هفتم نوامبر سال ۲۰۱۴، فیلم علمی-تخیلیِ به شدت قابل پیشبینیِ «میانستارهای» در سراسر دنیا به نمایش درآمد. گرچه نمیتوانستم برای دیدن فیلم تا روز افتتاحیه صبر کنم، این کار را کردم و فیلم را در بهترین فرمت فیلم یعنی آیمکس ۷۰ میلیمتری((۷۰mm IMAX: فرمت ۷۰ میلیمتر فیلمهای سینماییست که در کانادا در اواخر دهه ۱۹۶۰ […
هفتم نوامبر سال ۲۰۱۴، فیلم علمی-تخیلیِ به شدت قابل پیشبینیِ «میانستارهای» در سراسر دنیا به نمایش درآمد. گرچه نمیتوانستم برای دیدن فیلم تا روز افتتاحیه صبر کنم، این کار را کردم و فیلم را در بهترین فرمت فیلم یعنی آیمکس ۷۰ میلیمتری((۷۰mm IMAX: فرمت ۷۰ میلیمتر فیلمهای سینماییست که در کانادا در اواخر دهه ۱۹۶۰ و اوایل دهه ۱۹۷۰ توسط گریم فرگوسن، رومن کرویتر، رابرت کر و ویلیام سی. شاو ساخته شدهاست. آیمکس دارای ظرفیت ضبط و نمایش تصاویر با اندازه و وضوح بسیار بیشتری نسبت به سیستمهای سنتی و قدیمی فیلم است. از سال ۲۰۰۲ بعضی فیلمها برای پخش به فرمت آیمکس تبدیل شدهاند و بعضی فیلمها نیز به صورت آیمکس تولید شدهاند.)) دیدم. ناامید نشدم؛ حتی اگر میانستارهای هیچ ارزش دیگری هم نداشته باشد، بیشترین تصاویر واقعگرایانه فضایی را دارد که تاکنون در یک فیلم دیده شده است.
افزون بر این، احساسات نیز نقش پررنگی در این فیلم دارند؛ مثلاً وقتی مورف((Murph)) از خانهشان به بیرون دوید، درحالی که ساعتی را به همراه داشت که کوپر((Cooper)) موقع رفتن به او داده بود، یا وقتی کوپر پیامهای ویدئویی را بهخاطر تأخیر فضایی پس از ۲۳سال تماشا کرد. مککاناهی((McConaughey))، چستن((Chastain))، هفوی((Hathaway)) و فوی((Foy)) بهترین بازیهای خود را اجرا کردند و موسیقی متن شگفتانگیزِ هانس زیمر((Hans Zimmer))، احساسات عمیقی را به همه صحنهها افزود. (هنوز هم نمیتوانم موسیقی آن را از سرم بیرون کنم.)
گرچه میانستارهایدر لیست برترین فیلمهای من، از فیلم «تلقین»((Inception)) فراتر نمیرود، همچنان فیلم نفسگیریست. مطمئنم که با دیدن مجدد فیلم و درک عمیقتری از دانشِ پشت آن، بیشتر آن را تحسین خواهم کرد. به شدت در انتظار خواندن کتاب جدید کیپ تورن((Kip Thorne)) «میانستارهای به روایت علم»((The Science of Interstellar)) هستم!
میانستارهای سوالاتی را مطرح میکند
در حالی که کتاب تورن مبانی علمی فیلم را روشن خواهد کرد، به برخی سوالات دیگری که برای من هنگام خروج از سالن سینما مطرح شد، پاسخی نمیدهد. به عنوان مثال، چگونه در ابتدا موجودات فوق پیشرفته توانستند به کمک تسرکت((Tesseractدر هندسه، به همتای چهاربعدی یک مکعب، تِسِرَکت گفته میشود، به عبارت دیگر تسرکت یک ابرمکعب چهاربعدیست. حرکت در راستای بعد چهارم یک تسرکت، میتواند نماینده تغییر شکل کرانمند مکعب در جریان زمان باشد.)) بُعد پنجم را ایجاد کنند و نجات یابند، درحالی که در آن زمان تسرکتی برای نجات آنها وجود نداشته است؟ چه کسی اولین کرمچاله را در آنجا برای آنها گذاشت؟ و چرا این موجودات، کرمچاله را به یک منظومه شمسی عادی (مانند منظومه ما) متصل نمیکنند که سیارهای قابل سکونت (مانند زمین) دارد؟ چرا آنها را به یک سیستم سیاهچاله چرخشی متصل میکنند که دارای تقریباً ۱۲ سیارهی غیرقابل سکونت با محیطزیستهایی خشن است؟ خوشبختانه پاسخ رضایتبخشی در نظریهی خاصی دربارهی سفر در زمان در مقالهای از دیوید کایل جانسون((David Kyle Johnson)) تحت عنوان «میانستارهای، حلقههای علّی و نجات بشریت» یافتم.
