رفتن به محتوای اصلی
یادداشت اختصاصی ادمین: فاطمه شریفیان

نظریه اخلاقی زاگزبسکی: نظریه فضیلت مدار الگوگرا

لیندا زاگزبسکی در نظریه فضیلت مدار الگوگرا گونه جدیدی از نظریه اخلاقی مبناگرا را عرضه می کند که در آن اشخاص الگو پایه ای ترین مولفه اخلاقی در نظر گرفته می شوند. او در این نظریه تلاش دارد تا تمام مفاهیم بنیادی اخلاق از جمله نتیجه خوب و فعل صواب را از راه ارجاع مستقیم به شخص الگوی خوب تعریف کند. یکی از مهم ترین پیامدهای این نظریه در پسینی دانستن گزاره های اخلاقی نهفته است که این امر سبب توجه ویژه ی این نظریه به اخلاق روایی می شود. زاگزبسکی در این نظریه با تاکید بر نقش برجسته عواطف در حوزه ی اخلاق نشان می دهد که شخص الگوی خوب را باید از راه حس عاطفی تحسین و تمجید شناسایی کرد. او برای پیش برد این دیدگاه خود، عاطفه را ادراکی معرفی می کند که هم دارای حیث شناختی و هم دارای حیث ترغیبی است. از آن جا که این نظریه بر کشش و جذابیت خوبی مبتنی است، می تواند بنیان گیرا و جذابی را برای اخلاق فراهم آورد و از همین روست که زاگزبسکی این نظریه را برتر و موجه تر از نظریات دیگر اخلاقی به شمار می آورد. در این مقاله تلاش کرده ایم تا گزارش مختصری از نظریه اخلاقی زاگزبسکی بدست دهیم و دیدگاه فلاسفه دیگر را نسبت به این نظریه بیان کنیم.

متن کامل مقاله را از اینجا دریافت کنید.

اشتراک و خلاصه‌سازی مطلبلینک این مطلب را با دیگران به اشتراک بگذارید یا برای خلاصه‌سازی در ابزارهای هوش مصنوعی باز کنید.
اشتراک در ایتا اشتراک در تلگرام خلاصه با ChatGPT خلاصه با DeepSeek


دیدگاه خود را بنویسید

خبرنامه

خبررسان اخلاق

نام و ایمیل خود را وارد کنید تا تازه‌ترین مطالب خانه اخلاق‌پژوهان جوان را دریافت کنید.