رفتن به محتوای اصلی
یادداشت اختصاصی ادمین: فاطمه شریفیان

نظریۀ انگیزش الهیِ زاگزبسکی دربارۀ نسبت دین و اخلاق

نظریۀ انگیزش الهی نظریه ای است اخلاقی با بنیاد الهیاتی که در تلاش است، با خوانشی نو–ارسطویی و انگیزش–محور، نسبت بین دین و اخلاق را در چارچوب الهیات مسیحی تبیین کند. این نظریه که لیندا زاگزبسکی آن را مطرح کرده است، گونه ای نو از اخلاق فضیلت مدار را عرضه می کند که در آن انگیزه های الهی، به خصوص انگیزۀ عشق، بنیادِ حیات و زیستِ اخلاقی اند و این انگیزه ها هم به لحاظ وجودشناختی و هم به لحاظ تبیین شناختی پایۀ تمام اوصاف و ارزش های اخلاقی در نظر گرفته می شوند. این نظریه برای پیش برد مقصد خود از پنج گام بهره می برد. در گام اول تشخص خدا را اثبات می کند. در گام دوم نشان می دهد که خداوند از عالی ترین فضایل و انگیزه ها بهره مند است. در گام سوم انگیزۀ خداوند در فعل خلقت را انگیزۀ عشق معرفی می کند و آن را پایه ای ترین انگیزۀ الهی به شمار می آورد. در گام چهارم آموزۀ تشبه به خدا را پی گیری می کند و بر نقایص جدی این آموزه تأکید می کند. در گام آخر تلاش می کند تا این آموزه را با آموزۀ تجسد مسیح عجین کند و از نقایص آن بکاهد.

متن کامل مقاله را از اینجا دریافت کنید.

اشتراک و خلاصه‌سازی مطلبلینک این مطلب را با دیگران به اشتراک بگذارید یا برای خلاصه‌سازی در ابزارهای هوش مصنوعی باز کنید.
اشتراک در ایتا اشتراک در تلگرام خلاصه با ChatGPT خلاصه با DeepSeek


دیدگاه خود را بنویسید

خبرنامه

خبررسان اخلاق

نام و ایمیل خود را وارد کنید تا تازه‌ترین مطالب خانه اخلاق‌پژوهان جوان را دریافت کنید.