پرش لینک ها

اساتید

جاودانگی و سعادت

نسبت سعادت اخلاقی و جاودانگی در اندیشه ابن عربی و کیرکگور

مقاله حاضر در چشم‌انداز كلى، به موضوع رابطه دين و اخلاق از نگاه دو متفكر اسلامى و مسيحى نظر دارد. موضوع مورد تأملِ در اين متن، طى بستری از مفاهيم دينى _ فلسفى جای دارد كه تنقيح مواضع متفكران مطرحِ تاريخ انديشه دربارۀ آن، ابعاد تازه‌ای از چيستى و فايدۀ حيات دينى و اخلاقى را تشريح می‌كند. به بيان ديگر مقايسه دو مفهوم سعادت اخلاقى و جاودانگى (به عنوانِ مضمونى در اصل دينى) و تحليل رابطه اين دو، يكى از فروع مبحث رابطه فلسفه و دين است. يا در تعبيری جزئ‌تر بحثى متعلق به حوزه فلسفه اخلاق و به ويژه تحليلى از رابطۀ وجودی دين و اخلاق است.

عدالت یا محبت؟ مسئله این است!

لویس پویمن، فیلسوف اخلاق، در تحلیل زبان حقوق و تأکید بر اهمیت آن به نکته درخوری اشاره می‌کند. به نظر او، هرچند حقوق مهم است، اما زبان حقوقی، اخلاق را محدود می‌کند و هنجارهای اخلاقی را به حالت خشک قانونی تبدیل می‌کند. لذا نباید بیش از اندازه بر حق تأکید کرد. جامعه‌ای که در آن عنصر قانونی جنبه غالب داشته باشد و همه در پی احقاق حقوق خود باشند و در آن حقوق متورم شود، جامعه‌ای است ناپایدار، ناخوشایند، در معرض انقراض و یک «شکایت‌آباد»است، نه جامعه‌ای هنجارین و مطلوب.

کتاب احیاء العلوم غزالی

تأثیرات علم اخلاق بر استنباط حکم فقهی

اخلاق و فقه،‌‌‌‌ به عنوان دو علم مستقل‌‌‌‌‌‌، اما بسیار نزدیک و همگون، ظرفیت و امکان تأثیرگذاری بر یک‌دیگر را دارند‌‌‌‌. تحقّق بخشیدن به این تأثیرات می‌تواند به ارتقاء، پویایی و هماهنگی احکام فقهی و اخلاقی کمک شایانی بکند‌‌‌‌. در این مقاله – به شیوه تحلیلی و مطالعات تاریخ اندیشه‌‌‌‌ – تأثیرات علم اخلاق بر استنباط احکام فقهی را از دیدگاه غزالی، طرح و بررسی کرده‌ایم. هدف این نوشتار تبیین و بررسی شیوه استنباطِ فقهیِ مطلوب از دیدگاه غزالی است. این شیوهٔ استنباط در این مقاله «‌‌استنباط باطن‌گرایانه» نامیده شده است‌‌‌‌. در این مقاله، تبیین شده است که علم اخلاق از طریق تغییر مبانی انسان‌شناختیِ استنباط فقهی و ایجاد رویکرد فضیلت‌گرایانه در آن‌‌‌‌، تصورات و تصدیقات استنباطی را متحوّل می‌کند‌‌‌‌. در نتیجهٔ این تحوّل و تغییر، تصورات فقهی گسترده‌تر شده‌‌‌‌ و در برخی مواردْ معانی آنها تغییر می‌کند‌‌‌‌. در حوزه تصدیقات نیز استنباط باطن‌گرایانه باعث هماهنگیِ هرچه بیشتر گزاره‌های فقهی و اخلاقی‌‌‌‌، تبیین احکام جدیدی در حوزه منش‌ها و باطن انسان، هماهنگی احکام افعالِ ظاهری با احکام منشی و باطنی و یافتن نظام طولی در میان احکام ظاهری و باطنی می‌شود.

