در چهل و یکمین کارگاه فلسفه اخلاق که در تاریخ 16 مهر 97 در خانه اخلاق پژوهان جوان برگزار شد، خانم دکتر مریم مدملی در مورد مسائل جنسیتی فلسفه اخلاق سخن گفتند. ایشان عضو هیئت علمی مرکز تحقیقات زن و خانواده هستند و مطالعات خوبی در مورد فلسفه اخلاق و اخلاق جنسیتی داشته‌‌اند. در ابتدای این کارگاه نیز خانم نسرین کمالی گزارشی از کتاب «کاربردهای فلسفه اخلاق» نوشته ریچاردمروین هیر ارائه دادند.

موضوعی که بنده در خدمتتان هستم “بررسی مسائل جنسیتی فلسفه اخلاق” است. من بحثم را در دو قسمت جداگانه ارائه می‌کنم.

اولویت و اهمیت مباحث اخلاقی

با یک مقدمه شروع می کنم اولویت و اهمیت مباحث اخلاقی بر هیچ کداممان پوشیده نیست. اولین آیات سوره جمعه بحث تربیت اخلاقی انسان و به کمال رساندن او را جزء وظایف و اهداف مهم دین می‌شمارد و در واقع ما این را در همه‌ی ادیان داریم، بخش زیادی از متون دینی اعم از متون دینی اسلامی و سایر ادیان اختصاص به مباحث اخلاقی دارد.

اولویت واهمیت مباحث اخلاقی نیز فقط بین دین‌داران یا متدینین به دین نیست؛ ما اندیشمندان عرصه‌های مختلفی داریم که بحث‌های اخلاقی برایشان اهمیت دارد مثل روانشناس‌ها، جامعه‌شناس‌ها. منتها یک اتفاقی این وسط می‌افتد و آن این است که غالباً نگاه ما به دین نگاهی است که اگر بخواهیم به همین سیر ادامه دهیم به نظر می‌رسد رشد اخلاقی متوقف می‌شود و وجه آن هم این است که ما نگاهمان به دین نگاه تعبدی است؛ این، ضمن این که، وجه اولویت و برجستگی دین است، منتها می‌تواند مقداری مباحث اخلاقی را تضعیف کند، به این دلیل که شما در جامعه‌ای که داعیه‌دار عقلانیت اخلاقی است، نمی توانید الزاماً گزاره های اخلاقی را با بحث های تعبدی و متدینانه پیش ببرید.

پس نیاز دارید به یکسری تاملات فلسفی و عقلانی، درخصوص مباحث اخلاق و این چیزی است که کمتر مورد توجه قرارگرفته، بین فلاسفه‌ی اخلاق از این دست مباحث زیاد است؛ منتها غیر از اندیشمندان بحث فلسفه اخلاق و غیر از سطح نخبگانی جامعه ما کمتر با این عقلانیت مداری، نگاه در واقع عقلی و فلسفی به مباحث اخلاقی مواجه هستیم. نتیجه این می‌شود که در بحث تعارضات عقلی و اخلاقی افراد بدون این که تأمل علمی بکنند خودشان را صاحب نظر دانسته و دیدگاه خودشان را قابل دفاع می‌دانند، چون احساس بی نیازی می‌کنند از این که فراگیری نسبت به مباحث اخلاقی داشته باشند و به منطق خودشان و دانسته های سطحی خودشان بسنده می‌کنند واین طبیعتاً رشد اخلاقی را متوقف می‌کند. یعنی اگر من نگاه تعبدی به اخلاق نداشته باشم هیچ داعیه‌ای در ظاهر بر اخلاق مدار بودن ندارم.

وجود این کاستی‌ها نگاه متفاوتی را درجلوی روی اندیشمندان قرار می‌دهد و آن بحث‌های فلسفه اخلاقی است. این نگاه داعیه‌دار اجتهاد در مباحث اخلاقی است ، داعیه‌دار عقلانیت بخشی به گزاره‌های اخلاقی است. طبیعتاً فلسفه اخلاق مثل سایر فلسفه‌های مضاف مقدمه علم اخلاق است، اگرچه از جهت تاریخی و ارائه متأخر از بحث های اخلاقی است ولی یک سری مزایا دارد که می تواند نواقص، فقط نگاه تعبدی، به اخلاق را پوشش دهد. فیلسوفان اخلاق معتقدند که تأمل عقلی و اجتهاد عقلی در حوزه ی اخلاق باید داشته باشیم.

فلسفه اخلاق

فلسفه اخلاق یکی از شاخه های اصلی فلسفه، سه یا دو بخش عمده دارد، این که می‌گویم سه یا دو بخش از این جهت است که در یکی از این بخش ها اختلاف نظر است دو بخش عمده‌اش که در آن اتفاق نظر است بحث “اخلاق هنجاری” و بحث “فرا اخلاق” است.

فاطمه شریفیان
فاطمه شریفیان

دانش‌آموخته فلسفه در مقطع کارشناسی از دانشگاه مفید قم. دانش‌آموخته فلسفه اخلاق در مقطع کارشناسی ارشد از دانشگاه قم