ویلیام کینگدم کلیفورد دانشمند و فیلسوفی انگلیسیست که کمتر کسی نام او را شنیده است. بااینحال، فرانسیسکو مجیا اریبای در این مقاله با بهرهگیری از یکی از کلیدیترین اندیشههای این فیلسوف ناشناخته، که بیش از صد و پنجاه سال پیش مطرح شده است، به یکی از اساسیترین بحرانهایی که امروزه به نحوی گریبانِ همهی ما […
ویلیام کینگدم کلیفورد دانشمند و فیلسوفی انگلیسیست که کمتر کسی نام او را شنیده است. بااینحال، فرانسیسکو مجیا اریبای در این مقاله با بهرهگیری از یکی از کلیدیترین اندیشههای این فیلسوف ناشناخته، که بیش از صد و پنجاه سال پیش مطرح شده است، به یکی از اساسیترین بحرانهایی که امروزه به نحوی گریبانِ همهی ما را گرفته است اشاره میکند. اما این بحران چیست و چگونه کلیفورد، در عصری که وجودِ اینترنت و کلاندادههای امروزی حتی قابلتصور هم نبود، به نحوی پیامبرگونه آن را پیشبینی کرده است؟ کلیفورد بر این باور است که داشتن باورهایی که برای آنها دلایلی کافی و موجه نداریم، از نظر اخلاقی اشتباه است و به منظور اثبات این مسئله سه استدلال مطرح میکند. در این مقاله به بررسی این سه استدلال میپردازیم و میبینیم که چگونه با گذر زمان، آنچه شاید در قرن نوزدهم اغراقآمیز جلوه میکرد، امروزه به واقعیت پیوسته است و فقط شاید با جدی گرفتن دیدگاههای این فیلسوف بتوانیم از دامِ باورهای نادرست و پیامدهای خطرناک آنها در جهان امروزی دوری گزینیم.
نظر او مبنی بر این که «در هر زمان، هر مکان و برای هر کس، باورِ بدون دلایل کافی و مورد قبولْ خطاست» شاید قبلاً غلوآمیز جلوه میکرد، اما در حالِ حاضر، نهتنها دیگر اغراقآمیز نیست، بلکه واقعیتی ویژه محسوب میشود.
شما احتمالاً هیچوقت چیزی دربارهی ویلیام کینگدم کلیفورد((William Kingdon Clifford یک دانشمند در زمینه ریاضیات و فلسفه اهل بریتانیا بود.)) نشنیدهاید؛ چراکه او به سبب عمر کوتاهش که در ۳۳ سالگی به پایان رسید، در زمرهی فیلسوفان پُرآوازه قرار نگرفته است. اما من نمیتوانم کس دیگری را پیدا کنم که ذهنیت و افکارش به دنیای پیچیدهی عصر دیجیتال و هوشمصنوعی ما نزدیکتر باشد. شاید تعجبانگیز باشد که ما داریم دربارهی یک انگلیسی عصر ویکتوریا صحبت میکنیم؛ کسی که مشهورترین مقالهی فلسفی خود را صد و پنجاه سال پیش به رشتهی تحریر درآورده است. بااینحال، کلیفورد واقعیت را دریافته بود. نظر او مبنی بر این که «در هر زمان، هر مکان و برای هر کس، باورِ بدون دلایل کافی و مورد قبولْ خطاست» شاید قبلاً غلوآمیز جلوه میکرد، اما در حالِ حاضر، نهتنها دیگر اغراقآمیز نیست، بلکه واقعیتی ویژه محسوب میشود.

William Kingdon Clifford
در مقالهی نظام اخلاقی اعتقاد(( The Ethics of Belief (1877))) کلیفورد سه استدلال را در این خصوص مطرح میکند که چرا ما تعهد اخلاقی داریم که نسبت به اعتقاداتمان مسئولیتپذیر باشیم، یعنی فقط چیزی را باور کنیم که دلایل کافی برای آن داریم و با جدیت آن را بررسی کردهایم. استدلال نخست او با این بررسی ساده آغاز میشود که باورهای ما بر رفتارمان تأثیرگذارند. احتمالاً همه موافقاند که رفتار ما براساس آنچه دربارهی دنیا میدانیم شکل گرفته است، یعنی آنچه که اصطلاحاً به آن باور داریم. اگر من باور دارم که بیرون باران میبارد، بنابراین همراه خود چتر برمیدارم. اگر باور دارم تاکسیها کارتهای اعتباری را نمیپذیرند، قبل از آنکه سوار یکی از آنها شوم اطمینان مییابم که مقداری پول نقد همراه داشته باشم و اگر باور دارم که دزدی کار نکوهیدهایست، پیش از ترک فروشگاه، هزینهی کالاهایی را که برداشتهام میپردازم
…
Warning: Use of undefined constant TDC_PATH_LEGACY - assumed 'TDC_PATH_LEGACY' (this will throw an Error in a future version of PHP) in /home/ethicsho/public_html/wp-content/plugins/td-composer/td-composer.php on line 109
Warning: Use of undefined constant TDSP_THEME_PATH - assumed 'TDSP_THEME_PATH' (this will throw an Error in a future version of PHP) in /home/ethicsho/public_html/wp-content/plugins/td-composer/td-composer.php on line 113