اندیشه و آثار توماس آکویناس

سه نکته درباره مقاله حاضر
یک:این مقاله از دائرة المعارف فلسفه ویراسته پل ادواردز برگرفته و ترجمه شده است.مشخصات کتابشناختی مأخذ اصلی بدین شرح است:
The Encyclopedia of philosophy,New York, MacMilan Reference,1996,vol.8,pp.105-114.
البته در پایان این مقاله، کتابشناسی مفصل آثار توماس و آثاری که درباب او وجود دارد، آمده که در ترجمه حاضر حذف شده است.
دو:نویسنده این مقاله، دکتر ورنون بورک (Vernon J.Burke.) استاد فلسفه در دانشگاه سنت لویس، رئیس انجمن آمریکایی فلسفه کاتولیکی، مدیر انستیتوی تومیستی در دانشگاه سنت لویس و صاحب تألیفات فلسفی متعددی از جمله اراده در تفکر غرب (1964) است.
سه:ارشادات راهگشای استاد ارجمند، جناب آقای دکترمحمد ایلخانی، متخصص فلسفه قرون وسطا، در مورد اصطلاحات و عناوین لاتین کتابهای «توماس»، مددکار این جانب بود، از ایشان در این مورد، سپاسگزارم.

سنت توماس اکویناس Thomas Aquinas.ST (حدود 1224-1274 م.) فیلسوف و متکلم کاتولیک در روکاسه کا Roccaxecca (در ایتالیا) زاده شد. او کوچکترین پسر لاندولفو Landolfo وتئودورا Teodora اهل آکوینو Aquino بود. تقریبا در پنج سالگی تحصیلات ابتدایی خود را زیرنظر راهبان دومینیکی در نزدیک مونت کازینو Monteccasino آغاز کرد و در دانشگاه ناپل، به تحصیل فنون آزاد (علوم هفتگانه) ادامه داد. احتمال دارد که آکویناس پیش از ورود به سلک مبلغان Order of Preachers (دومینیکیها) در سال 1244، استاد فنون آزاد در دانشگاه ناپل شده باشد. او دروس فلسفه و کلام را به سبک دومینیکی، نخست در پاریس و از تاریخ 1248 به بعد زیرنظر آلبرت کبیر در کلن آموخت. در سال 1252 برای ادامه تحصیلات تکمیلی در کلام به پاریس فرستاده شد و در آن جا به عنوان کارشناس Bachelor کلام تا سال 1256 که درجه استادی (دکترای) کلام به او عطا شد، به تدریس پرداخت. در سال 1257 عدهای از استادان با عضویتش به عنوان استاد تمام وقت دانشکده کلام مخالفت کردند؛ بالاخره عضویتش پذیرفته شد و آکویناس به تدریس خود در پاریس تا سال 1259 ادامه داد.
آنگاه آکویناس حدود ده سال را به تدریس کلام و فلسفه (شامل بررسی مفصل آثار بزرگ ارسطو) و انجام کارهای مشورتی و اداری متنوع سلک رهبانی خود در صومعههای گوناگون دومینیکی در حوالی رم گذراند. در پاییز سال 1268، آکویناس برای گذراندن دومین دوره استادی خود در کلام به پاریس بازگشت. او درگیر سه نزاع متمایز شد: مخالفت با متکلمان محافظهکار که از نوآوریهای فلسفی او انتقاد میکردند؛ مخالفت با پارهای مبلغان سرسخت فلسفه ارسطو یا فلسفه لاتینی ابن رشد؛ و ضدیت با گروهی که از دومینیکیها و فرانسیسکنها و حق تدریس آنان در دانشگاه انتقاد میکردند.
بسیاری از آثار مکتوب آکویناس در این دوران به پایان رسیده و یا در حال اتمام بود. با توجه به این واقعیت که دستخط او تقریبا ناخوانا بود، تصور میرود که برای نوشتن از منشیانی کمک میگرفت.
در سال 1272، آکویناس به ایتالیا فراخوانده شد و بیش از یک سال در دانشگاه ناپل تدریس کرد و رشته قابل توجهی از مواعظ، به زبان محلی ایراد کرد. در اواخر سال 1273 بیماری ناگزیرش ساخت تا از تدریس و تألیف دست بکشد. اوائل سال 1274 برای شرکت در شورای کلیسا، راهی لیون شد. حال روبه وخامتش، در جایی نه چندان دور از زادگاهش، سفرش را متوقف کرد و او در ماه مارس همان سال در «فوزانووا» Fossanova درگذشت.
