پرش لینک ها

مقالات زهرا خزاعی

نظریه انگیزش هیوم

تحلیل و نقد استدلال بر اساس جهت مطابقت به سود نظریه هیومی انگیزش

«نظریهٔ هیومی انگیزش»، به سبب قوّت آن در تبیین اعمال قصدی، جذابیتی قابل ‌توجه دارد‌‌‌‌. این نظریه، اعمال قصدیِ فاعل را بر اساس یک میل سابق او و یک باور دربارۀ چگونگی برآورده کردن آن میل تبیین می‌کند و می‌‌توان محتوای آن را در قالب این جمله بیان کرد: «فاعل A برانگیخته می‌‌شود که عمل Φ را انجام دهد، تنها اگر‌‌ و تنها چون‌‌‌‌، A یک میل پیشین به Ψ و یک باور داشته باشد (دارد) که با انجام Φ میل پیشین او به Ψ برآورده می‌شود»‌‌‌‌. این جمله بیان می‌‌کند که نه‌تنها شرط ضروری برانگیخته شدن‌‌، بلکه همچنین منشأ ایجاد انگیزش، داشتن یک جفت میل و باور با اوصاف پیش‌گفته است‌‌‌‌. «استدلال بر اساس جهت مطابقت» از مهم‌ترین استدلال‌هایی است که به سود «نظریهٔ هیومی انگیزش» ارائه شده و بر پایهٔ آن، ویژگی بنیادین متمایز کنندهٔ باور و میل جهت مطابقت آنها با جهان است؛ اگر عدم تطابقی میان جهان و باور واقع شد، باور است که باید تغییر کند و مطابق جهان شود و اگر عدم تطابقی میان جهان و میل واقع شد‌‌‌‌، جهان است که باید مطابق میل تغییر کند‌‌‌‌. در این مقاله، در صدد بوده‌ایم تا ضمن طرح و تبیین تقریر مایکل اسمیت از استدلال بر اساس جهت مطابقت به سود «نظریهٔ هیومی انگیزش»، نگرانی‌ها و انتقادات ناظر به آن را – به شیوهٔ تحلیلی – تبیین کنیم.

dilemmas

معمای تنگناهای اخلاقی

تنگناهای اخلاقی، موقعیت‌هایی هستند که در آنها فاعل با دو گزینه متعارض روبرو است که نمی‌تواند بر اساس هر دو عمل کند. کسانی که از وجود چنین موقعیت‌هایی طرفداری می‌کنند، معتقدند فاعل در این موقعیت‌ها ناگزیر است مرتکب خطای اخلاقی شود و اگر هر کدام از گزینه‌ها را برگزیند، با احساسات منفی از قبیل احساس گناه، افسوس و پشیمانی مواجه خواهد شد. مخالفان تنگناها علیه وجود چنین موقعیت‌هایی استدلال کرده‌اند و معتقدند این موقعیت‌ها، انسجام نظریه اخلاقی را زیر سؤال می‌برند. آنها ادعا می‌کنند که نظریه اخلاقی خوب باید بتواند در هر موقعیتی برای فاعل راهنمای عمل باشد و نباید دستورات متعارض صادر کند؛ در حالی که تنگناهای اخلاقی، مثال نقضی برای راهنمای عمل بودن نظریه‌های اخلاقی هستند. مدافعان تنگناها که عمدتاً در چارچوب اخلاق فضیلتی استدلال می‌کنند، مدعی‌اند که نظریه اخلاق فضیلت، درعین‌حال که می‌تواند منسجم و راهنمای عمل باشد، تبیین مناسبی هم برای تنگناهای اخلاقی فراهم می‌آورد.

