بحث دربارۀ مدلول بیانات اخلاقی دینی مبتنی بر اعتبار ادلة نقلی در اخلاق اسلامی است؛ یعنی پیش از پرداختن به آن باید به این سؤال پاسخ داده شود که آیا اساساً این ادله در اثبات گزاره‌های اخلاقی، حجیت و دلیلیت دارند یا خیر؟ بی‌شک قرآن کریم، احادیث متواتر و نیز اخبار آحاد مقرون به قرائن حجت هستند. این پژوهش به حجیت اخبار آحاد اخلاقی و تفاوت معنای حجیت در گزاره‌های فقهی و اخلاقی پرداخته و با کاوشی تحلیلی، به این نتیجه رسیده است که در کشف معارف ناظر به واقع، از جمله معارف اخلاقی، جعل حجیت و اعتبار تعبدی دلیل، معنای روشنی ندارد؛ بلکه ملاک اعتبار این گزاره‌ها درجة واقع‌نمایی آن‌هاست. به بیان دیگر، اعتبار این معرفت‌ها را نباید و نمی‌توان بر محور وجود و عدم (صفر و یک) تلقی کرد؛ بلکه این اعتبار، درجاتی قابل محاسبه دارد و در شرایطی که برای واقع‌نمایی یقینی یک قضیه، توجیه کافی وجود ندارد، درجة غیریقینی معیّنی از معرفت قابل‌توجیه است. خبر واحدِ حاکی از واقع، معرفت می‌آورد و درجه‌ای از واقع‌نمایی دارد که البته تام و یقینی نیست؛ اما ممکن است بر هر معرفت دیگری در عرض خود، ترجیح داشته باشد؛ و به همین دلیل، حجت است و باور به آن، معقول و منطقی است. در این‌جا هرچه قرائن و شواهد بیشتری به نفع آن جمع‌آوری کنیم، آن را معقول‌تر ساخته‌ایم و ترجیح آن را موجه‌تر و منطقی‌تر کرده‌ایم. این قرائن و شواهد ممکن است قرائن عقلی، عقلایی، نقلی، تاریخی، جغرافیایی، تجربی، عرفی و غیر این‌ها باشد

مقدمه

بحث از مدلول جدی و مفاد نهایی بیانات اخلاقی در متون دینی، مبتنی بر اعتبار ادلۀ نقلی در اخلاق اسلامی و متأخر از آن است؛ یعنی پیش‌تر لازم است این سؤال پاسخ داده شود که آیا این ادله در اثبات گزاره‌های اخلاقی اساساً حجیت دارند و قابل استناد هستند یا خیر؟

البته دربارۀ قرآن کریم که صدور و انتساب آن به خدای متعال قطعی است، این بحث راه ندارد؛ زیرا دلیلیت قرآن قطعی است. در جایی که قرآن کریم دربارۀ کار یا صفتی ارزش‌داوری و اظهار نظر کرده و شایستگی یا ناشایستگی آن را گوشزد فرموده باشد، جای هیچ تردید یا احتمال خلاف در اعتبار و دلیلیت آن باقی نمی‌ماند و گزارۀ اخلاقی ثابت می‌شود؛ همچنین اگر امکان حضور مستقیم در محضر معصوم (ع) و استماع کلام او به صورت رودررو یا مشاهدۀ عینی رفتار او وجود می‌داشت، هر حکم اخلاقی که بیان می‌فرمود یا هر عملی که انجام می‌داد، بی‌تردید ثابت، مسلم و قابل‌استناد به دین بود؛ زیرا امام معصوم (ع) حجت خداست، بر همۀ عوالم و حقایق اشراف دارد، جز به حق سخن نمی‌گوید و جز به حق عمل نمی‌کند. اما دربارۀ اخبار و روایاتی که از ائمۀ طاهرین (ع) به دست ما رسیده، این سؤال جدی وجود دارد که آیا می‌توان خوبی یا بدی عمل یا صفتی را با آن اثبات کرد؟

خبر واحد حدیثی است که تعداد راویان آن به حد تواتر نمی‌رسد؛ یعنی یک یا چند نفر آن را نقل کرده‌اند؛ اما صدور آن همچنان در بوته‌ای از امکان و احتمال باقی مانده و علم یا اطمینان به صدور آن از معصوم پدید نیامده است؛ بلکه خلاف آن نیز احتمال دارد.

این اخبار و احادیث بر دو قسم است: خبر متواتر و خبر واحد.

الف) خبر متواتر، حدیثی است که راویان آن چنان فراوانند که به طور عادی تبانی آن‌ها بر دروغ‌گویی امکان‌‌پذیر نیست و این ویژگی در همۀ طبقات راویان وجود دارد. چنین خبری که البته بسیا اندک و انگشت‌شمار است، موجب از بین رفتن شک و تردید می‌شود و یا اطمینان قلبی به صدور آن وجود دارد. خبر متواتر بر سه قسم است: متواتر لفظی، متواتر معنوی و متواتر اجمالی. در متواتر لفظی، لفظ و ساختار روایات یکسان است. در متواتر معنوی، گرچه الفاظ روایات متفاوت است، همۀ آن‌ها در رساندن معنایی خاص مشترکند. متواتر اجمالی هم در جایی است که افزون بر پراکندگی عبارات، معنای روایات نیز پراکنده و غیرمنسجم است. در چنین مواردی اگر از مجموع روایت‌ها یک حوزۀ معنایی مشترک به دست آید، به آن متواتر اجمالی گویند. بدین معنا که روایات به‌رغم پراکندگی تفصیلی، اجمالاً در یک مسئله وفاق دارند.

ب) خبر واحد حدیثی است که تعداد راویان آن به حد تواتر نمی‌رسد؛ یعنی یک یا چند نفر آن را نقل کرده‌اند؛ اما صدور آن همچنان در بوته‌ای از امکان و احتمال باقی مانده و علم یا اطمینان به صدور آن از معصوم پدید نیامده است؛ بلکه خلاف آن نیز احتمال دارد. عمدۀ روایات منقول از پیشوایان معصوم (ع) از این دسته‌اند.

فاطمه شریفیان
فاطمه شریفیان

دانش‌آموخته فلسفه در مقطع کارشناسی از دانشگاه مفید قم. دانش‌آموخته فلسفه اخلاق در مقطع کارشناسی ارشد از دانشگاه قم