آیت الله علیرضا اعرافی، مدیر حوزههای علمیه سراسر کشور، مهمان سی و نهمین کارگاه فلسفه اخلاق ما بودند. این کارگاه در تاریخ 4 دیماه 1396 برگزار شد و آیت الله اعرافی در مورد "شاخصهای کلیدی اخلاقپژوهی معاصر" برای ما سخن گفتند. همچنین آقای مهرداد اطمینان در ابتدای جلسه کتاب "استنباط حکم اخلاقی از متون دینی و ادله لفظی" را معرفی و نقد کردند.
موضوع بحث فقه، اخلاق و فقه الاخلاق میباشد. در ابتدا تعریف و تشریحی جداگانه از دو موضوع فقه و اخلاق گفته می شود و سپس ترکیب این دو یعنی فقه الاخلاق مورد بررسی قرار می گیرد. در این باب عرض ما این است که میتوان دو دانش بزرگ و مهم را در یک نقطهای به تولید دانش جدید رساند و چیزی به نام فقه الاخلاق را داشته باشیم البته با توضیحاتی که عرض میشود.
فقه
اخلاق، دانش یا مجموعهای از دانشهاست و فقه هم دانش پر و پیمانی است که امروزه شکل گرفته است. واژه فقه، هم به لحاظ لغوی و هم به لحاظ اصطلاحی معانی متعددی دارد. ابتدا در مورد هر یک از این دو واژه توضیح مختصری میدهم و بعد هم به واژه فقهاخلاق میپردازم.
در خصوص واژه فقه همان طور که همه مستحضر هستید مهمترین معانیاش دو معنای عام و خاص است. یک معنای عام فقه یعنی دانشی که با روش استنباطی به حوزهای از معارف اسلامی و قرآنی و دینی میپردازد. فقه در این معنا یک علم نیست بلکه مجموعهای از علوم را دربرمیگیرد. یعنی دانشی که پیرامون حوزهای از معارف اسلامی با روش استنباطی و تحقیقی شکل گرفته است. در این معنای عام، فقه هم میتواند شامل کلام با تمام معانی متفاوتش بشود، هم میتواند شامل فقه به معنای احکام و شریعت باشد و هم میتواند به معنای فقه در اخلاق باشد. موضوع مورد کاوش فقه در معنای عام، معرفتی برآمده از منابع اسلامی و دینی است. در اینجا هیچ قیدی وجود ندارد و روش هم اجتهادی و استنباطی است و غایتش هم این است که بتواند گزارهای را که به دست میآورد، اجتهاداً به شارع نسبت بدهد. همان تحصیل الحجه است. بنابراین از لحاظ روش، اجتهادی و استنباطی است و از لحاظ غایت، باید حجت را تأمین کند و به یک حجت برسد و به باید بتواند به خدا و شارع اسناد بدهد. از این دو جهت، قید دارد و خاص است و از لحاظ دامنه موضوعی عام است. هرنوع معرفتی که بتواند اسلامی و دینی تلقی بشود. البته در مصداق اسلامیت، دینیت و غیره حرف و حدیثهای فراوانی است. این معنای عام فقه است.
معنای دوم همان چیزی است که در اصول ملاحظه کردهاید. در اجتهاد و تقلید که وارد میشوید برای فقه چندین تعریف آمده است و تحصیل الحجه علی الحکم الشرعیه الفرعی، تقریبا یک تعریف مختصری است. معنای خاص در دو چیز مانند تعریف عام است و آن عنصر دوم و سوم است. یعنی روش آن استنباطی است و غایت و خروجی اش هم باید به شارع مُسند بشود. اما در عنصر اول، اخص از آن معنا است. آنجا معرفت عام است، هر نوع معرفت برآمده از منابع دینی است. اما در اصطلاح خاص، احکام شرعی فرعی است که در حوزه رفتارهای مکلف صادر میشود که عمدتاً احکام خمسه است، البته در کنارش احکام وضعی هم وجود دارد. در باب اینکه احکام وضعی مستقلاً محمول فقه هستند یا نه، بحث هایی که کفایه و اصول آمده است، مطرح است و جای بحث دارد. ولی عمدتاً موضوعش رفتار مکلف است با آن توضیحاتی که در قیود آن رفتار دارد که در اول فقه تربیتی تا حدی به این قیود پرداخته شده است. به طور خلاصه میتوانیم بگوییم معنای عام، تحصیل الحجه بر یک گزاره دینی اعم از گزارههای توصیفی و تجویزی است. و معنای خاص تحصیل الحجه علی الحکم الشرعیه الفرعی.
