یکی از مباحث اخلاقی که امروزه بسیار مورد توجه قرار گرفته و پرسش‌ها و چالش‌های جذابی در فلسفه‌ی اخلاق به‌وجود آورده، بحث اعمال فراوظیفه است. اعمالی که به‌واسطه‌ی ویژگی‌های خاص خود، به‌ظاهر در هیچ‌یک از تقسیم‌بندی‌های سنتی فعل اخلاقی یعنی ضروری، جایز و ممنوع نمی‌گنجند. مفهوم فراوظیفه در اصل، ریشه در سنت‌های دینی و اخلاقی و رویکردهای فضیلت‌محور دارد که فرد را به تعالی معنوی ازطریق هدف‌گیری قله‌های اخلاقی دعوت می‌کنند. این مقاله درصدد پاسخگویی به سه پرسش مهم در باب این اعمال است. در ابتدا، ضمن اشاره به پیشینه و زمینه‌های ظهور مفهوم اعمال فراوظیفه، ماهیت و چگونگی تعریف این اعمال را بررسی خواهیم کرد. سپس مهم‌ترین دیدگاه‌ها را درباره‌ی اینکه آیا اساساً چنین اعمالی وجود دارند یا خیر، مرور و ادله‌ی موافقان و مخالفان فراوظیفه را نقد می‌کنیم. سرانجام می‌کوشیم ضمن تبیین معضلی مشهور به پارادوکس فراوظیفه، راهکارهایی برای توجیه آن ارائه دهیم.

مقدمه

یکی از باورهای رایج در میان عموم ما انسان‌ها آن است که در موقعیت‌های مختلف، همواره لازم نیست همۀ ظرفیت اخلاقی خود را به کار گیریم و خود را به زحمت اندازیم تا واکنش اخلاقی ویژه‌ای نشان دهیم. از این رو در بهترین حالت، اخلاقی‌زیستن را با انجام وظیفه، آن هم در حد توان، یکی می‌دانیم. اما در زندگی همۀ ما اعمالی وجود دارند که فراتر از بایدها، وظایف و تعهدات تعریف می‌شوند. تجربۀ بشر گواه آن است که بسیاری از امور زندگی با وجود داشتن ارزش اخلاقی، در چارچوب وظایف او نبوده و لذا ملزم به انجام آن‌ها نیست و حتی ترک آن‌ها هم جایی برای سرزنش باقی نمی‌گذارد؛ برای نمونه، فرض کنید کسی تصمیم می‌گیرد کلیۀ خود را به یک بیمار نیازمند اهدا کند که شناختی هم از او ندارد. هرچند این عمل ارزش اخلاقی بسیاری دارد، اما به‌نظر نمی‌رسد که فرد اهداکننده اخلاقاً ملزم به انجام چنین عملی باشد. یا فردی را در نظر آورید که به‌جای صرف پولش برای خرید کیف و کفش نو، ترجیح دهد در کار خیری نظری کمک به ساخت یک مدرسه مشارکت کند. مثال‌هایی شبیه به این، بسیاری از فیلسوفان را بر آن داشته است تا در نظریه‌های اخلاقی خود، سهمی را هم بر اعمال به‌اصطلاح «فراوظیفه» قائل شوند. اعمال نیکی که فاعل بیش از آنچه صرفاً وظیفۀ اخلاق او حکم می‌کند، انجام می‌دهد و گاه از آن‌ها با عنوان کارهای خیر، خداپسندانه، قهرمانانه یا قدیس‌گونه یاد می‌شود.

اگر بپذیریم انجام عمل فراوظیفه بهتر از ترک آن است، پس فاعل اخلاقی برای انجام چنین عملی در قیاس با عدم انجام آن، دلایل بیشتری دارد. مثلاً اهدای کلیه به بیمار نیازمند، جان او را نجات می‌دهد یا از درد و رنجش می‌کاهد و همین امر دلیل خوبی برای چنین اقدامی فراهم می‌آورد.

البته این مسأله با چالش‌هایی در استدلال اخلاقی مواجه است. اگر بپذیریم انجام عمل فراوظیفه بهتر از ترک آن است، پس فاعل اخلاقی برای انجام چنین عملی در قیاس با عدم انجام آن، دلایل بیشتری دارد. مثلاً اهدای کلیه به بیمار نیازمند، جان او را نجات می‌دهد یا از درد و رنجش می‌کاهد و همین امر دلیل خوبی برای چنین اقدامی فراهم می‌آورد. اما در مقابل، دلایل اخلاقی بر فرض برای خرید یک ساعت مچی لوکس یا چنان که ذکر شد، کیف و کفش نو، به‌ویژه در شرایط بد اقتصادی مردم یا نداشتن نیاز جدی به این اجناس، کافی به نظر نمی‌رسد. از این‌رو دچار یک پارادوکس می‌شویم که چرا انجام آنچه دلیل اخلاقی به سودش نداریم، یا دلایلمان کم و ضعیف است، نسبت به آنچه دلیل محکمی برای انجامش داریم، قصور اخلاقی به‌حساب نمی‌آید و محل سرزنش نیست؟

این مقاله سه مسألۀ مهم درباب اعمال فراوظیفه را که بیشتر موردتوجه فیلسوفان اخلاق بوده است، بررسی می‌کند: نخست آنکه منظور از اعمال فراوظیفه چیست و آیا می‌توان تعریف مشخصی برای آن ارائه داد؛ دوم آنکه آیا اصولاً چنین اعمالی وجود خارجی دارند یا خیر و سوم پاسخ به پارادوکسی است که به آن اشاره شد.

ماهیت اعمال فراوظیفه

در این بخش، درصدد پاسخ به چگونگی تعریف عمل فراوطیفه برمی‌آییم. البته در اینجا قصد نداریم پاسخی قطعی به این پرسش دهیم و لذا به توضیح برخی از نکات کلیدی در باب چیستی این اعمال بسنده می‌کنیم. در ابتدا نگاه کوتاهی داریم به ریشه‌شناسی و پیشینۀ ظهور این مفهوم.

پیشینه تاریخی

واژۀ فراوظیفه یا «supererogation» برگرفته از فعل لاتین «supererogare» به معنای پرداخت هزینۀ بیش از مقدار مطالبه شده است. اولین نشانه‌های ظهور این واژه، در نسخه‌های کهن انجیل و ماجرای سامری نیکوکار به چشم می‌خورد.

فاطمه شریفیان
فاطمه شریفیان

دانش‌آموخته فلسفه در مقطع کارشناسی از دانشگاه مفید قم. دانش‌آموخته فلسفه اخلاق در مقطع کارشناسی ارشد از دانشگاه قم