
مقاله شیخ بهایی و مسئله حق طلبی و گمراهی
شیخ بهایی معتقد است اگر کسی حق جویانه و حق خواهانه به کاوش برخیزد، نوشته های گوناگون را ببیند و با آرای گوناگون آشنا شود و آنها را سبک و سنگین کند، در نهایت بی توجه به نتیجه ای که به آن می رسد، مأجور

شیخ بهایی معتقد است اگر کسی حق جویانه و حق خواهانه به کاوش برخیزد، نوشته های گوناگون را ببیند و با آرای گوناگون آشنا شود و آنها را سبک و سنگین کند، در نهایت بی توجه به نتیجه ای که به آن می رسد، مأجور

اخیراً چند تن از دانشجویان خوبم بحث اخلاقی بودن ازدواج را پیش کشیدند و با سؤالاتشان مرا با چالش گرفتند. پس از بحث و گفتگوهایی به آنها قول دادم که در فرصتی مناسب این بحث را به تفصیل خواهم کاوید. اما تا آن فرصت، فعلاً

اگر شخصی، مقاله یا کتابی را منتشر کند و در آن از نوشتههای دیگران به شکل مستقیم یا غیرمستقیم استفاده نماید، اما از اشاره به منابع نوشتار خود به شکلی دقیق و متعارف، بپرهیزد یا در این کار کوتاهی نماید، یا چنان وانمود کند که این نوشته زاده و حاصل تأملات شخصی خویش است، مرتکب عملی شده است که به آن انتحال، یعنی به خود بستن و سرقت علمی میگویند. مقاله حاضر با هدف به بحث گذاشتن انتحال یا سرقت علمی برخی دانشگاهیان به رشته تحریر درآمده است. بر این اسال، نویسنده ابتدا به تعریف مبسوط انتحال میپردازد. سپس با تأکید بر انتحال یا سرقت علمی برخی مدرسان دانشگاه و بیان اهداف و انگیزههای آنان، برخی نمونههای عینی را که مرتکب این عمل شدهاند، بیان میکند. نویسنده در ادامه به پرسش اصلی پژوهش خود با این مضمون که چرا انتحال علمی غیراخلاقی است؟ میپردازد. در این میان با تطبیق پرسش خود به سه نظریه اخلاقی پیامدگرایی، تکلیفگرایی و فضیلتگرایی، غیراخلاقی بودن عمل انتحال را در بوته نقد و بررسی قرار میدهد. در انتها، با یادآوری ده شیوۀ پرهیز از عمل غیراخلاقی انتحال، هریک از آنها را تشریح میکند.

با کلی خون جگر و مرارت، مقاله یا کتابی می نویسیم و پس از گذر از هفت خوان ارزیابی، تایید و نشر، هنوز از لذت دیدن حاصل زحمت خود برخوردار نشده ایم و عرق تن مان خشک نشده است که ناگهان منتقدی یک کاره از

از نظر مسلمانان، پیامبر اکرم (ص) معصوم و نیز اسوه اخلاقی هر مسلمانی است. این دو عقیده برآمده از تعلیمات قرآن کریم است. پیامبر در ابلاغ پیام الهی امانتدار است؛ اما افزون بر آن، خود تجسم و تبلور انسانی است که خداوند خواستارش است. با

گرچه امروزه پارهای از آرای ارسطو در زمینه طبیعیات و کیهانشناسی کهنه مینماید و حتی منطق و الهیات او به طور جدی محل مناقشه است، اما نظرگاه اخلاقیاش خواندنی و در مواردی پذیرفتنی است. چون که در این عرصه، هنوز راههای نرفته بسیار است و

حقوق مولفان و حق نشر حداقل سه بعد اقتصادی، حقوقی و اخلاقی دارد و از سه زاویه درآمد آفرینی، مرزهای حقوقی و ارزشی می توان به تحلیل آن پرداخت. اما تحلیل گران، از نگاه اخلاق کمتر به آن پرداخته اند. با اینکه در کشور هایی

به مرگی یا قتل از روی ترحم، یکی از مسائل محوری اخلاق زیستی است که مورد نقض و ابرام فراوان واقع شده است. در آغاز این مقاله با مفهوم به مرگی و انواع آن آشنا میشویم و سپس مؤلفه های اصلی و عناصر تشکیل دهنده

حدیثی منسوب به امیر موئمنان علیه اسلام چهار فضیلت را به مثابه فضایل اصلی بر می شمارد که عبارت اند از: حکمت، شجاعت، عفت و عدالت. این مقاله می کوشد نشان دهد که این حدیث بیش از آنکه بازگوی فضایل اخلاقی از دیدگاه اسلام باشد،

نوشته حاضر بر آن است تا ابعاد یکى از بنیادى ترین و عام ترین قواعد عملى اخلاق را در احادیث و اخلاق نشان دهد. این قاعده به دلیل کارآیى و قابلیت فراوانى که دارد، به قاعده زرین نامور شده است و دو صورت دارد؛ طبق

حدیث «خیار خصال النساء» فضایل اصلی زنان را رذیلت های مردانه دانسته و بدین ترتیب، فضایل اخلاقی را با جنسیت پیوند زده و بر تمایز اخلاقی زن و مرد تاکید کرده است. در این مقاله، پس از طرح مسأله، کوشش شده است تا مضمون و

نقد، لازمه رشد و بالندگی دانش است و گرچه این نکته بدیهی می نماید، به دلیل آنکه هنوز این باور نهادینه نشده است، عملا نقد فراموش شده و از کارکرد اصلی خود بازمانده و یا به تعریف و تمجید بدل شده است. نویسنده در این