رفتن به محتوای اصلی
یادداشت اختصاصی ادمین: فاطمه شریفیان

گزارش و ارزیابی نسبت عاطفه با شناخت از دیدگاه مارتا نوسبام

عاطفه یکی از احوال وجود انسان است که نسبتی پیچیده با عمل و شناخت دارد. مارتا نوسبام عاطفه را از انحای شناخت می‌داند و معتقد است که عاطفه شناسایی اموری است که در زندگی فرد از اهمیت زیادی برخوردارند و در عین حال در کنترل او نیستند. در نگاه او بر خلاف بسیاری از حالات مشابه، عاطفه ناظر به موضوع است. همین مسئله مؤیّد این نکته است که عاطفه نوعی شناخت است. مقصود بودن موضوع شناخت در عواطف باعث می‌شود که این نحوه از شناخت تفاوت‌هایی با سایر انواع آن داشته باشد. به این ترتیب، نوسبام این نظریه را که از یک سو، با تأکید بر موضوع داشتن عواطف، شناختی است و از سوی دیگر، با مقصود دانستن این موضوع، ارزشی است، نظریه شناختی‌ارزشی عواطف می‌نامد.

اشتراک و خلاصه‌سازی مطلبلینک این مطلب را با دیگران به اشتراک بگذارید یا برای خلاصه‌سازی در ابزارهای هوش مصنوعی باز کنید.
اشتراک در ایتا اشتراک در تلگرام خلاصه با ChatGPT خلاصه با DeepSeek


دیدگاه خود را بنویسید

خبرنامه

خبررسان اخلاق

نام و ایمیل خود را وارد کنید تا تازه‌ترین مطالب خانه اخلاق‌پژوهان جوان را دریافت کنید.