در فلسفه براي معرفی خداوند بيشتر از اوصاف متافيزيكی همچون وجوب، قدرت و حيات بهره گرفته می‌شود و از اوصاف اخلاقی كمتر استفاده می‌شود؛ اما در متون مقدس دينی، ازجمله قرآن كريم، اوصافی مانند عدالت، بخشندگی، مهربانی و وفای به عهد در مورد خداوند به كار رفته است كه در زبان متعارف انسانی، به اوصاف اخلاقی معروف‌اند. بسياری با ابتنای اخلاق بر امر و نهی الهی، امكان توصيف اخلاقی خداوند را به چالش كشيده‌اند؛ چنان كه در جهان اسلام اين ديدگاه را اغلب به اشاعره نسبت داده‌اند. حال آيا خداوند، واجد اوصاف اخلاقی است؟ اين نوشتار با شيوه‌ای توصيفی ـ تحليلی و گاه انتقادی، برخی لوازم توصيف اخلاقی خداوند، مانند اندراج اخلاق در علوم فلسفی و جايگاه قضايای اخلاقی در انديشه ابن سينا را براساس دو تفسير از محقق لاهيجی و محقق اصفهانی بررسی و اثبات می‌كند كه براساس برداشت محقق لاهيجی می‌توان از ديدگاه ابن سينا، خداوند را واجد اوصاف اخلاقی دانست و او را با اوصاف اخلاقی توصيف نمود. همچنين در اين نوشتار، برخی چالش‌های توصيف اخلاقی خداوند پاسخ داده شده است.

طرح مسئله

ادیان توحیدی غالباً از خدایی انسان‌وار سخن می‌گویند که دارای حالات انفسی خاص خود است. او به هیچ وجه یک شیء نیست؛ بلکه یک شخص است؛ خدایی که اراده می‌کند، آگاهی و معرفت دارد و با انسان در تعامل و تبادلی مستمر و بی‌واسطه قرار دارد؛ خدایی که پاداش می‌دهد و عقاب می‌کند، عشق می‌ورزد و می‌بخشاید و به تعبیری خدایی اخلاقی است.

درک و تصویر ما از چنین خدایی در سعادت و شقاوت ما نقش کلیدی دارد؛ بدین صورت که اگر ما خداوند را واجد اوصاف اخلاقی بدانیم، این تصور و اعتقاد، مسیر زندگی ما را با تخلق به اخلاق الهی، متمایز و کیفیت زندگی ما را متفاوت خواهد نمود. در نتیجه خداوند و اوصاف اخلاقی او می‌توانند کلید رشد هنجارهای اخلاقی انسان محسوب شوند.

اوصاف اخلاقی خداوند برای هر مؤمنی مهم‌اند و بخشی از معرفت دینی او را تشکیل می‌دهند؛ در حالی که مرادف کردن اوصاف اخلاقی با امر و نهی الهی، خالی کردن محتوای گزاره‌های اخلاقی درباره خدا و تبدیل آنها به همان‌گویی و تکرار است. بسیاری با ابتنای اخلاق بر امر و نهی الهی و شرعی، زمینه خدشه در امکان توصیف اخلاقی خداوند را فراهم کرده‌اند؛ چنان‌که در جهان اسلام عموماً این دیدگاه را به اشاعره نسبت داده‌اند. هرچند این دیدگاه در سنت اسلامی با تفکر عدلیه (شیعه و معتزله) به چالش کشیده است، اما در جهان غرب و در فلسفه تحلیلی جدید، نظریه بدیل دیدگاه اشاعره، یعنی نظریه امر الهی، ظهور و بروز بیشتری یافته و بدان بیشتر پرداخته شده است.برای نمونه می‌توان به نظریات ویلیام آلستون، فیلیپ کوئین و رابرت آدامز، از فیلسوفان معاصر اشاره نمود.

بسیاری با ابتنای اخلاق بر امر و نهی الهی و شرعی، زمینه خدشه در امکان توصیف اخلاقی خداوند را فراهم کرده‌اند؛ چنان‌که در جهان اسلام عموماً این دیدگاه را به اشاعره نسبت داده‌اند.

اما آیا خداوند، واجد اوصاف اخلاقی است یا خیر؟ بدین معنا که اولاً آیا خداوند دارای اوصاف و فضائل اخلاقی هست یا نه و ثانیاً آیا اراده و افعال او تابع ارزش‌ها و بایدهای اخلاقی است یا برعکس، ارزش‌ها و بایدها و نبایدهای اخلاقی تابع فعل و اراده او هستند؟

اوصاف اخلاقی خداوند

الف) تعریف

در متون مقدس دینی، از جمله قرآن کریم، اوصافی مانند عدالت، بخشندگی، مهربانی و وفای به عهد در مورد خداوند به کار رفته است که در زبان متعارف انسانی، به اوصاف اخلاقی معروف‌اند. این توصیف‌های دارای دلالت اخلاقی، در متون مقدس در قالب گزاره‌هایی بیان می‌شوند که موضوع آنها، ذات اقدس الهی یا فعل او و محمول آنها یکی از اوصافی است که در میان انسان‌ها به عنوان اوصاف اخلاقی شناخته می‌شود. برای تبیین بهتر اوصاف اخلاقی باید بگوییم منظور از اوصاف اخلاقی، ویژگی‌هایی است که با استفاده از یک مفهوم هنجاری، کسی یا کاری را توصیف می‌کند و دلالت اخلاقی آن را تبیین می‌نماید.

فاطمه شریفیان
فاطمه شریفیان

دانش‌آموخته فلسفه در مقطع کارشناسی از دانشگاه مفید قم. دانش‌آموخته فلسفه اخلاق در مقطع کارشناسی ارشد از دانشگاه قم