پرش لینک ها

مقالات محسن جوادی

جایگاه لذت و درد در اخلاق ارسطو

آنچه پیش روی شماست جلسه سیزدهم از سلسله جلسات (و جلسه چهارم این دوره) متن‌خوانی کتاب اخلاق نیکوماخوس ارسطو است که به همت استاد بزرگوار، دکتر محسن جوادی در خانه اخلاق‌پژوهان جوان برگزار می‌شود. در این جلسه در باب ارتباط و پیوستگی لذت و درد با فضیلت صحبت می‌شود. ارسطو معتقد است که لذت‌ها به خوب و بد تقسیم می‌شود و ما با استفاده از تربیت باید تلاش کنیم که جوانانمان از فضیلت‌ها لذت برده و از رذیلت‌ها دوری کنند. ارسطو لذت را به عنوان محرک انجام یک فعل حائز اهمیت می‌داند و بر این باور است که هیچ گاه نباید به طور کامل از لذات دوری کنیم بلکه باید شرایطی که باعث می شود یک فعل تحت آن شرایط بد بشود را بشناسیم و از آن دوری کنیم.

از نظر ارسطو در اخلاق حکم قاطع و ثابتی وجود ندارد

آنچه پیش روی شماست جلسه دوازدهم از سلسله جلسات (و جلسه سوم این دوره) متن‌خوانی کتاب اخلاق نیکوماخوس ارسطو است که به همت استاد بزرگوار، دکتر محسن جوادی در خانه اخلاق‌پژوهان جوان برگزار می‌شود. در این جلسه از متن‌خوانی نیکوماخوس در باب نظریه حد وسط ارسطو صحبت می‌شود. ارسطو معتقد است همانطور که زیاده‌روی در ورزش و غذای سالم، باعث زیان به بدن می‌شود، افراط یا تفریط در اعمال نیز ما را از فضیلت عمل دور خواهد کرد.
همچنین ارسطو معتقد است که میزان دقت در مطالعه هر دانش، متناسب با موضوع آن دانش است، بنابراین میزان دقتی که در تحقیق و پژوهش در باب اخلاق وجود دارد با میزان دقت در مطالعات ریاضی یکسان نیست.

چگونه می‌توان فضایل اخلاقی را کسب کرد؟

در این جلسه از متن‌خوانی نیکوماخوس که اولین جلسه از سری دوم سلسله جلسات متن‌خوانی نیکوماخوس است، درباره انواع فضایل بحث می‌شود. ارسطو در ابتدای کتاب دوم نیکوماخوس فضایل را به دو دسته عقلانی و اخلاقی تقسیم می‌کند، آموزش را راه کسب فضایل عقلانی می‌داند و فضایل اخلاقی از راه عادت به دست می‌آیند. از نظر وی فضایل منشی یا اخلاقی به طور طبیعی در آدمی وجود ندارند و از طریق تکرار و عادت کسب می‌شوند.

فضایل معرفتی شرط لازم حقیقت جویی

فضائل معرفتی، شرط لازم حقيقت‌جويی و سازنده هويت عقلي

در مقالۀ حاضر نقش فضایل معرفتی در شکل‌گیری هویت فکری و تأثیر آن‌ در بهبود رفتارهای حقیقت‌جویی‌مان بررسی شده است. معرفت‌شناسی فضیلت به دلیل عامل محور بودن و تمرکزش بر منشِ شناختیِ فاعل، از معرفت‌شناسی تحلیلیِ باورمحورانه متمایز می‌شود و فضایل معرفتی را عامل سازندۀ هویت فاعل معرفتی و شرط رسیدن به حقیقت می‌داند. این مقاله از بین دو رویکرد اعتمادگرایی و مسئولیت‌گرایی فضیلت، بر رویکرد دوم متمرکز شده و با بهره‌گیری از فضایل نه‌گانۀ معرفتی – که جیسون بِئِر مطرح کرده است – نشان می‌دهد چگونه انسانی با به‌کارگیری این فضایل و اجتناب از رذایل متناظر، به لحاظ معرفتی خوب و اندیشمند می‌شود و از این طریق، حقیقت را در حوزه‌های مختلف معرفتی کسب می‌کند. پس از توضیح این فضایل و نقش آن در دو حوزۀ مذکور براساس معرفت‌شناسی فضیلت، اهمیت این رابطه در دیدگاه ملاصدرا، به‌منزلۀ نمونه‌ای از فلسفۀ اسلامی بررسی می‌شود و درنهایت پیشنهاد می‌شود به دلیل اهمیت فضایل معرفتی در بهبود رفتارهای حقیقت‌جویی، آموزش‌دهی و پرورش‌دهی این نوع فضایل‌ می‌باید بخشی از محتوای درسی گفتاری و نوشتاری دانشگاه‌ها و مدارس باشد و اندیشه‌ورزی انتقادی صحیح در وجود افراد جامعه، نهادینه و تقویت شود.

