در چهل و هشتمین کارگاه فلسفه اخلاق، که در تاریخ 29 بهمنماه 97 برگزار شد، میزبان دکتر انشالله رحمتی بودیم و ایشان برای ما از «اخلاق فتوت در اسلام ایرانی» سخن گفتند. دکتر انشالله رحمتی پژوهشگر و مترجم حوزه فلسفه و عرفان، سردبیر نشریه اطلاعات حکمت و معرفت است که تاکنون چند بار به عنوان مترجم برگزیده شناخته شدهاست. در زمینه فلسفه اخلاق برخی از متون این رشته را در اختیار علاقهمندان قرار داده است که از مهمترین آنها میتوان دانشنامه فلسفه اخلاق ویراسته پل ادواردز و دونالد بورچرت و نقد عقل عملی (نقد دوم ایمانوئل کانت) را نام برد. او که در سال ۱۳۸۶ به عنوان مترجم برگزیده از سوی وزارت ارشاد اسلامی معرفی شد، تا به حال موفق به انتشار دهها مقاله، دهها مصاحبه شدهاست و راهنمایی و مشاوره پایاننامههای بسیاری (بیش از پنجاه پایاننامه در مقطع کارشناسی ارشد و دکتری) را بر عهده داشتهاست. همچنین در ابتدای این کارگاه خانم هاجر سعادتی، گزارشی از کتاب «زندگی خوب؛ ۳۰ گام فلسفی برای کمال بخشیدن به هنر زیستن» ارائه دادند. در ادامه گزارشی از این کارگاه را میخوانید.
مقدمه
اخلاق فتوت در واقع پیوندی است میان مطالعات بنده در حوزه فلسفه اخلاق و خوانشهای هانری کربن از فلسفه اسلامی. قصد ما بر آن است که نشان دهیم در جامعه کنونی ما، چرا چنین بحثی مهم است و این بحث چه کارایی برای ما دارد. در ابتدا از اهمیت این بحث نزد کربن و تقریرهای او از سهروردی میگوییم و بعد از آن به بررسی چند فتوتنامه و تعارض نظریات کنونی اخلاق با اخلاق فتوت سخنخواهیم گفت.

هانری کربن
اسلام ایرانی شاهکار کربن است که یک اثر چهار جلدی است تحت عنوان چشم اندازهای معنوی و اسلامی ایران. خود این عنوان بحث برانگیز است، حتی آن زمان هم که کربن این اثر را مینوشت، این دغدغه را داشت که چگونه این مطلب را به مخاطب خود برساند، چرا که یک عنوان ناجالب است برای مسلمانها چرا که ترجیح ما بر شندین ایران اسلامی است و نه اسلام ایرانی. تاکنون آن چیزی که از نظر ما تاثیر میگذاشته اسلام بر ایران است و نه ایران بر سلام. فهم من از آثار کربن این است (همانطور که در جلد اول اسلام ایرانی هم بیان کردم) که منظور کربن نه جغرافیای ایران و نه نژاد ایرانی است، بلکه منظور او اسلام است آنگونه که بر ذهن و زبان ایرانی نقش بسته است یا به تعبیر دیگر، اسلام آنگونه که ایرانیها آن را بهتر از دیگران فهمیدند. به طور خلاصه کربن معتقد است که ایرانیها قابلیتهای معنوی و فلسفی اسلام را بهتر از دیگران کشف کردند، البته از آن جهت که کربن پدیدارشناس است در اینجا در مقام توصیف است و نه تبیین. پس از نظر او اسلام در ایران به یک خوانش متفاوت رسیده است که اتفاقا بهترین خوانشی بوده که میتوان از اسلام داشت. در این خوانش اسلام از جنبههای ظاهری و شریعت خود فاصله گرفته و توانسته به اجماع میان شریعت، طریقت و حقیقت دست پیدا کند. اهمیت کربن برای ما از آن جهت است، که تفکر او مدخلی است تا ما از طریق آن بتوانیم با فعلیت تفکر اسلامی ارتباط بر قرار کنیم.
برای تشریح پروژه کربن میتوان به هفت محور اشاره کرد و آن محور آخر، بحثی است که امروز با شما عزیزان داریم. در این جا آن هفت محور را صرفا نام میبرم تا به آن بحث آخر برسم.
الف ـ بحث روششناسی که کربن از روش پدیدارشناسی هرمنوتیک استفاده میکند.