تامس نیگل شانس و مسئولیت اخلاقی

رابطه شانس و مسئولیت اخلاقی در نگاه تامس نیگل

ازنظر تامس نیگل مسؤولیت اخلاقی و شانس اخلاقی دو نوع قضاوت درباره‌ی شأن اخلاقی فاعل‌اند که اولی حاصل چشم‌انداز درونی به خودمان و جهان و مبتنی‌بر اختیار است و دومی حاصل چشم‌انداز خارجی و مبتنی‌بر عوامل خارج از کنترل. او با طرح چهار نوع شانس منتج، محیطی، سازنده و علّی، همه‌ی اعمال انسان را خارج از کنترل او می‌داند. لذا مسؤولیت اخلاقی را به نفع شانس اخلاقی رد می‌کند. مقاله‌ی حاضر بعد از تحلیل رابطه‌ی شانس و مسؤولیت اخلاقی ازنظر نیگل، واکنش دیگر فیلسوفان به دیدگاه او را در قالب سه رهیافت انکار، پذیرش و عدم‌انسجام بیان می‌کند و نتیجه می‌گیرد که نیگل با تمنای اراده‌ی آزادِ مطلق برای بشر از یک سو و پررنگ کردن تأثیر عوامل شانس بر عمل از سوی دیگر، اختیار و مسؤولیت اخلاقی انسان را منکر شده و دیدگاهی غیرقابل‌هضم درمورد انسان ارائه می‌دهد.

بررسی جایگاه نیت در نظام اخلاقی علامه طباطبایی و مایکل اسلوت

نیت به عنوان یک فرآیند ذهنی، جایگاه مهمی در فلسفه اخلاق دارد. جهت تحلیل ماهیت نیت و بررسی نقش معناشناختی، ارزش شناختی و وجود شناختی آن در اخلاق به دو فیلسوف برجسته اخلاق یعنی علامه طباطبایی و مایکل اسلوت نظر شده است. در این راستا

فضایل معرفتی شرط لازم حقیقت جویی

فضائل معرفتی، شرط لازم حقيقت‌جويی و سازنده هويت عقلي

در مقالۀ حاضر نقش فضایل معرفتی در شکل‌گیری هویت فکری و تأثیر آن‌ در بهبود رفتارهای حقیقت‌جویی‌مان بررسی شده است. معرفت‌شناسی فضیلت به دلیل عامل محور بودن و تمرکزش بر منشِ شناختیِ فاعل، از معرفت‌شناسی تحلیلیِ باورمحورانه متمایز می‌شود و فضایل معرفتی را عامل سازندۀ هویت فاعل معرفتی و شرط رسیدن به حقیقت می‌داند. این مقاله از بین دو رویکرد اعتمادگرایی و مسئولیت‌گرایی فضیلت، بر رویکرد دوم متمرکز شده و با بهره‌گیری از فضایل نه‌گانۀ معرفتی – که جیسون بِئِر مطرح کرده است – نشان می‌دهد چگونه انسانی با به‌کارگیری این فضایل و اجتناب از رذایل متناظر، به لحاظ معرفتی خوب و اندیشمند می‌شود و از این طریق، حقیقت را در حوزه‌های مختلف معرفتی کسب می‌کند. پس از توضیح این فضایل و نقش آن در دو حوزۀ مذکور براساس معرفت‌شناسی فضیلت، اهمیت این رابطه در دیدگاه ملاصدرا، به‌منزلۀ نمونه‌ای از فلسفۀ اسلامی بررسی می‌شود و درنهایت پیشنهاد می‌شود به دلیل اهمیت فضایل معرفتی در بهبود رفتارهای حقیقت‌جویی، آموزش‌دهی و پرورش‌دهی این نوع فضایل‌ می‌باید بخشی از محتوای درسی گفتاری و نوشتاری دانشگاه‌ها و مدارس باشد و اندیشه‌ورزی انتقادی صحیح در وجود افراد جامعه، نهادینه و تقویت شود.

فضیلت معرفتی، قوه اعتمادپذیر و ویژگی منشی: رویکردی تطبیقی

در معرفت‌شناسی فضیلت، فضیلت معرفتی به دو صورت تعریف شده است؛ سوسا آن را از سنخ قوای اعتمادپذیر می‌داند و زگزبسکی آن را از نوع ویژگی‌های منشی. در حالی که هر دو، فضیلت را معرفت‌ساز دانسته و تبیین و توجیه معرفت را بر پایۀ آن

زهرا خزاعی

اخلاق فضیلت

خانه اخلاق پژوهان جوان با هدف ترویج مباحث اخلاقی و آشنایی علاقه‌مندان به حوزه اخلاق، هر ساله «مدارس الاخلاق» را برگزار می‌کند. مدرسه زمستانه با هدف آشنایی مقدماتی علاقه‌مندان به حوزه اخلاق و در هشت جلسه برگزار می‌شود و مخاطبان با کلیات اخلاق اسلامی و فلسفه اخلاق آشنا می‌شوند. در این دوره مطالب به گونه‌ای ارائه شود که عموم مخاطبین بتوانند نهایت استفاده را داشته باشند. در جلسه پیش رو که پنجمین جلسه زمستان 1396 است و در تاریخ 10 اسفندماه برگزار شد، خانم دکتر زهرا خزاعی برای ما از «اخلاق فضیلت» سخن گفتند. گزارشی از این نشست را در ادامه می‌خوانید.