تحلیل و توجیه اعمال فراوظیفه در فلسفه‌ی اخلاق

یکی از مباحث اخلاقی که امروزه بسیار مورد توجه قرار گرفته و پرسش‌ها و چالش‌های جذابی در فلسفه‌ی اخلاق به‌وجود آورده، بحث اعمال فراوظیفه است. اعمالی که به‌واسطه‌ی ویژگی‌های خاص خود، به‌ظاهر در هیچ‌یک از تقسیم‌بندی‌های سنتی فعل اخلاقی یعنی ضروری، جایز و ممنوع نمی‌گنجند. مفهوم فراوظیفه در اصل، ریشه در سنت‌های دینی و اخلاقی و رویکردهای فضیلت‌محور دارد که فرد را به تعالی معنوی ازطریق هدف‌گیری قله‌های اخلاقی دعوت می‌کنند. این مقاله درصدد پاسخگویی به سه پرسش مهم در باب این اعمال است. در ابتدا، ضمن اشاره به پیشینه و زمینه‌های ظهور مفهوم اعمال فراوظیفه، ماهیت و چگونگی تعریف این اعمال را بررسی خواهیم کرد. سپس مهم‌ترین دیدگاه‌ها را درباره‌ی اینکه آیا اساساً چنین اعمالی وجود دارند یا خیر، مرور و ادله‌ی موافقان و مخالفان فراوظیفه را نقد می‌کنیم. سرانجام می‌کوشیم ضمن تبیین معضلی مشهور به پارادوکس فراوظیفه، راهکارهایی برای توجیه آن ارائه دهیم.

نقش شانس سعادت جولیا آناس

نقش شانس در سعادت آدمی با نظر به دیدگاه جولیا آناس

وارد کردن شانس به حوزۀ اخلاق به این معناست که عواملی خارج از کنترل شخص‌ در سعادت‌مندی او دخیل‌ و دارای تأثیر‌اند. از آن‌جا که ارسطو نیل به سعادت را به داشتن فضایل و بهره‌مندی از خواسته‌های بیرونی منوط کرده و «خوش‌بخت بودنِ طبیعی انسان‌ها» را نیز مسئله‌ای اخلاقی انگاشته است، به‌ نظر می‌رسد به‌نوعی شانسِ محیطی و نهادینه را به سعادت آدمی راه داده است، اما با این همه، شانس را در ارزیابی مسئولیت و شأن اخلاقی فرد مؤثر ندانسته است. از همین‌رو، جولیا آناس – فیلسوف نوارسطویی معاصر – ارسطو را مرتکب امر متناقض‌نمای «شانس اخلاقیِ محیطی و نهادینه» می‌داند. در این مقاله ضمن بررسی چگونگی ورود شانس به حوزۀ اخلاق از سوی ارسطو، به مرورِ دیدگاه جولیا آناس در این زمینه می‌پردازیم. آناس با گزینش رویکردی متزلزل، در نهایت، به این نتیجه می‌رسد که نمی‌توان به قطعیتی میان آراء رواقیون  و ارسطو در باب این موضوع دست یافت. بنابراین، آناس با چشم‌پوشی نکردن از رأی رواقیون مبنی بر این‌که «سعادت‌مندیِ انسان به‌طورکلی مبرّا از شانس است» مسئولیت انسان و شأن اخلاقی او را نادیده نمی‌انگارد و از این رو مرتکب شانس اخلاقی نمی‌شود.

نظریه‌های اخلاقی

خانه اخلاق پژوهان جوان با هدف ترویج مباحث اخلاقی و آشنایی علاقه‌مندان به حوزه اخلاق، هر ساله «مدارس الاخلاق» را برگزار می‌کند. مدرسه زمستانه با هدف آشنایی مقدماتی علاقه‌مندان به حوزه اخلاق و در هشت جلسه برگزار می‌شود و مخاطبان با کلیات اخلاق اسلامی و فلسفه اخلاق آشنا می‌شوند. در این دوره مطالب به گونه‌ای ارائه شود که عموم مخاطبین بتوانند نهایت استفاده را داشته باشند. در جلسه پیش رو که هشتمین جلسه در زمستان 1396 است و در تاریخ 10 اسفندماه برگزار شد، دکتر محسن جوادی برای ما از «نظریه‌های اخلاقی» سخن گفتند. گزارشی از این نشست را در ادامه می‌خوانید.