ماهیت حریم خصوصی

ویژگی‌های ماهیت حریم خصوصی

این مقاله با اشاره به چهار تعریف از «حریم خصوصی» که در مقدمه مقاله آمده در صدد است تا نظریه‌ای جدید در باب تعریف ماهیت حریم خصوصی ارائه کند. در ابتدا، چارچوب مفهومی حریم خصوصی با استفاده از اصول تبادر‌‌، تفکیک معنای لغوی از معنای ماهوی و تبیین ویژگی‌های کلیدی ماهیت حریم خصوصی بیان شده است و در ادامه، حوزه‌های معنایی حریم خصوصی به چهار حوزه مختلف تقسیم شده و هر یک به طور مستقل توضیح داده شده است. نخستین حوزه عبارتست از حریم خصوصی هویتی‌‌، دومین حوزه عبارتست از حریم خصوصی مکانی‌‌، ‏سومین حوزه عبارتست از حریم خصوصی ارتباطاتی و چهارمین حوزه حریم خصوصی افعالی است و سپس تلاش شده تا یک جامع مفهومی بین این چهار حوزه پیدا کنیم. در نهایت، این تعریف بدست آمده است: حریم خصوصی بخشی از حیات یک فرد است که نوع افراد یک جامعهٔ مفروض، مایل نیستند که دیگران بدون اجازه در آن تصرف کنند.

نظریه انگیزش هیوم

تحلیل و نقد استدلال بر اساس جهت مطابقت به سود نظریه هیومی انگیزش

«نظریهٔ هیومی انگیزش»، به سبب قوّت آن در تبیین اعمال قصدی، جذابیتی قابل ‌توجه دارد‌‌‌‌. این نظریه، اعمال قصدیِ فاعل را بر اساس یک میل سابق او و یک باور دربارۀ چگونگی برآورده کردن آن میل تبیین می‌کند و می‌‌توان محتوای آن را در قالب این جمله بیان کرد: «فاعل A برانگیخته می‌‌شود که عمل Φ را انجام دهد، تنها اگر‌‌ و تنها چون‌‌‌‌، A یک میل پیشین به Ψ و یک باور داشته باشد (دارد) که با انجام Φ میل پیشین او به Ψ برآورده می‌شود»‌‌‌‌. این جمله بیان می‌‌کند که نه‌تنها شرط ضروری برانگیخته شدن‌‌، بلکه همچنین منشأ ایجاد انگیزش، داشتن یک جفت میل و باور با اوصاف پیش‌گفته است‌‌‌‌. «استدلال بر اساس جهت مطابقت» از مهم‌ترین استدلال‌هایی است که به سود «نظریهٔ هیومی انگیزش» ارائه شده و بر پایهٔ آن، ویژگی بنیادین متمایز کنندهٔ باور و میل جهت مطابقت آنها با جهان است؛ اگر عدم تطابقی میان جهان و باور واقع شد، باور است که باید تغییر کند و مطابق جهان شود و اگر عدم تطابقی میان جهان و میل واقع شد‌‌‌‌، جهان است که باید مطابق میل تغییر کند‌‌‌‌. در این مقاله، در صدد بوده‌ایم تا ضمن طرح و تبیین تقریر مایکل اسمیت از استدلال بر اساس جهت مطابقت به سود «نظریهٔ هیومی انگیزش»، نگرانی‌ها و انتقادات ناظر به آن را – به شیوهٔ تحلیلی – تبیین کنیم.

چالش اخلاقی اصلاح نژاد

چالش‌های اخلاقی اصلاح ‌نژاد لیبرال و اصل آزادی

اصلاحِ ‌نژاد و بهبود نسل بشر از موضوعات چالشی در میان فیلسوفان اخلاق است‌‌، موضوعی که ذهن آدمی را به سیاست‌های غیراخلاقی و نژادپرستانه هیتلر و عقیم‌سازی‌های اجباری و روش‌های قدیمی اصلاحِ ‌نژاد معطوف می‌کند. مداخلات ژنتیکی امروزه به سبب پیشرفت‌های ژنتیکی‌‌، عمدتاً به روش اجباریِ پیشین انجام نمی‌شوند و والدین در انتخاب نوع و ویژگی‌های فرزند خودْ آزادیِ عمل بیشتری دارند. برخی با استناد به بسترهای فراهم آمده از فناوری‌های حوزهٔ ژنتیک و نیز تثبیت ارزش‌های فردگرایانه در جوامع لیبرال، مدعی‌اند که بخش عمده‌ای از مسائل اخلاقی اصلاح ‌نژاد قدیم به ‌ویژه در حوزهٔ آزادی رفع شده است و اکنون اصلاحِ ‌نژاد جدیدی با نام «اصلاحِ ‌نژاد لیبرال» پدیده آمده که مسائل اخلاقی اصلاحِ ‌نژاد قدیم را ندارد. در مقابل‌‌، برخی با استناد به نمونه‌هایی مانند تقابل اصل آزادی والدین با هنجارهای غیراخلاقی تثبیت‌شده در جوامع و نیز تقابل آن با آزادی کودکان، بر این باورند که اصلاحِ ‌نژاد لیبرال همچنان با چالش‌های اخلاقی مواجه است و آزادی باروری والدین را همچنان با روش‌های جدیدی محدود می‌کند که باید به لحاظ اخلاقی بررسی شود. در مقاله حاضر، سعی می‌شود تا برخی چالش‌های انطباق اصل آزادی در اصلاحِ ‌نژاد لیبرال ‌‌مورد بررسی و تحلیل قرار گرفته و راه‌کارهایی در تأمین انطباق این اصل اخلاقی بر موضوع اصلاحِ ‌نژاد لیبرال ارائه شود.

