رابطه دین و اخلاق از مسائلی نیست که به تازگی اذهان فیلسوفان دین، متکلمان و دیگر اندیشمندان را به خود جلب کرده باشد، بلکه وجود آن در میان پیروان همه ادیان الهی و غیر الهی (مسیحیت، اسلام، آیین کنفسیوس و …) به نوعی مشهود، و در پاره ای از مکاتب نمود آن بیشتر است. اختلاف […

رابطه دین و اخلاق از مسائلی نیست که به تازگی اذهان فیلسوفان دین، متکلمان و دیگر اندیشمندان را به خود جلب کرده باشد، بلکه وجود آن در میان پیروان همه ادیان الهی و غیر الهی (مسیحیت، اسلام، آیین کنفسیوس و …) به نوعی مشهود، و در پاره ای از مکاتب نمود آن بیشتر است. اختلاف اشاعرع و معتزله درباب حسن و قبح عقلی یا شرعی افعال حکایت از سابقه دیرینه این مساله دارد و تا امروز نیز، که دین در میان برخی از صاحب نظران، بعد الهی خود را از دست داده و بر اساس دیدگاه های طبیعت گرایانه – اعم از روان شناختی و جامعه شناختی – تفسیر و تعبیر می شود و فلسفه دین، دیگر نه به معنای دفاع عقلانی از اعتقادات دینی، بلکه به معنای تفکر عقلانی و فلسفی درباب دین است، این مهم، همچنان اهمیت خود را در عرصه معرفت بشری حفظ کرده است.

متن کامل مقاله را از اینجا دریافت کنید.

فاطمه شریفیان
فاطمه شریفیان

دانش‌آموخته فلسفه در مقطع کارشناسی از دانشگاه مفید قم. دانش‌آموخته فلسفه اخلاق در مقطع کارشناسی ارشد از دانشگاه قم