خطای پایگاه‌دادهٔ وردپرس : [Table 'ethicsho_base.wp_ulike_meta' doesn't exist]
SELECT `item_id`, meta_group, meta_key, meta_value FROM `wp_ulike_meta` WHERE `item_id` IN (3628718343) AND meta_group = 'user' ORDER BY `meta_id` ASC

خطای پایگاه‌دادهٔ وردپرس : [Table 'ethicsho_base.wp_ulike_meta' doesn't exist]
SELECT `item_id`, meta_group, meta_key, meta_value FROM `wp_ulike_meta` WHERE `item_id` IN (6248) AND meta_group = 'post' ORDER BY `meta_id` ASC

خطای پایگاه‌دادهٔ وردپرس : [Table 'ethicsho_base.wp_ulike_meta' doesn't exist]
SELECT meta_id FROM wp_ulike_meta WHERE meta_group = 'post' AND meta_key = 'count_distinct_like' AND item_id = 6248

خطای پایگاه‌دادهٔ وردپرس : [Table 'ethicsho_base.wp_ulike_meta' doesn't exist]
SHOW FULL COLUMNS FROM `wp_ulike_meta`

قحطی و فقر روزانه هزاران و سالانه حدود ۱۸ میلیون انسان را که در آرزوی غذا کافی و آب تمیز هستند به کام مرگ می­کشد. فقر جهانی در حالی علت یک سوم مرگ و میر­های جهان است که بسیاری از افراد و دولتها در جمع آوری ثروت و انباشت پول با یکدیگر مسابقه می­دهند. میلیونها […

خطای پایگاه‌دادهٔ وردپرس : [Table 'ethicsho_base.wp_ulike_meta' doesn't exist]
SELECT meta_id FROM wp_ulike_meta WHERE meta_group = 'post' AND meta_key = 'count_distinct_like' AND item_id = 6248

خطای پایگاه‌دادهٔ وردپرس : [Table 'ethicsho_base.wp_ulike_meta' doesn't exist]
SHOW FULL COLUMNS FROM `wp_ulike_meta`

قحطی و فقر روزانه هزاران و سالانه حدود ۱۸ میلیون انسان را که در آرزوی غذا کافی و آب تمیز هستند به کام مرگ می­کشد. فقر جهانی در حالی علت یک سوم مرگ و میر­های جهان است که بسیاری از افراد و دولتها در جمع آوری ثروت و انباشت پول با یکدیگر مسابقه می­دهند. میلیونها انسان که هر روز منتظر رسیدن غذا از کشورهای ثروتمند هستند، چشم امید به دولت­ها و نهادهایی دوخته­اند که نه تنها کار قابل توجهی در راستای فقر زدایی انجام نداده­اند، بلکه خود از عوامل موثر در ایجاد و گسترش فقر در کشورهایی جهان سوم می­باشند.

تحقیق دربارۀ فقر جهانی عمر درازی ندارد. از پیشگامان این عرصه پیتر سینگر (-۱۹۴۶) است. او در سال ۱۹۷۲ و پیش از انتشار کتاب معروف خود ” آزادی حیوانات” مقاله­ ای تحت عنوان قحطی، فراوانی و اخلاق نگاشت و نتیجه گرفت که مردمی که در کشورهای ثروتمند زندگی می­کنند. اخلاقا موظف­ اند یک درصد درآمد ماهیانه خود را به فقراء اختصاص دهند. بعد از او افرادی دیگر چون جان راولز، آمارتیا سن، مارتا نوسبام، محبوب الحق و… به موضوع فقر و راه های برون رفت از آن و همچنین مسئولیت اخلاقی ما در قبال فقر پرداختند. در میان همه آنچه نگاشته شده کتاب «فقر جهانی و حقوق بشر» اثر توماس پوگ از اهمیت بسزایی برخوردار است. پوگ (-۱۹۵۳ ) فیلسوفی آلمانی است که رساله دکترای خود را زیر نظر راولز نگاشت. عمده آثار او دربارۀ فقر جهانی و راه­های برون رفت از آن است. او در این کتاب در گام نخست به تعریف فقر می­ پردازد. بدون شک تعریف فقر و تمییز فقیر از غنی کار دشواری است و ملاک­ ها و دیدگاه­ های مختلفی در این باره وجود دارد. نخستین شاخصی که برای فقر مطرح می­شد ۱ دلار و ۲۵ سنت در روز بود؛ بعدها این مبلغ به ۲ دلار در روز تغییر کرد. اما پوگ فقر را به گونه­ ای دیگر تعریف می­کند. از نظر او افراد فقیر کسانی هستند که از دسترسی به ضروریات زندگی خود محروم می­باشند. این تعریف اگرچه نقاط مبهمی دارد اما برای فهم معنای فقر کافی است. مطابق با تعریف پوگ حدود یک میلیارد و چهارصد میلیون انسان در فقر شدید زندگی می­ کنند؛ به این معنی که خطر مرگ هر روز آنان را تهدید کرده و نیاز به کمک فوری دارند.

