
ملاحظاتی پیرامون تخصیص منابع در شرایط کمیابی
یک پزشک در زمان تصمیمگیری برای بیمار از کوچکترین موارد تا بزرگترین موارد (قطع عضو بیمار، انتخاب برای تخصیص امکانات محدود به بیماران نیازمند در شرایطی که امکانات موجود ناکافی باشند و درنهایت تصمیم به قطع مداوا و پایان دادن به زندگی بیمار) باید سه وجه متفاوت را در نظر داشته باشد: اول، توجه به بهترین شواهد بالینی موجود برای تشخیص و درمان و یا گایدلاینهایی که در شرایط بیمار قابل استناد باشد. دوم، التزام به قانون؛ چون ممکن است بیمار، همراهان وی یا خود نظام درمان مدعی شوند و بخواهند دلایل انجام چنان اقداماتی را بدانند. و سوم رجوع به وجدان؛ چراکه در اغلب اوقات طیفی از اقدامات تشخیصی- درمانی که شواهد علمی پشتیبانیکننده هم دارند و حتی مشکل قانونی هم ندارند، میتوانند بر بیمار اِعمال شوند، اما تنها این خود فرد درمانگر است که میداند از میان این طیف اقداماتِ قابلقبول چرا فلان اقدام خاص را اِعمال کرده است. پس مشاهده میکنید که تصمیمگیری در حیطۀ سلامت، امری نسبتاً پیچیده است و همین باعث شده نهادهای علمی و حاکمیتی سعی در استاندارسازی مسیرها و همچنین پایش و کنترل کیفیت ارائه خدمات سلامت داشته باشند.