ب ـ معرفتشناسی که این معرفتشناسی را با واژه epistemology معرفی نمیکند، بلکه با واژه genecology معرفی میکند. او genecoرا معرفت نجاتبخش میداند و نهepisteme که به معنای معرفت مطابق با واقع است
ج ـ وجودشناسی که در واقع جنبه اگزیستانسیالیستی دارد و پیوندی که میان ملاصدرا و هایدگر بر قرار میکند
دـ خدا شناسی، به نظر من نسبت به آن چیزی که ما سالها خواندیم، خداشناسی کربن به آن چیزی که ما در روایات داریم نزدیکتر است، چرا که الهیات او سلبی است و او این را مستند نمیکند بر آثار گران ما، بلکه آن را مستند میکند بر روایات. بخش مهمی از آثار کربن، آنجا است که شرح و انتقاداتی بر کتب و آثار شیخ صدوق (این کتاب خداشناسی تشیع است و یا خداشناسی است آنگونه که ائمه معرفی کردند) دارد.
ه ـ جهانشناسی کربن است که در این جهان شناسی، نگاه افلاطونی او خیلی بارز میشود با محوریت دو اصطلاح افلاطون که یکی از آنها عالم مثل نوری افلاطون است ( اتفاقا جهانبینی تشیُّع را هم کربن افلاطونی میفهمد و خیلی این نگاه منطبقتر است تا آن چیزی که ما در روایات میبینیم، چرا که ما مفهوم هبوط و میثاق ازلی را هم در روایات و هم در خود قرآن میبینیم) و دیگری که خیلی مورد تاکید کربن است، عالم مثل معلقه است که همان چیزی است که سهروردی به عالم مثل اضافه میکند.
و ـ نفسشناسی او است که او معتقد است، هر انسانی یک وحدت دوگانه است، گویی که نیمی از هر کدام از ما در آسمان است.
ز ـ نگاه ارزششناسی است که در آخر به آن میپردازم. نگاهی که افرادی مانند کربن از جهانبینی اسلام ایرانی استنباط میکند، آیا این ارزشهایی که مختص به او باشد و اخلاقی هم که مرتبط با او باشد همراه دارد یا نه؟ این دقیقا آن چیزی است که کربن به آن اخلاق فتوت و جوانمردی میگوید و جالب است همان کتاب اسلام ایرانی که در چهار جلد از او چاپ شده، او به مناسب هفت ستون حکمت که در کتاب مقدس آمده است، هفت دفتر میکند. در دفتر آخر کربن عنوانی میگذارد که بسیار جالب است و جوانب کار اسلام ایرانی را به هم پیوند میزند و آن این است، امام دوازدهم و فتوت، این در ابتدا برای ما بسیار عجیب است. ایشان میخواهد آن چیزی را که نتیجه بحث است، به فتوت ختم کند. به نظر من یکی بحث فتوت است که آن ارزش نهایی که استنباط میشود را بیان میکند، ولی بحث امام زمانی که کربن بر آن تاکید میکند به این علت است که امام زمان یک جریان زنده و بالفعل است و نه یک چیز تاریخی که تمام شده باشد. در واقع اصطلاحی که خودش به کار میبرد و ترجمهاش هم سخت است این است که میخواهد actuality(فعلیت) اسلامی را نشان دهد. به این جهت است که وقتی درباره امام زمان بحث میکند سیرهی ایشان را یک سیرهای میداند که هنوز تمام نشده و جریان دارد، اما آن چیزی که ما از امام زمان و یاران او داریم، یک تصور جوانمردی است، به این معنا که کسانی که یاران امام زمان هستند، فتیٰ (جوانمرد)اند. یکی از چیزهایی که کربن بر روی آن دست میگذارد، تصوری است که از حماسه پهلوانی به حماسه عرفانی میافتد.قصد ما بررسی این مسئله و ارتباط آن با فلسفه اخلاق است که برای دوستان عرض خواهم کرد.
…
Warning: Use of undefined constant TDC_PATH_LEGACY - assumed 'TDC_PATH_LEGACY' (this will throw an Error in a future version of PHP) in /home/ethicsho/public_html/wp-content/plugins/td-composer/td-composer.php on line 109
Warning: Use of undefined constant TDSP_THEME_PATH - assumed 'TDSP_THEME_PATH' (this will throw an Error in a future version of PHP) in /home/ethicsho/public_html/wp-content/plugins/td-composer/td-composer.php on line 113