اخلاق در میانه فلسفه و کلام

نخستین مباحثه علمی خانه اخلاق پژوهان جوان اختصاص به بررسی خاستگاه اخلاقی از منظر متکلمان و فلاسه مسلمان داشت. در این مناظره که میان حجت‌الاسلام دکتر محمدتقی سبحانی و دکتر محسن جوادی با عنوان «اخلاق در میانه فلسفه و کلام» برگزار گردید دکتر محسن جوادی استاد دانشگاه و معاون فرهنگی وزارت ارشاد با توجه به سابقه مطالعاتی خود، نماینده گفتار فلسفی و دکتر محمدتقی سبحانی استاد حوزه و مدیرعامل بنیاد امامت به نمایندگی از سنت کلامی به بیان دیدگاه های خود و نقد دیدگاه مقابل پرداختند.
در ادامه گزارشی از این نشست را می‌خوانید.

تحليل رابطه دين و اخلاق از نگاه ابن‌تيميه و آدامز

مسئلۀ‌ این پژوهش، تحلیل و مقایسۀ نسبت دین و اخلاق از نگاه ابن‌تیمیه و رابرت آدامز است. در مسیر دریافت پاسخ، موضع این دو متفکر را در چهار بخش به تفصیل بررسی کرده‌ایم. حاصل مقایسه این است که از نگاه ابن‌تیمیه، اخلاق در تمام ساحت‌های چهارگانۀ وجودی، معرفتی، معنایی، و هنجاری به دین وابسته است. اما آدامز، در عین وابسته انگاشتن اخلاق به دین در دو ساحت وجودی و هنجاری، در بحث از نسبت معرفتی و معنایی، به تمایز و استقلال اخلاق از دین متمایل می‌شود. با این همه در مقام ریشه‌شناسی و نقد نگرش آنان باید گفت: اولاً شباهت مبنایی نگرش این دو چشمگیرتر از تفاوت بیانی آن‌ها است. ثانیاً چالش پیش‌روی آنان در این نقیصه برجسته می‌شود که هیچ‌کدام پاسخ مناسبی را برای تبیین رابطۀ دین و اخلاق تدارک ندیده و فرآیند تعامل اخلاقی خدا و خلق را به روشنی ترسیم نکرده‌اند.

تحلیل دیدگاه ویگنز در باب معنای زندگی

«جعل» و «کشف» دو پاسخ به چیستی «معنای زندگی» است. این بحث در چند قرن گذشته از مهم‌ترین مسائل مطرح در حوزه‌های علوم انسانی بوده است. آیا می‌توان در عین پذیرش معنای عینی برای زندگی به جعل معنا قائل بود؟ پژوهش حاضر سعی دارد این پرسش را با توجه به دیدگاه فیلسوف معاصر دیوید ویگنز پاسخ گوید. بر اساس نظریۀ ویگنز، معنای زندگی حاصل همراهی قوای ذهنی انسان و ارزش‌های عینی است. وی این دیدگاه را بر پایۀ نگاهی پدیدارشناسانه به اخلاق بنا می‌سازد که به‌موجب آن ارزش اخلاقی نه کاملاً مستقل از سوژه و علایق و حساسیت‌های آن است، نه بریده از واقعیت. حساسیت‌های انسانی در محدودۀ زبان اخلاق تأثیرگذار بوده، توافق بر آن‌ها معنای احکام اخلاقی را تثبیت می‌کند و صدق احکام اخلاقی مبتنی بر واقعیت است؛ لذا در مواردی که علایق و حساسیت‌های انسان با جهان سازگار شود و منظر انسانی پرده از ویژگی‌های عینی بردارد، می‌توان گفت معنا امری مکشوف–مجعول است و در غیر این صورت، حساسیت‌ها و علایق، تعیین‌کنندۀ ارزش و معنا می‌شوند؛ در این موارد به جعل و نه تعهدی معلق روی می‌آوریم.

زندگی نمی‌کنیم که لذت ببریم، لذت می‌بریم که زندگی کنیم

لذت را به لحاظ فلسفی چطور می‌توان تعریف و طبقه‌بندی کرد؟ با توجه به فرصت اندک، سعی می‌کنم نکات اصلی را مطرح کنم. از قدیم دو جور تفسیر از خود مفهوم لذت بوده است. در اخلاق نیکوماخوس هم این دوگانگی در تفسیر آن دیده می‌شود.

نقد کتاب «نظریه اعتدال در اخلاق اسلامی»

قاعده اعتدال چیست؟ خاستگاه آن کجاست ؟ چه کسانی بدان پرداخته‌اند و آن را به بلندا رسانده‌اند؟ و از همه مهم‌تر در تفکر اسلامی چه متفکرانی این نظریه را شرح و بسط داده‌اند و چه منظری داشته‌اند؟
در دومین نشت نقد کتاب که با محوریت کتاب ارزشمند دکتر اترک برگزار شد، ایشان به توضیح سؤالاتی از این دست پرداختند و سؤالات و انتقادات ناقد محترم دکتر محسن جوادی را پاسخ گفته و بررسی کردند.