خودآیینی کانت و نسبت آن با خودآیینی شخصی، اخلاقی و سیاسی

کانت اصل خودآیینی اراده را اصل اعلای اخلاق می‌داند. به باور وی، اگر اصولی که اراده می‌کنیم صرفاً برساختۀ موجودی باشد که واضع قوانین عام است، «اراده یا خواست» ما نیز خودآیین و مستقل عمل می‌کند. بر این اساس، نه‌تنها انسان خود قوانین اخلاقی را وضع‌کرده است بلکه خود را ملزم می‌کند تا به قوانینی که وضع کرده، عمل کند. ازاین‌رو کانت خودآیینی را در حوزۀ عمل و عاملیت موردتوجه قرار می‌دهد. مقالۀ حاضر با این نگاه، این اصل را بر پایۀ سه تفسیر از خودآیینی، یعنی خودآیینی شخصی، اخلاقی و سیاسی تحلیل می‌کند و ضمن توضیح آن‌ها و اشاره به میزان قرابتشان با خودآیینی کانت، درنهایت به این نتیجه می‌رسد که اگرچه این سه نوع خودآیینی زمینه‌های متفاوتی دارند، اما به خاطر اشتراک در دو معنای آزادی از وابستگی و قابلیت وضع قانون، با خودآیینی ارادۀ کانت تمایزی ندارند. به باور کانت خودآیینی اراده نوعی از خودآیینی اخلاقی تلقی می‌شود، فرد برای اعمال خودآیینی شخصی باید تابع اقتضائات اخلاق باشد و خودحاکمیت سیاسی نیز درنهایت به خودآیینی کامل می‌رسد.

اخلاق پژوهش و نظریه‌های اخلاقی

تبیین مسائل اخلاقی مرتبط با پژوهش و حمایت از ارزش‌های اخلاقی مرتبط با موضوع و نتیجه پژوهش، هم از این جهت حائز اهمیت است که علاوه بر اینکه باعث رشد و توسعه اهداف پژوهش می‌شود، و هم می‌تواند منجر به بهبود و اصلاح رفتارهای پژوهشی گردد که از نتایج آن جامعه بهره‌مند خواهد شد.

عام گرایی و خاص گرایی اخلاقی

مقاله حاضر ناظر به دو رویکرد عام‌گرایی و خاص‌گرایی و ادله‌ای است که هر کدام برای توجیه دیدگاه خود و نقد رویکرد رقیب مطرح کرده‌اند. با توجه به اینکه عام‌گرایان اصول اخلاقی را هم به لحاظ معرفت‌شناختی ضروری می‌دانند و هم از جهت وجودشناختی، و خاص‌گرایان در هر دو جنبه با آنها مخالف‌اند، این موضوع به طور مشخص بحث و بررسی می‌شود. در نهایت بر اهمیت هر دو دیدگاه و ضرورت توجه به اصول و جزئیات در تفکر اخلاقی تأکید می‌شود. در این مقاله، به آرای دنسی به لحاظ اهمیت، بیش از بقیه توجه شده است.

جنسیت و اخلاق

در این نوشتار، رابطه میان اخلاق – با معنای ارائه شده – و جنسیت در اموری همچون معیار ارزشها و هنجارهای اخلاقی، سعادت و کمال، معرفت شناسی اخلاقی و نیز نقش تفاوت های جنسی در جایگاه اخلاقی افراد، بررسی می شود. مرتبط دانستن هنجارهای اخلاقی

اخلاق فضیلت مدار ارسطو

اخلاق فضیلت مدار

نوشتار حاضر که نگاهی اجمالی است، به نظریه اخلاق فضیلت‌مدار، پس از تعیین جایگاه جغرافیایی اخلاق فضیلت و گذاری کوتاه بر تاریخچه پر فراز و نشیب آن، به تعیین ماهیت آن می‌پردازیم. تقریرهای متفاوت اخلاق فضیلت، به رغم اشتراک آنها، دیدگاه‌های مختلفی را ساماندهی می‌کند که با توجه به آن، برای فهم و تبیین و اقدام عملی اخلاق فضیلت‌مدار لازم و ضروری به نظر می‌رسد.