یکی از اتفاقات بسیار بد و ناخوشایندی که در فرهنگ و تمدن اسلامی افتاده است این بوده است که دو گروه از تخبگان که نفوذ اجتماعی زیادی هم داشته اند، خواسته یا ناخواسته کوشیده اند خدا را از زندگی مسلمانان بیرون و به آسمان ها تبعید کنند. گروه اول فقیهان اند و گروه دوم برخی […

یکی از اتفاقات بسیار بد و ناخوشایندی که در فرهنگ و تمدن اسلامی افتاده است این بوده است که دو گروه از تخبگان که نفوذ اجتماعی زیادی هم داشته اند، خواسته یا ناخواسته کوشیده اند خدا را از زندگی مسلمانان بیرون و به آسمان ها تبعید کنند. گروه اول فقیهان اند و گروه دوم برخی از روشنفکران دینیِ معاصر. فقیهان خدای فقه را جایگزین خدای اخلاق کرده اند و به مسلمانان چنین آموخته اند که رجوع به خدای فقه و اطاعت از دستورات این خدا آنان را از رجوع به خدای اخلاق و هدایت عملی این خدا بی نیاز می کند. گروه دوم، اما خدایی را که قرآن و روایات به عنوان خدای دارنده ی نام های نیکو به مومنان معرفی می کند به خدایی بی نام و نشان و بی صورت و بی صفت بدل کرده اند. از نظر این گروه همه ی اوصافی که آدمیان به خدا نسبت می دهند، برساخته ی ذهن خود آنان است، و ما بازائی در عالم خارج ندارد. خدا غیر متشخص است، یعنی محال است صورت و تشخصی داشته باشد، از جمله تشخصات انسانوار، خدای بی صورت، نه سمیع است، نه بصیر است، نه علیم است و نه متکلم است. این خدا جهان را آفریده و سپس بازنشسته شده و انسان را به خود او وانهاده است. خدای بی نام و نشانی است که هیچ نام و وصفی ندارد تا شما بتوانید از طریق این نام و صفت او را بشناسید و با او رابطه برقرار کنید. نه او می تواند با شما سخن بگوید و نه شما با او. دعاهای شما هم آروزهای شماست. شما نه می توانید این خدا را بپرستید و نه می توانید با او راز و نیاز کنید و هم نشین و هم سخن شوید. خدایی بی بو و بی خاصیت که «معنا» دارد، اما «معنا برای من» ندارد. طرح «نظریه خدا همچون ناظر آرمانی» کوششی است برای بازگرداندن خدای اخلاق به زندگی موئئمنان و اصلاح خداشناسی مسلمین.

متن کامل مقاله را از اینجا دریافت کنید.

فاطمه شریفیان
فاطمه شریفیان

دانش‌آموخته فلسفه در مقطع کارشناسی از دانشگاه مفید قم. دانش‌آموخته فلسفه اخلاق در مقطع کارشناسی ارشد از دانشگاه قم