان داد رابطه اقتصادی مستقیمتری با مخاطبان خود برقرار کنند. در سال ۲۰۱۸ نیز مالکیت شرکت به لئونید رادوینسکی، سرمایهگذاری با سابقه فعالیت در این حوزهها، منتقل شد و پس از آن، پیوند OnlyFans با این بازار پررنگتر شد.
رشد بعدی، بهویژه در دوره همهگیری کرونا، OnlyFans را به یکی از شناختهشدهترین نمونههای اقتصاد تولیدکنندگان محتوا تبدیل کرد. در سال مالی منتهی به نوامبر 2023، کاربران حدود 6.6 میلیارد دلار روی این پلتفرم هزینه کردند و شرکت حدود 1.3 میلیارد دلار درآمد داشت. با وجود گسترش فعالیت به حوزههای غیرجنسی، این پلتفرم همچنان در افکار عمومی و بخش مهمی از فعالیت اقتصادی خود با محتوای جنسی شناخته میشود. (Fenix International/Companies House, 2025; The Guardian, 2025)
همین واقعیت، ما را به یک گام مهمتر میرساند.
آیا هر فعالیتی که بتوان آن را به یک معامله داوطلبانه و سودآور تبدیل کرد، از نظر اخلاقی نیز قابل توجیه است؟
در اینجا مسئله «رضایت» مطرح میشود.
اگر فردی بالغ و آگاهانه تصمیم بگیرد تصویر جنسی خود را در برابر پول منتشر کند، بهطور طبیعی نمیتوان این واقعیت را نادیده گرفت که او در مورد بدن و زندگی شخصی خود تصمیمی گرفته است. رضایت، اختیار و نبود اجبار از عوامل مهم در ارزیابی اخلاقیاند. اما از این گزاره نمیتوان بلافاصله به نتیجهای بسیار گستردهتر رسید: اینکه چون فرد رضایت داده است، پس عمل او یک عمل اخلاقی است و دیگر هیچ مسئلهای باقی نمیماند.
میان این دو گزاره تفاوت اساسی وجود دارد: «این فرد رضایت داده است» و «پس این عمل هیچ پیامد اخلاقی نامطلوبی ندارد.»
رضایت میتواند یکی از شروط مهم جواز اخلاقی باشد، اما لزوماً همه پرسشهای اخلاقی را پاسخ نمیدهد.
آیا اخلاق فقط درباره خود انتخاب فرد است یا درباره پیامدهای قابل پیشبینی آن نیز هست؟
به نظر میرسد در داوری اخلاقی، نمیتوان رابطه میان عمل و پیامدهای آن را نادیده گرفت. انسان فقط با نیت خود زندگی نمیکند؛ اعمال او در دیگران، در روابط و حتی در فرهنگ اجتماعی اثر میگذارد. از همینرو، ممکن است عملی از منظر آزادی شخصی برای فرد قابل دفاع باشد، اما گسترش و نهادینهشدن همان عمل در یک نظام اقتصادی پیامدهایی ایجاد کند که ارزیابی اخلاقی متفاوتی را ضروری سازد.
این مسئله درباره محتوای جنسی اهمیت بیشتری پیدا میکند؛ زیرا مخاطب فقط یک مصرفکننده منفرد نیست و اثرات چنین محتوایی نیز لزوماً به همان فرد محدود نمیشود.
