مطلب
معنویت قدسی (۵)

در درسگفتار پیشین عقلانیت را تعریف کردیم و انواع و مراتب آن را توضیح دادیم. تعریف ما از عقلانیت این بود: سازگار بودن با «حکم عقل»، یا پیروی از «حکم عقل»، یا پیروی از «شریعتِ عقل». چنین درکی از عقلانیت، این تلقی از سرشت عقل را مفروض میگیرد که عقل صرفاً یکی از قوا یا ابزارهای شناخت نیست، بلکه علاوه بر کارکرد(های) «معرفتشناسانه»، کارکرد «هنجاری»/ «ارزشی»/ «انگیزشی» نیز دارد، یعنی منبع انواعی از «هنجار» و «ارزش» نیز هست. این سخن بدین معناست که بایدها و نبایدهایی (= دستوراتی) وجود دارد که از عقل سرچشمه میگیرند، یعنی «حکم عقل»اند، و ما آدمیان به حکم اینکه عاقلیم موظفیم آن بایدها و نبایدها را بشناسیم و از آنها پیروی کنیم.
