اختلافات عقیدتی میان مسلمانان پیرو مذاهب گوناگون در مواردی به شکل نامناسبی درآمده است. انکار این واقعیت و تلاش در جهت نادیده گرفتن یا حذف آن، راه به جایی نمی‌برد. افزون بر آن، اگر این اختلافات در مسیری سالم پیش برود، مایه زایندگی و پویایی جوامع اسلامی می‌گردد و از این جهت، نه تنها لازم که بسیار حیاتی است. مشکل اصلی این اختلافات آن است که در آن اخلاق نادیده گرفته می‌شود و به قیمت دفاع و حفظ بخشی از دین اسلام، یعنی عقاید، بخش دیگری از آن، یعنی اخلاق اسلامی، کنار گذاشته می‌شود. بی‌اخلاقی‌های رایج در عرصه مناقشات میان‌مذهبی، به تدریج نهادینه شده و خطر اصلی در همین است که گاه فراموش می‌کنیم پیامبر اسلام (ص)، اسوه اخلاق شناخته شده است و ترویج آیین او، تنها از طریق رعایت اصول اخلاقی شدنی است. هدف این نوشتار به دست دادن تصویری از واقعیت فعلی و تلاش برای فراهم آوردن چهارچوبی اخلاقی برای بررسی مناقشات عقیدتی است. به این منظور، ده اصل اخلاقی به دست داده شده است که در واقع بسط همان قاعده زرین در مناقشات میان‌دینی و عرصۀ اخلاق مخالفت است

درآمد

چه اختلاف را رحمتی برای امت اسلامی بدانیم و چه آن را نکبت بشماریم، چهار نکته مسلم است: یک، واقعیتی به نام اختلاف مذهبی و فرقه‌ای میان مسلمانان وجود دارد؛ دو، این وضع به صورت نگران‌کننده‌ای درآمده است تا آنجا که در مواردی کار به خشونت‌های هولناک کشیده است؛ سه، احتمال برطرف شدن آن نیز فعلاً اندک است؛ و چهار، برخی از متدینان به دلایلی استمرار هویت دینی خود را در دامن‌زدن به این اختلافات یا حفظ وضع فعلی می‌دانند. وضع موجود عده‌ای را بر آن داشته است تا درمانی برای این اختلافات بیابیند و در پی تقریب بین مذاهب برآیند. با همه تلاش‌هایی که در این زمینه شده، همچنان راه درازی در پیش است تا این آرمان به بار نشیند و اختلافات – نه آنکه یکسره حل شود – بلکه در راهی مقبول اطراف نزاع قرار گیرد.

دشواری فراروی امت اسلامی، نه اصل اختلافات و تعدد مذاهب یا فرق، بلکه نحوه مواجهه اصحاب مذاهب با رقیبان خود و شیوه حل و فصل مناقشات علمی و عقیدتی است. آنچه رخساره این اختلافات گسترده میان مذاهب اسلامی را لکه‌دار می‌کند، بی‌اخلاقی‌های رایج است.

دشواری اصلی آن نیست که اصول مسلم اخلاقی در مناقشات میان مذاهب اسلامی، نادیده گرفته می‌شود؛ مسئله آن است که این بی‌اخلاقی‌ها و کنار نهادن اخلاق، مشروعیت دینی پیدا می‌کند. یعنی از نظر برخی دین‌مداران برای دفاع از دین، می‌توان اخلاق را کنار نهاد.

بی‌اخلاقی نهادی‌شده در منازعات دینی

دشواری اصلی آن نیست که اصول مسلم اخلاقی در مناقشات میان مذاهب اسلامی، نادیده گرفته می‌شود؛ مسئله آن است که این بی‌اخلاقی‌ها و کنار نهادن اخلاق، مشروعیت دینی پیدا می‌کند. یعنی از نظر برخی دین‌مداران برای دفاع از دین، می‌توان اخلاق را کنار نهاد. با مثالی می‌توان این نکته را آشکارتر کرد؛ در کتابی المعهد العالمی للفکر الاسلامی، منتشر کرده است، اصول اعتقادی شیعه چنین فهرست‌وار گزارش می‌شود:

عبدالله بین سبأ یهودی، بنیادگذار تشیع در اسلام، به مصر آمد، در آنجا مستقر شد و، آن‌گونه که نقل شده است، به اولیات علم کلام در عصمت، رجعت، وصیت، و احقیت علی بی‌ابی طالب در خلافت جلوه‌گر می‌شود، فراخواند.

در کتاب دیگری که در اصل رساله دکتری نویسنده بوده است، شاهد این داوری در اعتقادات شیعه هستیم:

باور به تحریف قرآن، عقیده همه رافضیان است و اندک کسانی از آنان که خلاف آن از ایشان نقل شده است، هنگام تحقیق آشکار گشت که آنان تحریف را از باب تقیه نفی کرده‌اند. […] بنابراین، هرگونه تلاشی برای تقریب میان آنان و اهل سنت، بی‌فایده و اثر است. […] تاریخ رافضی‌ها سرشار از اخبار هم‌پیمانی آنان با کفار و منافقان بر ضد اهل سنت است. […] نگاه رافضی به سنی مانند نگاه مؤمن به کافر است و بنابراین، آنان نماز پشت سر سنی و نماز بر جنازه سنی را روا نمی‌دانند و اگر نیز به جای آورند، از سر تقیه است و در نهان به‌نفرین عذابش را می‌خواهند.

فاطمه شریفیان
فاطمه شریفیان

دانش‌آموخته فلسفه در مقطع کارشناسی از دانشگاه مفید قم. دانش‌آموخته فلسفه اخلاق در مقطع کارشناسی ارشد از دانشگاه قم