مناسبات اخلاق و اقتصاد در اسلام

رشد اخلاقی فرایندی است که به بهبود شاخص‌های اخلاقی از قبیل استدلال و نگرش اخلاقی، هیجانات اخلاقی، درونی‌سازی اصول اخلاقی و التزام علمی به هنجارهای اخلاقی منجر می‌شود. از جمله نظرات شایع در رشد اخلاقی، نظریه کلبرگ است. در پژوهش حاضر با پذیرش چارچوب نظری او (نظام شش مرحله‌ای رشد استدلال اخلاقی) به واکاوی رابطه این رشد با رشد مطلوبیت‌های اقتصادی (تولید، توزیع و انباشت ثروت) پرداخته‌ایم. این پژوهش ماهیت کتابخانه‌ای دارد و با اتکا به اسناد صورت گرفته است. پرسش اصلی این است که چه رابطه‌ای میان ساز و کار و مراحل رشد قضاوت و استدلال اخلاقی با عملکرد مطلوب اقتصادی افراد وجود دارد؟ این رابطه به صورت دوسویه (تأثیر دوجانبه) بررسی شده است. نتیجه‌ای که از این پژوهش حاصل شد، این بود که مراحل رشد اخلاقی رابطه‌ای مستقیم با شاخص‌های رشد اقتصادی دارند،‌ البته برخی مراحل رشد، نیازمند ضمیمه کردن فرهنگ عمومی خاصی می‌باشند تا این رابطه ایجاد شود. از سوی دیگر، ارتقای وضعیت اقتصادی (تولید ثروت پاک و توزیع عادلانه آن)، زمینه‌ساز رشد اخلاقی کلبرگی می‌باشد. در این بین اخلاق اسلامی، هم در سطح حداکثری و هم در سطح حداقلی، نه تنها به زهد مذموم تشویق نمی‌کند، بلکه زمینه‌ساز رشد اقتصادی می‌باشد.

نقد و بررسی چهار تعریف حریم خصوصی از منظر فلسفۀ اخلاق در غرب

این مقاله به نقد و بررسی چهار تعریف مشهور درباره حریم خصوصی می‌پردازد. ابتدا، معنای لغوی حریم خصوصی را روشن می‌کند و سپس به بحث از معنای اصطلاحی «حریم خصوصی» می‌پردازد. معنای اول از حق تنها و رها بودن اخذ شده است. معنای دوم حریم خصوصی، اطلاعاتی است که خود بر دو نوع است: ۱) تعریف بر اساس انتظار؛ ۲) تعریف بر اساس حالت عدم آگاهی. نوع سوم، تعاریفی‌اند که حریم خصوصی را بر اساس کنترل تعریف کرده‌اند. در این مقاله، این تعاریف یک به یک بررسی شده‌اند و نیز کاستی‌های هر تعریف که دیگران بدان اشاره کرده‌اند، بیان شده و هر یک ارزیابی شده‌اند. نوع چهارم، تعاریفِ چند وجهی یا خوشه‌ای‌اند که بر اساس این نوع از تعریف، ما باید حریم خصوصی را بر مبنای توصیفی تصویر کنیم و از دخالت هر مفهوم ارزشی یا هنجاری در تعریف آن بپرهیزیم. طبق این تعریف، می‌توانیم مفهوم حریم خصوصی را به سه مؤلفه و عنصر مستقل تجزیه کنیم؛ این سه عنصر عبارتند از: رازداری‌‌، ناشناختگی و تنهایی. با این که اِشکالاتی به این تعریف نیز وارد است‌‌، ولی جامع‌ترین تعریفی است که در این مقاله عرضه شده است؛ چرا که در آن به بیشتر وجوه مربوط به حریم خصوصی اشاره شده است.

