رفتن به محتوای اصلی
مطلب

شانس اخلاقی از نظر برنارد ویلیامز

29 نوامبر 2015فاطمه شریفیان

شانس اخلاقی از جمله بحث­های مهم در فرااخلاق است که به دلیل تعارض با اصل کنترل، ارزیابی­، قضاوت و مسئولیت اخلاقی ما را به چالش ­می­کشد. برنارد ویلیامز اولین کسی است که واژه شانس اخلاقی را به کار ­می­برد و به انگیزه نشان­دادن معانی متناقض این دو کلمه، به طور مدون و جدّی­تر از گذشتگان خود به شرح و تبیین آن می­پردازد. ویلیامز با دیدگاه کانت و پیروانش و شهودات معمول ما درباره اخلاقیات، مبنی بر اینکه اخلاقیات مصون از شانس است و برخلاف سایر ارزش­ها، برای تمام انسان­ها قابل ­دسترسی است، مخالفت­ می­کند. به باور او، اگر ارزش اخلاقی برای همگان قابل ­دسترسی باشد علاوه بر مصونیت از شانس، باید متعالی نیز باشد. وی بر اساس سه مفهوم توجیه، تأسف و تأثیر تأملات و تصمیمات پیشینی فاعل در عمل، ضمن مثالهایی نشان ­می­دهد اخلاقیات دو شرط مذکور را ندارد. تامس نیگل با معرفی شانس اخلاقی در چهار نوع نتیجه، محیطی، سازنده و علّی، شانس اخلاقی ویلیامز را از نوع شانس اخلاقی نتیجه می­داند و به نقد آن می­پردازد. این مقاله پس از تعریف معنا و اقسام شانس اخلاقی به تبیین و نقد دیدگاه ویلیامز می­پردازد. انتقادات نیگل و دیگران نشان ­می­دهد که هر چند عده­ای­ از آنان با دیدگاه او هم­سو هستند اما با موفقیت او در اثبات این موضوع مخالف می­باشند. در نهایت به ­نظر­ می­رسد عدم توانایی ویلیامز در بیان و اثبات دیدگاهش نه تنها از اهمیت موضوع نکاسته است بلکه ایده های قویتری توسط تامس نیگل را در این رابطه شکل داده است.

خبرنامه

خبررسان اخلاق

نام و ایمیل خود را وارد کنید تا تازه‌ترین مطالب خانه اخلاق‌پژوهان جوان را دریافت کنید.