وقتی کوپر و تارس به داخل سیاه چاله میروند و برای به دست آوردن اطلاعات از خود گذشتگی میکنند، به یک فضای چهاربعدی تسرکت میروند که در آن، زمان به عنوان یک بعد فضایی ظاهر میشود و کوپر تصویر اتاق خواب مورف را در تمامی لحظات موجود (بینهایت لحظه) میبیند.
اما همچنان پرسش مهمتری باقی مانده است. به شعار بازاریابی فیلم توجه کنید؛ کوپر میگوید: «انسان روی زمین به دنیا آمد، اما هرگز قرار نبود که همینجا بمیرد.» ممکن است این حرف درست باشد؟ آیا باید برای نجات نوع بشر، در جستوجوی جهانهای دیگری خارج از این دنیا باشیم؟ آیا از نظر اخلاقی، اجازه مهاجرت به سیارهای دیگر را داریم و این مهاجرت الزامیست؟
در فیلم، ناسا((NASA))، زنان و مردان شجاع ماموریتهای اندورنس((Endurance)) (استقامت) و لازاروس((Lazarus)) با فرصت آغاز دنیایی جدید مواجهاند. آنها فقط به یافتن سیارههای قابل سکونت نیاز دارند. نزدیک اواخر فیلم، متوجه میشویم که از میان سه سیاره احتمالاً قابل سکونت، سیارهی ادموندز((Edmunds)) امیدوارکنندهتر است. در صحنه پایانی فیلم آملیا((Amelia)) را روی سیاره ادموندز میبینیم که پایگاه خود را برپا ساخته است، این بدان معناست که اینجا، جاییست که قرار است مهاجرت اتفاق بیفتد. اینجا جاییست که آملیا ۵۰۰۰ جنین بارور خود را که دارای تنوع ژنتیکیاند، پرورش خواهد داد تا نوع بشر را از انقراض نجات دهد و نقشه دوم را محقق سازد. اما آیا از منظر اخلاق، آملیا و تیم ناسای او اجازه دارند که به این سیاره بیگانه مهاجرت کنند؟ درباره ما چطور؟ آیا در دنیای واقعی، ما اجازه مهاجرت به مریخ، ماه و دیگر سیارات بیگانه را داریم؟ اگر شما بودید اهمیتی داشت که دعوتنامهای از موجودات فوق پیشرفته برای مهاجرت دریافت کنید؟ تیم ناسای پروفسور برند((Brand)) چنین دعوتنامهای را از موجودات اسرارآمیزی دریافت کرد تا از طریق یک کرمچاله به سیاهچاله چرخان گارگنچوآ (غولپیکر)((Gargantua)) سفر کنند. اما آیا این دعوتنامه، مهاجرت فضایی آنها را توجیه میکند؟ در حالی که دریافت یک دعوتنامه اشتیاق ما برای کشف و مهاجرت را تأمین میکند، لازم است پیش از انجام چنین تلاشی به پیامدهای اخلاقی آن توجه کنیم.