یکی از این پیامدهای مورد بحث، تصویر بدنی است. پژوهشهای روانشناختی نشان دادهاند که مقایسه اجتماعی درباره ظاهر با نارضایتی از بدن ارتباط دارد و این ارتباط در زنان نیز میتواند برجستهتر باشد. یک فراتحلیل بر پایه ۱۵۶ مطالعه، رابطه میان مقایسه اجتماعی و نارضایتی از بدن را گزارش کرده است. (Myers & Crowther, 2009; Bonfanti et al., 2025)
پژوهشهای اختصاصیتر درباره محتوای پورنوگرافیک نیز یافتههایی در همین جهت ارائه کردهاند. یک مرور نظاممند از ۲۶ مطالعه نشان داد که فراوانی مواجهه با پورنوگرافی با ادراک منفیتر از تصویر بدن و تصویر جنسی بدن ارتباط دارد. (Paslakis et al., 2022)
بنابراین، میتوان پرسید آیا بازاری که بهطور مداوم برخی بدنها را بهعنوان موضوع مطلوب نگاه و مصرف عرضه میکند، صرفاً به انتخابهای فردی محدود میماند؟ یا اینکه میتواند استانداردهایی ظاهری ایجاد کند که برخی مخاطبان خود را در مقایسه با آنها ناکافی ببینند و در نتیجه دچار نارضایتی از بدن یا رفتارهای ناسالم شوند؟
مسئله درباره کودکان و نوجوانان حساستر است.
قرار گرفتن زودهنگام در معرض محتوای جنسی میتواند با پیامدهای مختلفی مرتبط باشد. مرورهای نظاممند پژوهشها نشان دادهاند که مواجهه نوجوانان با پورنوگرافی با برخی نگرشها و رفتارهای جنسی و در بعضی مطالعات با تجربه جنسی در سن پایینتر ارتباط داشته است؛ البته برای بیان روابط علّی نیاز به تحقیقات بیشتری است. (Peter & Valkenburg, 2016)
همین موضوع درباره روابط عاطفی و خانوادگی نیز مطرح است؛ پژوهشهای متعددی میان مصرف پورنوگرافی و رضایت پایینتر از رابطه ارتباط یافتهاند، هرچند شدت و شرایط این رابطه یکسان نیست. (Wright et al., 2017)
لذا باید پرسید که اگر یک الگوی مصرف در برخی شرایط با کاهش رضایت رابطه، کاهش صمیمیت یا پنهانکاری همراه باشد، آیا ساختن یک صنعت بزرگ بر مبنای تشویق و پولیکردن چنین مصرفی فاقد مسئولیت اخلاقی است؟
مشکل بعدی بزرگتر است.
آیا عرضه تصویر یا بدن جنسی در بازار، صرفاً یک معامله اقتصادی میان دو فرد است یا اینکه نوعی «کالاییشدن» انسان و صمیمیت انسانی نیز در آن رخ میدهد؟
برخی نظریهپردازان معتقدند انسانها باید بتوانند درباره بدن و زندگی خود تصمیم بگیرند و ممنوعکردن چنین انتخابهایی میتواند خود نقضی بر استقلال فرد باشد.
در مقابل، دیدگاههای کرامتمحور استدلال میکنند که تولید چنین محتوایی حتی در صورت وجود رضایت، به تقویت نگرشهایی منجر شوند که انسان را بیش از حد به یک موضوع برای مصرف دیگران تبدیل میکنند. در ادبیات فلسفیِ بازارهای جنسی، دقیقاً همین نزاع میان «عاملیت و آزادی» از یک سو و «کالاییشدن، شیءانگاری و استثمار» از سوی دیگر جریان دارد.
(برخی دیدگاههای فمینیستی نیز از این استدلال دفاع می کنند در حالیکه بعضی دیگر به سمت همان آزادی مطلق بین زن و مرد می روند.)
مسئله به خود پلتفرم میرسد.
فرض کنیم تولیدکنندهای با رضایت کامل محتوا تولید میکند و مخاطبی نیز با رضایت خودش آن را خریداری میکند. آیا شرکت صاحب پلتفرم میتواند بگوید: «ما فقط واسطهایم»؟
این دفاع در ظاهر ساده است، اما واقعیت اقتصادی پلتفرم پیچیدهتر است. OnlyFans فقط یک فضای خالی در اختیار کاربران قرار نمیدهد؛ بلکه قواعد تعیین میکند، سازوکار پرداخت فراهم میکند، دسترسی را مدیریت میکند، درباره نظارت و احراز سن تصمیم میگیرد و از حجم مبادلات انجامشده سود میبرد. به همین دلیل، شرکت نه فقط از وجود این رفتارها آگاه است، بلکه از گسترش آنها نیز منفعت اقتصادی به دست میآورد.