در گام دوم او تلاش می­کند عوامل ایجاد فقر جهانی و به تبع مسئولیت اخلاقی کشورهای ثروتمند در قبال این پدیده را تبیین کند. از نظر او مهم ترین عامل در ایجاد فقر نهادها و قوانین بین المللی هستند که به طور سیستماتیکی فقر را ایجاد کرده ­اند. نهادها و قوانین بین المللی به حقوق بشر تجاوز کرده و آنرا نقض کرده اند. حقوق بشر تنها یک وظیفه سلبی را بر عهده ما می­ گذارد، اینکه به حقوق دیگران آسیب نرسانیم. او معتقد است ثروتمندان با وضع قوانین ناعادلانه به وظیفه سلبی خود مبنی بر آسیب نرساندن به دیگران تجاوز کرده­ اند و اکنون متعهد هستند خسارت وارده را جبران و برای ریشه کن کردن و کاهش فقر بکوشند. کشورهای ثروتمند نه با تکیه بر تلاش و پشتکار خود بلکه با غلبه، استعمار و بهره کشی از ملت ­های جهان سوم و فقیر، ثروتمند شده­ اند.

بر این اساس کمک­ های ما به فقرا نه تنها خیرخواهانه نبوده بلکه جبران آسیب­ هایی است که در دراز مدت توسط قوانین ناعادلانه بین المللی ایجاد شده است. قوانینی که کشورهای ثروتمند آنرا تحمیل کرده و هنوز هم از آن بهره می­برند. تحمیل این نظام اصلاح نشده، به منزل نقض گسترده حقوق بشر است به گونه­ ای که افراد نمی­ توانند به نیازهای اولیه خود دسترسی پیدا کنند. در این میان علاوه بر دولتمردان رأی دهندگان در کشورهای قدرتمند نیز مسئول هستند چرا که آنان با انتخاب های نادرست، باعث تداوم فقر شده­ اند. بسیاری از روزنامه نگاران و فعالان اقتصادی می­دانند که تصمیمات حاکمان و تصمیم گیرانشان چه تأثیرات مخربی بر کشورهای فقیر دارد. این در حالی است که طرح ­ها و جایگزین­ های مناسبی بجای قوانین مضر نهادهای بین المللی وجود دارد که در سایه آنها می­توان از بروز این فجایع جلوگیری کرد. انجام یکسری اصلاحات به سرعت می­تواند از گسترش فقر جلوگیری کرده و گام مهمی را در راستای ریشه کن کردن فقر باشد

Thomas pogge

مهمترین چالش پیش روی پوگ این است که فقر را نه ناشی از قوانین بین المللی بلکه برآمده از حاکمان مستبدی بدانیم که بر کشورهای فقیر حکومت می­کنند. آنان عامل اصلی فقر ملت­ها هستند و این مردم کشورهای فقیر هستند که باید با کنار زدن دیکتاتورها، خود را از بغرنج فقر نجات دهند. به عبارت دیگر فاکتورهای دیگری غیر از قوانین بین المللی در ایجاد فقر مؤثر هستند.