زمینیسازی((Terraforming : زمینیسازی به آمادهسازیِ جَو، دما، مکاننگاریِ پوسته یا بومشناسیِ یک سیاره یا قمر به سبکِ کرهی زمین برای زندگی انسان میگویند.)) و ارزش ذاتی
اصولی اخلاقی در راستای زمینیسازی سیارهای دیگر، وجود دارد. فرض کنید در آیندهای نزدیک با کمک اثر گلخانهای روی مریخ و با استفاده از شهابسنگها، بتوانیم در آنجا آب، اکسیژن و زندگی گیاهی ایجاد کنیم. آیا از نظر اخلاقی درست است که چنین کاری انجام دهیم؟ شاید، اما سپس تصور کنید که مریخنوردِ «کنجکاوی»((Curiosity«مریخنورد کنجکاوی» خودرو مریخنورد است که هماکنون در گودال گیل نزدیکی خط استوا مریخ، در حال کاوش است.)) ناسا زندگی میکروبی را در آنجا کشف کند که برای دههها مورد توجه قرار نگرفته است. آیا فرآیند زمینسازی، این زندگی میکروبی موجود را آلوده نمیسازد؟
چه چیزی به ما این حق را میدهد که تغییر طبیعی و آینده این شکل از زندگی را تغییر دهیم؟
برعکس این مسئله، تصور کنید که مریخنورد «کنجکاوی» مشخص کند که حیات روی مریخ وجود ندارد، اما این سیاره حاوی موادی برای محافظت از زندگی میکروبیست. (چیزی که اکنون میدانیم و تحقیقات اخیر مریخنورد آپورچونیتی((Opportunity)) نشان داده است که ۴ میلیارد سال پیش روی مریخ آب جریان داشته است.) در نتیجه، در مریخ پتانسیلی برای توسعه طبیعی زندگی وجود دارد و ما با زمینیسازی این سیاره، این پتانسیل را حذف و توسعه طبیعی را قطع میکنیم. تحت چه شرایطی انجام این کار امری اخلاقیست؟
فیلم میانستارهای این سوال را به ما تحمیل میکند. فیلم درباره آیندهای نه چندان دور است که جمعیت بیش از حد و نابودی محصول، نوع بشر را در خطر انقراض قرار داده است. تنها گزینه پیش رو، رها کردن زمین، یافتن خانهای برای باقیمانده مردم و ساختن جایی برای نجات گونه انسانیست. اما همانطور که در پایان فیلم میبینیم، آملیا هوای سیاره ادموندز را تنفس میکند، پس احتمالاً آن سیاره دارای زندگی میکروبی و حتی زندگی گیاهی و حیوانیست. اما چه چیزی به آملیا این حق را میدهد که روند طبیعی زندگی در سیاره ادموندز را نادیده بگیرد؟ در فیلم «پیشتازان فضا»((Star Trek))، بالاترین قانون آنها «نخستین دستورالعمل»((Prime Directive)) است، که براساس آن انسانها نباید در تغییرات طبیعی گونهها دخالتی داشته باشند. این قانون شامل زندگی میکروبی نیز میشود، پیش از زمینیسازی یک سیاره باید مطمئن شد که حتی یک میکروب هم آنجا وجود ندارد. در میانستارهایانسانها به وضوح این قانون را نادیده میگیرند. میدانم که پیشتازان فضا و میانستارهای در جهانهای تخیلی متفاوتی اتفاق میافتند، اما آیا قهرمانهای میانستارهای با نادیده گرفتن چنین موضوعی، میتوانند کاری تا این اندازه غیراخلاقی انجام دهند؟
تصور میکنید که نژاد بشر ذاتاً ارزشمند است؟ در واقع اگر نژاد بشر ذاتاً ارزشمند است، در نتیجه مهاجرت اجباریست. به صورت منطقی باید تا حد امکان، جمعیت انسانی افزایش یابد. اگر نژاد بشر در ذات خود ارزشمند است، همه ما باید وظیفه خود را برای خلق زندگی انسانی در هر مکان ممکن (از جمله فضا) تشخیص دهیم.
در نگاه اول، با توجه به فاجعه آب و هوایی نابودکننده زمین، به نظر میرسد که اعضای ماموریتهای اندورنس و لازاروس تلاش میکنند تا مکانی برای زندگی و ایجاد تنوع ژنتیکی در انسانها راهاندازی کنند. آنها به وضوح معتقدند که نژاد بشر ذاتاً ارزشمند است و در نتیجه آنها وظیفه دارند که هر چه بیشتر زندگی انسانی خلق کنند و نوع بشر را از خطر انقراض نجات دهند.