Benjamin De Mesel

چگونه مطمئن شویم یک استدلال اخلاقی استدلال گالیله‌ای نیست؟

استدلال‌های اخلاقی بالاخص با شیوه صورت‌بندی موجز و مبتنی بر سنت فیلسوفان تحلیلی از قرن بیستم رواج بسیار یافته است. دستمایه اصلی این مقاله بررسی چالش‌های عملی بر سر راه تحقق یک استدلال اخلاقی کارآمد است. بنجامین دومسل از معدود کسانی است که این موضوع را مورد تحلیل مستقل قرار داده و بر این باور است که استدلال اخلاقی فربه و کمال‌یافته استدلالی نیست که صرفا از اعتبار منطقی برخوردار باشد بلکه باید از چند مانع یا چالش عملی نیز بسلامت عبور کرده باشد. بر همین مبنا، پرسش اصلی در این نوشتار این است که با توجه به دیدگاه دومسل، این چالش‌ها کدام هستند و تا چه حد بجا و روا طرح شده‌اند. انکار مسلمات اخلاقی، بی‌توجهی به نگرش اخلاقی اشخاص، فقدان ژرف‌نگری و غفلت از ابعاد فردی مسائل اخلاقی، عناوین این چهار چالش هستند. یافته‌های مقاله گویای آن است که اولا دومسل در تبیین و اثبات صحیح همۀ این موارد چالش‌برانگیز چندان موفق نبوده و در موارد موفق نیز برخی از حالات آن نیازمند استدلال بهتر یا تبیین بیشتر است.

سودگروی

آیا نظریه سودگروی اخلاقی با آموزه‌های اسلامی سازگار است؟

در این پژوهش برای فراهم ساختن زمینه‌های فلسفه اخلاق اسلامی، نظریه سودگروی اخلاقی با آموزه‌های اسلامی و آیات قرآنی تطبیق داده شده و با رویکردی توصیفی‌ ـ‌ تحلیلی، در دو بخش تنظیم شده است: نخست، ملاک وضع قواعد الهی با توجه به ابتنای نظام اخلاقی قرآن بر قواعدی عام بررسی شده و حاصل اینکه احکام الهی نهایتاً در دنیا یا آخرت، به نحو فردی یا اجتماعی، به مصلحت و نفع بندگان بوده و به افزایش سود در کل مجموعه منجر می‌شود و دوم، ملاک فعل اخلاقی در مقام عمل بندگان است که برای پاسخ به چگونگی ملاک و معیار عملی قرآن برای افعال و منش‌ها و هماهنگی یا عدم هماهنگی آن با اصول سودگروی مطرح شده است. به رغم اینکه مفاد بسیاری از آیات قرآن از نظر نتایج عملی، با اصول سودگروی سازگار است، نمی‌توان «اصل سود» را مبنای اعمال یا منش‌های اخلاقی دانست. با این حال، آیاتی که با سودگروی ناسازگار به نظر می‌رسند نیز ذکر و بررسی شده است.

سیدحسن اسلامی

آیا حیوانات به اندازه انسان از شأن اخلاقی برخوردارند؟

آن‌چه در ادامه می‌خوانید متن هفتمین جلسه از سلسله جلسات حلقه‌ی مطالعاتی فلسفه اخلاق است که 29 بهمن‌ماه 98 به همت خانه‌ی اخلاق‌پژوهان جوان برگزار شده است. دکتر حسن اسلامی در این جلسه با نقل نظریات تام ریگن و ماری آن وارن، به این سوال مهم که آیا حیوانات نیز به اندازه‌ی انسان‌ها از شأن اخلاقی برخوردارند، پاسخ می‌دهد. ایشان سپس با برشمردن استفاده‌های گوناگون ما از حیوانات، به بررسی اخلاقی هر یک از این استفاده‌ها می‌پردازند.

محسن جوادی

سودگرایی قاعده‌نگر

آن‌چه در ادامه می‌خوانید متن سیزدهمین جلسه از سلسله جلسات حلقه مطالعاتی فلسفه اخلاق است که در تاریخ 27 بهمن ماه 98 به همت خانه‌ی اخلاق‌پژوهان جوان برگزار شده است. دکتر جوادی در این جلسه به توضیح و تبیین دیدگاه سودگرایی قاعده‌نگر (rule-utilitarianism) می‌پردازند. سودگرایی قاعده‌نگر گرایشی در سودگرایی است که به جای تمرکز روی یک عمل خاص، به قاعده‌های عمومی که توسط اکثریت پذیرفته شده‌اند، توجه می‌کند. این دیدگاه علی‌رغم مزایای بسیارش، به دلیل برخی از ایرادات، توسط تعداد کمی از فیلسوفان اخلاق پذیرفته شده است.