اگر چه پوگ نقش آفرینی فاکتورهای داخلی در شیوع فقر را می­پذیرد اما از نظر او مهمترین تأثیر را سازمان ها و قوانین بین المللی دارند که باعث شده اند کشورهای فقیر به نحو قابل پیش بینی از دسترسی به حقوق خود محروم شوند. او معتقد است نزاع شهروندان، رشوه­ خواری، فساد، قدرت طلبی و فقر، به خصوص در کشورهایی برخوردار از منابع و ذخائر طبیعی، به طور سیستماتیک و همواره ایجاد شده است. از نظر او این قوانین ناعادلانه است که بیشترین آسیب را به کشورهای جهان سوم وارد می­کند. با این حساب ستمی که رهبران کشوهای ما بر فقرا انجام داده­اند، بیش از ستمی است که خود رهبران آنها انجام داده اند.

اما مسئولیت اخلاقی در قبال نیازمندان نه تنها متوجه دولتها بلکه شهروندان عادی کشورهای متمول نیز تقصیرات زیادی دارند چرا که به رهبرانشان این اجازه را داده اند تا نظم جهانی ناعادلانه را ایجاد کرده و یا در برابر ایجاد آن منفعلانه تسلیم شوند. از نظر پوگ عواملی که در ایجاد فقر جهانی دخیل بوده ­اند بیشترین مسئولیت اخلاقی را در قبال آن دارند بر این اساس شهروندان و دولت­های کشورهای متمول هستند که چنین نظام ناعادلانه ای را رهبری می­کنند بیشترین مسئولیت را در قبال فقر دارند.

استدلال او حاوی تشخیص های بحث بر انگیز فلسفی است اینکه چرا فقر از منظر اخلاقی کار خطایی است؟ چرا ثروتمندان در قبال آن مسئولیت دارند؟ و اینکه انسان چگونه باید مسئولیت اخلاقی خود در قبال فقر را اداء کند؟

نقد پوگ

اساس دیدگاه پوگ مبتنی بر وظیفۀ سلبی است. اما آیا در صورتی که وظیفۀ سلبی را بپذیریم می­توانیم مسئولیتی را ثابت کنیم. وظیفه سلبی به ما را ملزم می­کند به دیگران آسیب نرسانیم؛ حال تصور کنید کسی در کنار ما در حال غرق شدن است، وظیفه سلبی در اینجا تنها حکم می­کند که آسیبی از طرف ما به آن فرد وارد نشود اما به نجات آنان نیز حکم نمی­کند. بی تفاوت بودن نسبت به غرق شدن آنان بدون شک با حقوق بشر مخالف است. با این حساب پذیرش این نکته که حقوق بشر تنها ما را به وظیفه­ای سلبی مکلف می­کند مشکل است. در مقابل پوگ افرادی همچون هنری شو قرار دارند که معتقدند پذیرش حقوق بشر، هم وظایف ایجابی و هم وظائفی سلبی بر عهدۀ ما می­گذارد. بعلاوه وظیفۀ سلبی هیچ گاه منجر به تساوی و عدالت نمی­شود، عدالتی و تساوی که از دغدغه های اصلی پوگ است. اینها همه در کنار اینکه پدیده فقر معلول عوامل متعددی است و نمی­توان تنها علت را قوانین بین المللی دانست. در پایان به نظر می­رسد با دیدگاه مینیمالیستی و حداقلی او نه می­توان مسئولیت اخلاقی را ثابت کرد و نه به بحران فقر پایان داد.

فاطمه شریفیان

دانش‌آموخته فلسفه در مقطع کارشناسی از دانشگاه مفید قم. دانش‌آموخته فلسفه اخلاق در مقطع کارشناسی ارشد از دانشگاه قم