در ذیل توضیح این دو اصطلاح، این نکته را عرض کنیم که به دلیل اینکه مَنهَج و روش چه در معنای عام و چه در معنای خاص اجتهادی است، طبیعتاً یک روش تحقیق (به اصطلاح امروز) یا علم اصول میخواهد. آن الگویی که ما در روش تحقیق بر آن تأکید داریم، یک روش تحقیق عام مشترک بین توصیفیات و تجویزیات و کلام و اخلاق و فقه است، یک سلسله قواعد عامی که به ما در بهرهگیری از متون و منابع دینی کمک میکند، چه از کتاب، چه از سنت، چه از عقل، چه از عرف، همه اینهایی که میتواند در مسیر تحصیل حجت قرار بگیرد که قواعد مشترکی دارد. از دو جهت قواعد مشترک دارند، اینکه احیانا شامل تمام متون و منابع میشود و مهمتر اینکه از جهت اینکه همه گزارههای توصیفی و تجویزی را در بر میگیرد، مشترک است. در ذیل این، ما روش تحقیق ویژه توصیفیات داریم. گزارههای توصیفی که در منابع متون دین آمده است و روش تحقیق که در تجویزیات داریم. به عبارت دیگر روش تحقیقی که در معارف کلام به معنای عام آن، و آن که در اخلاق است و آن که در فقه است (به این سه شاخه عمده تقسیم میشود) که این شکل در حال حاضرسامان ندارد. در روش تحقیق، یک روش سامان این است که قواعد عام مشترک بین توصیف و تجویر، به ترتیب، کلام و اخلاق و فقه. این یک شکل هرمی است که در اینجا روش تحقیق باید سامان پیدا کند. بالفعل هم کم و بیش وجود دارد ولی اگر اینگونه سامان پیدا کند خیلی معنادار میشود.
از یک منظر دیگر ما میتوانیم روش تحقیق را با نگاه مسئله و موضوعی تقسیم نکنیم به لحاظ منبع و متنی تقسیم بکنیم. بگوییم ما یک روش تحقیق عام داریم که شامل همه منابع دین میشود، چه کتاب، چه سنت، چه عقل و ذیل اینها یک روشهای تحقیق خاص متنی داریم. روش تحقیق در حوزه قرآن، در حوزه حدیث و درحوزه سیره و عقل (حدیث و سیره که سنت است را من جدا کردم، چون اینجا خیلی جای کار دارد و اصول موجود ما در همین بخش سیره، ضعف و جای تکمیل دارد). به دو شکل میشود روش تحقیق این استنباط را سامان داد؛ یک شکل موضوعی که حداقل چهار روش عام، خاصِ کلام، خاصِ اخلاق و خاصِ فقه را در برمی گیرد. با نگاه متنی و منبعی روش تحقیق عام، تمام منابع و متون قواعد مشترک دارد، بعد قواعد خاصِ کتاب و سنت و عقل و امثالهم. بنابراین روش تحقیق را به این دو شکل میتوان سامان داد.
…
گزارش کتاب استنباط حکم اخلاقی از متون دینی و ادله لفظی را از اینجا بخوانید.
Warning: Use of undefined constant TDC_PATH_LEGACY - assumed 'TDC_PATH_LEGACY' (this will throw an Error in a future version of PHP) in /home/ethicsho/public_html/wp-content/plugins/td-composer/td-composer.php on line 109
Warning: Use of undefined constant TDSP_THEME_PATH - assumed 'TDSP_THEME_PATH' (this will throw an Error in a future version of PHP) in /home/ethicsho/public_html/wp-content/plugins/td-composer/td-composer.php on line 113

