١. اهمیت ایده کرامت انسانی در فلسفه كانت، آدمیان شأن و منزلت خاصی در میان عالمیان دارند، رأیی که البته، خاص او نبود. چنین اندیشه‌ای در متون قدیمی مقدس دینی نیز مورد تأکید بود، اما کانت این مفهوم را بنیاد اخلاق می‌داند و لوازم اخلاقی آن را صورت‌بندی می‌کند. کانت با تقابل و تمایز شئ-شخص، […

١. اهمیت ایده کرامت انسانی

در فلسفه كانت، آدمیان شأن و منزلت خاصی در میان عالمیان دارند، رأیی که البته، خاص او نبود. چنین اندیشه‌ای در متون قدیمی مقدس دینی نیز مورد تأکید بود، اما کانت این مفهوم را بنیاد اخلاق می‌داند و لوازم اخلاقی آن را صورت‌بندی می‌کند. کانت با تقابل و تمایز شئ-شخص، اشیاء را (از جمله حیوانات) تنها تا جایی دارای ارزش می‌داند که در خدمت مقاصد آدمی باشند و آدمی را به واسطه ارزش ذاتی و نه ابزاری‌اش، «شخص» می‌داند و به همین جهت شایسته کرامت.

تنها راهی که خیر اخلاقی اصلا بتواند در جهان باشد آن است که مخلوقاتی متعقل درک کنند که چه باید بکنند و از روی حس وظیفه‌شناختی آن را انجام دهند. كانت بر آن بود که این تنها چیزی است که «ارزش اخلاقی» دارد. بدین ترتیب، اگر هیچ موجود متعقلی وجود نداشت بعد اخلاقی عالم به کلی برچیده می‌شد.

در نظر كانت «ارزش انسان‌ها از هر مخلوق دیگری بالاتر است»، و به اعتقاد او، دو واقعیت مهم درباره انسان‌ها، این حکم را تأیید می کند: نخست، این که چون انسان‌ها آرزوها و اهدافي دارند، چیزهای دیگر برای آنها و در رابطه با برنامه‌های آنها ارزش پیدا می‌کنند. اگر می‌خواهید یک شطرنج‌باز شوید یک کتاب آموزش شطرنج برای شما ارزش خواهد داشت، اما جدا از این قبيل اهداف، كتاب مذکور هیچ ارزشی ندارد.

دوم و مهم‌تر این که انسان، «ارزش ذاتی و کرامت» دارد؛ زیرا یک عامل متعقل است، عاملی آزاد که می‌تواند خودش تصمیم‌گیری کند، هدف‌های خود را وضع کند و رفتار خود را هدایت کند. از آنجا که قانون اخلاقی قانون عقل است، موجودات متعقل تجسم خود قانون اخلاقی‌اند. تنها راهی که خیر اخلاقی اصلا بتواند در جهان باشد آن است که مخلوقاتی متعقل درک کنند که چه باید بکنند و از روی حس وظیفه‌شناختی آن را انجام دهند. كانت بر آن بود که این تنها چیزی است که «ارزش اخلاقی» دارد. بدین ترتیب، اگر هیچ موجود متعقلی وجود نداشت بعد اخلاقی عالم به کلی برچیده می‌شد.

موجودات متعقل به همین جهت ارزشی بالاتر از هر مخلوق دیگر دارند و از این جهت باید همیشه به عنوان هدف -و نه صرفا وسیله- با آنها برخورد شود. آنچه از این مطلب فهمیده می‌شود آن است که ما وظیفه‌ای مطلق و جدی برای نیکوکاری به دیگران بر عهده داریم، باید در جهت رفاه آنها تلاش کنیم، به حقوق‌شان احترام بگذاریم، از آسیب رساندن به آنها پرهیز کرده و به طور کلی، «تلاش کنیم تا دیگران به اهدافشان برسند».

 

فاطمه شریفیان
فاطمه شریفیان

دانش‌آموخته فلسفه در مقطع کارشناسی از دانشگاه مفید قم. دانش‌آموخته فلسفه اخلاق در مقطع کارشناسی ارشد از دانشگاه قم