آیا از نظر اخلاقی مجاز است که خارجیها در سرزمینی ساکن شوند که متعلق به افراد بومی آن کشورهاست؟
به همین ترتیب، در دنیای واقعی، بسیاری معتقدند که نوع بشر ذاتاً ارزشمند است. با توجه به مسایل زیستمحیطی که روی زمین با آنها مواجهیم، شاید میبایست اینگونه استدلال کنیم که برای اکتشاف فضایی و زمینیسازی مریخ، زحل و در صورت امکان سیارههای کوچک منظومههای شمسی بیگانه باید منابع مالی بیشتری داشته باشیم. شاید روزی برسد که «جهانهای قابل سکونت در دسترس ما باشد.» برخی حتی براین باورند که میتوان اتمسفر، اکوسیستمها و برخی سیارات کوچک مصنوعی را در پوستههای محافظی مهندسی کرد تا محیطی مانند زمین را شبیهسازی کنیم.
تولیدمثل، تابش کیهانی و نگرانیهای بهداشتی
ازسوی دیگر، واضح است که افزایش جمعیت، مسایل زیستمحیطی کره زمین و مسایلی که در میانستارهایدیده شد، نتیجه مستقیم تولیدمثل بیش از حد انسانهاست. هراندازه جمعیت بیشتری وجود داشته باشد، محیطزیست طبیعی و منابع کمتری وجود خواهد داشت. ظاهراً درباره ارزش ذاتی نوع بشر و در نتیجه افزایش جمعیت تردیدی وجود دارد. چه کسی میگوید که فرود بر سیاره ادموندز، منجر به همان مسئله کنترل جمعیت نخواهد شد که نخستین بار انسانها را به آن سیاره کشانده است؟ در واقع همینطور به نظر میرسد.
اگر حتی مسئله، تولیدمثل نباشد، نگرانیهای دیگری وجود دارد. من مدام به ۵۰۰۰ تخم بارور با وزنی حدود ۹۰۰ کیلوگرم فکر میکنم که آملیا با خود به سیاره ادموندز برده است. غیرواقعیست که فکر کنیم جنینهای یخزده بتوانند تحت مأموریتی میانستارهای بدون عیب باقی بمانند. در فیلم، دو سال طول میکشد تا به زحل((Saturn)) و کرمچاله برسند. اما تنها مسئله، زمان نیست. در طول مسیر، تخمهای بارور در معرض تشعشعات کیهانی مضرند که میتواند به دی.ان.ای جنینها آسیب بزند. فضانوردان هم در معرض خطر این تشعشع خواهند بود. بنابراین آیا تلاش برای مهاجرت به سیاره دیگر بیفایده نخواهد بود؟ در اینجا یاد حرف کوپر به آملیا روی سیاره میلر((Miller)) میافتم: «ما برای چنین چیزی آماده نیستیم.»
بیایید تصور کنیم که فضانوردان و جنینها بتوانند از سفر فضایی نجات پیدا کنند. هنوز نگرانیهایی در مورد سلامت وجود دارد. بهعنوان مثال نوزادان در رحم، سیستم ایمنی کاربردی مناسبی را از باکتری فلور((flora)) موجود در روده مادران میگیرند. اما برای ۵۰۰۰ جنین مأموریت اندورنس چنین چیزی وجود ندارد. آنها این باکتریها را دریافت نمیکنند. ملاحظات دیگری برای مکان جدید وجود دارد: چه زبانها، فرهنگها و ارزشهایی به ساکنین جای جدید آموزش داده خواهد شد؟ باید چه شکلی از دولت، سازمانهای اجرایی و ارتش ایجاد شود؟ آیا آنها با بهرهمندی از نظام اقتصادی سرمایهداری، اجازهی داشتن شرکتی آزاد را دارند؟ و مالکیت در این دنیای جدید چگونه خواهد بود؟
…
پانویسها:
Warning: Use of undefined constant TDC_PATH_LEGACY - assumed 'TDC_PATH_LEGACY' (this will throw an Error in a future version of PHP) in /home/ethicsho/public_html/wp-content/plugins/td-composer/td-composer.php on line 109
Warning: Use of undefined constant TDSP_THEME_PATH - assumed 'TDSP_THEME_PATH' (this will throw an Error in a future version of PHP) in /home/ethicsho/public_html/wp-content/plugins/td-composer/td-composer.php on line 113