در اینجا مفهوم «مسئولیت» اهمیت پیدا میکند. اگر یک بنگاه اقتصادی از فعالیتی سود میبرد و در عین حال میداند که آن فعالیت میتواند پیامدهای قابل پیشبینی و جدی داشته باشد، آیا میتواند تمام مسئولیت را به کاربران واگذار کند؟
اهمیت این پرسش تنها نظری نیست. در بریتانیا، Ofcom در سال ۲۰۲۴ درباره سازوکارهای OnlyFans برای جلوگیری از دسترسی افراد زیر ۱۸ سال به محتوای مستهجن تحقیق کرد. این نهاد در مارس ۲۰۲۵ نیز شرکت ارائهدهنده OnlyFans را بهدلیل ارائه اطلاعات نادرست درباره اقدامات احراز سن، ۱٫۰۵ میلیون پوند جریمه کرد. خود Ofcom در عین حال تصریح کرده است که درباره نحوه اجرای اقدامات حفاظت از افراد زیر ۱۸ سال، نظارت ادامه خواهد داشت. (Ofcom 2025, March 27)
این نمونه، یک نکته مهم اخلاقی را روشن میکند: پلتفرم نمیتواند صرفاً به این استدلال بسنده کند که «هر کاربر خودش مسئول انتخاب خودش است». زیرا وقتی پای افراد کمسن، سلامت روانی، حریم خصوصی، رضایت و سوءاستفاده احتمالی در میان باشد، طراحی و مدیریت بستر نیز بخشی از مسئله اخلاقی خواهد بود.
اینجا تفاوت میان «مسئولیت فردی» و «مسئولیت نهادی» آشکار میشود. بیتردید هر انسان بالغی در برابر انتخاب خود مسئول است. مصرفکننده نمیتواند مسئولیت تصمیمش را به گردن پلتفرم بیندازد؛ همانطور که تولیدکننده نیز نمیتواند تمام پیامدهای انتخاب خود را نادیده بگیرد. اما از سوی دیگر، شرکتی که این انتخابها را به یک مدل کسبوکار تبدیل میکند، صرفاً شاهد بیطرف این رفتارها نیست. او برای آنها زیرساخت میسازد، امکان گسترششان را فراهم میکند و از آنها درآمد کسب میکند.
از این منظر، مسئله OnlyFans در نهایت فقط مسئله یک وبسایت نیست. این پلتفرم نمونهای از مسئله بزرگتری است که در اقتصاد دیجیتال بارها با آن روبهرو خواهیم شد:
آیا هر چیزی که میتوان از آن درآمد کسب کرد، باید به یک بازار تبدیل شود؟
آزادی اگر از مسئولیت جدا شود، به آسانی به توجیه هر نوع بازار و هر نوع رفتار تبدیل میشود.
منابع:
1. https://www.theguardian.com/technology/2025/may/23/onlyfans-owner-in-talks-to-sell-uk-based-adult-content-platform-for-59bn
2.https://www.researchgate.net/publication/38076724_Social_Comparison_as_a_Predictor_of_Body_Dissatisfaction_A_Meta-Analytic_Review
3. https://institutoprimordial.com/wp-content/uploads/2026/07/Episodio-5-Uso-de-midias-sociais-preocupacos-com-o-corpo-e-sintomas-de-TA-Revisao.pdf
4. https://pubmed.ncbi.nlm.nih.gov/33107365/
5. https://www.tandfonline.com/doi/full/10.1080/00224499.2016.1143441#d1e188
6. https://www.researchgate.net/publication/314197900_Pornography_Consumption_and_Satisfaction_A_Meta-Analysis_Pornography_and_Satisfaction
7. https://www.ofcom.org.uk/online-safety/protecting-children/ofcom-fines-provider-of-onlyfans-1.05-million?utm_source=chatgpt.com
