رفتن به محتوای اصلی
نوشتار ادمین: ادمین خانه اخلاق

آیا جراحی زیبایی با اصول اخلاقی در تضاد نیست؟

برای پاسخ به این سؤال، ابتدا باید مفهوم جراحی پلاستیک را توضیح داد. انجمن پزشکی و انجمن جراحان پلاستیک آمریکا، جراحی پلاستیک را شاخۀ منحصر‌به‌فردی از پزشکی می‌دانند. از آنجا که جراحی پلاستیک می‌تواند در تخصص‌های متفاوتی انجام گیرد، باید تعریف کلی‌تری برای آن بیان کرد. جراحی، درمان جراحات و نارسایی‌های بدن از طریق بُرش یا ترمیم عیوب استخوانی و لوازم آرایشی برای ترمیم یا بهبود ظاهر یک شخص است. بنابراین، جراحی پلاستیک شامل هر گونه روشی است که برای اصلاح و بهبود جنبه‌های فیزیکیِ ظاهر یک فرد انجام می‌گیرد تا آن فرد، زیباتر و جذاب‌تر شود. همان‌طور که دکتر پترو گفته است، ما «جراحان پلاستیک» بی‌‌تردید در پزشکی بی‌نظیر هستیم. ما مداوا نمی‌کنیم و به‌دنبال درمان بیماری نیستیم‌. کار ما شکل‌دهیِ دوباره و اصلاح بدن انسان است، به‌گونه‌ای که ظاهر بهبود یابد، عزت‌نفس بالا رود، و سلامت بیمار به‌واسطۀ زیبایی افزایش یابد.

این اصل اخلاقی قدیمی را به بقراط نسبت داده‌اند: «در وهلۀ اول، آسیب نرسان.» اگر از این اصل اخلاقی پیروی شود، پاسخ این سؤال به‌سادگی به ‌دست می‌آید و جراحی پلاستیک یا هر جراحی تخصصی دیگری، غیراخلاقی خواهد بود. جراحی، ذاتاً آسیب‌زدن به بیمار را به دنبال دارد، چون روش جراحی، بُرِش‌دادن بدن بیمار است. بدیهی است که نمی‌توان برای پاسخ‌دادن به این سؤال به بقراط متوسل شد.

در دوران مراقبت‌های پزشکی مدرن، چهار اصل اساسی برای به‌کارگیری معیار‌های اخلاقی مراقبت‌های پزشکی پذیرفته می‌شود. این اصول عبارت‌اند از: خودمختاری، عدالت، سودمندی و آسیب‌نرساندن.

خودمختاری، «توانایی یا حق مستقل‌بودن و خودمختار‌بودن» است، چنانکه فرد، هم از مداخلات کنترل‌کنندۀ دیگران آزاد است، هم از محدودیت‌های فردی که مانع از انتخاب هدفمند می‌شوند. بیمار حق دارد تصمیم بگیرد که آیا می‌خواهد جراحی شود یا نه. اگر خودِ بیمار چنین تصمیمی گرفت، جراحی پلاستیک، آزمون اخلاقی را با موفقیت پشت سر گذاشته ‌است. لازم به ذکر است که بیمار حق درخواست عمل زیبایی‌ای را ندارد که به صلاح سلامت عمومی‌اش نیست. خودمختاری، توانایی بر انجام کاری را دربرنمی‌گیرد که اخلاقاً اشتباه است.

عدالت، مفهومی است مرتبط با انصاف، برابری، و درمان بی‌تبعیض. جراحی پلاستیک معمولاً به‌خودی‌خود اختیاری است و به همین علت است که بیمه، هزینه‌های آن را پرداخت نمی‌کند. بیماران معمولاً برای جراحی‌های زیبایی از جیب خودشان هزینه می‌کنند. وظیفۀ اخلاقی بیمه این است که هزینه‌ی جراحی‌های لازم را پرداخت کند، اما چون جراحی پلاستیک اولویت ندارد، پس بیمه هم وظیفه‌ای ندارد. از طرف دیگر، می‌توان ادعا کرد که چون بیماران، مسئول هزینه‌های درمانی خود هستند، جراحی پلاستیک بر دسترسی کلی به امکانات پزشکی تأثیر‌گذار نیست. وقتی از این استدلال استفاده می‌کنیم، جراحی پلاستیک در این آزمون اخلاقی پذیرفته می‌شود.

سودمندی عبارت است از کیفیت یا وضعیت انجام یا تولید کار مفید. در اواخر دهۀ ۱۸۰۰، جان هامفری وودبری، یک خال را از صورتش برداشت و متوجه شد سریعاً عزت‌نفسش بیشتر شد. او مسیر شغلی خود را به درمان ناهنجاری‌های صورت اختصاص داد و مبتکر جراحی پلاستیک بود. بیمار، هنگامی از جراحی پلاستیک بهره می‌برد که این جراحی بتواند سلامت روان او را بهبود بخشد. اگر بیمار واقعاً از آن بهره ببرد، روش درمان در چارچوب اخلاقی انجام می‌گیرد. ما موظفیم اطمینان حاصل کنیم که بیماران‌مان انتظارات واقع‌بینانه‌ای دارند. ما جراحان پلاستیکِ پاییند به اصول اخلاقی، باید کاری را انجام دهیم که نهایتاً برای بیماران‌مان واقعاً مفید است. بی‌شک، به جراحی‌ای نیاز داریم که مبتنی بر شواهد برای مقابله با مشکلات و فشار‌های اقدامات بالینی ما باشد. چنین مهارت‌هایی باید مکمل تمرکز مرسوم بر مهارت‌های دست‌ورزی باشد تا این امکان را به جراح بدهد که مراقبت‌های قابل‌پیش‌بینی و مؤثر را به‌طور مداوم ارائه دهد.

آسیب‌نرساندن، به معنای صدمه‌نزدن یا وارد‌کردن کمترین آسیب ممکن برای دستیابی به یک نتیجۀ مفید است. همانطور که پیش‌تر اشاره شد، جراحی ــ طبق تعریفش ــ به بیمار آسیب می‌رساند. به‌منظور بررسی این اصل اخلاقی، عمل زیباییِ مورد نظر باید مورد تجزیه و تحلیلِ هزینه ـ فایده قرار گیرد. این تجزیه و تحلیل برای هر‌ یک از بیماران، مخصوص به خودشان است. باید مشخص شود که آیا انتظارات بیمار از جراحیِ زیبایی، معقول و واقع‌بینانه‌ است یا نه. اگر این انتظارات بر عوارض احتمالی اولویت داشته باشد، آن جراحی از آزمون اخلاقی سربلند بیرون نمی‌آید. «انتظارات غیرواقع‌بینانۀ بیماران، مشکلات اخلاقی را به همراه خواهد داشت.»

یک اصل اخلاقی دیگر هم باید در نظر گرفته شود: صداقت یا راستگویی. آیا جراح، مهارت و تخصص لازم را برای انجام عمل جراحی موردنظر دارد؟ آیا آن عمل جراحی در محدودۀ درمانیِ تعریف‌شده برای آن‌هاست؟ آیا بیمار با خودش روراست است؟ آیا بیمار می‌کوشد به کمالی دست یابد که دست‌یافتنی نیست؟

جراحی پلاستیک روزبه‌روز رایج‌تر می‌شود و ارائه‌کنندگان خدمات پزشکی و مراقبتی هم از آن استقبال می‌کنند. بی‌تردید، جراحی پلاستیک، پیشرفت در درمان یک انسان محسوب می‌شود. علاوه ‌براین، بیماران مدام در فکر ظاهر خود هستند. این وسواس فکری درمورد ظاهر و فرصت برای منفعت مالی، زمینه را برای رفتار غیراخلاقی فراهم می‌آورد. جراحی پلاستیک به‌خودی‌خود، می‌تواند چهار اصل اساسی اخلاقی را رعایت کند. اصل پنجم ــ یعنی صادق‌بودن با خود ــ اهمیت بیشتری می‌یابد. «ما باید به جامعه، کاری را نشان دهیم که بهتر است انجام شود، نه کاری که می‌توان انجام داد.» بنابراین، با همکاریِ یک جامعۀ سازمان‌یافته، حداقل می‌توانیم مفهوم جراح پلاستیک متخصص و پایبند به اصول اخلاقی را رواج دهیم.

اشتراک و خلاصه‌سازی مطلبلینک این مطلب را با دیگران به اشتراک بگذارید یا برای خلاصه‌سازی در ابزارهای هوش مصنوعی باز کنید.
انتشار در ایتا انتشار در تلگرام سامرایز در ChatGPT سامرایز در DeepSeek


دیدگاه خود را بنویسید

خبرنامه

خبررسان اخلاق

نام و ایمیل خود را وارد کنید تا تازه‌ترین مطالب خانه اخلاق‌پژوهان جوان را دریافت کنید.