اگر نتوانیم کارهایی را که انجام داده‌ایم به خاطر بیاوریم، آیا باید مسئولیت اخلاقی آنها را بپذیریم؟ ورنون مدیسون پس از کشتن افسر پلیسی، دچار زوال عقل و اختلالِ حافظه شد و دیگر جرمی را که مرتکب شده بود به خاطر نمی‌آورد. دستور حکمِ اعدامِ او به همین دلیل لغو شد؛ او نمی‌توانست جرمی را […

اگر نتوانیم کارهایی را که انجام داده‌ایم به خاطر بیاوریم، آیا باید مسئولیت اخلاقی آنها را بپذیریم؟ ورنون مدیسون پس از کشتن افسر پلیسی، دچار زوال عقل و اختلالِ حافظه شد و دیگر جرمی را که مرتکب شده بود به خاطر نمی‌آورد. دستور حکمِ اعدامِ او به همین دلیل لغو شد؛ او نمی‌توانست جرمی را که مرتکب شده بود به خاطربیاورد، بنابراین نمی‌توانست متوجه شود که به چه دلیل دارند او را اعدام می‌کنند. هلن بیبی در این مقاله به کمکِ دیدگاهِ جان لاک در رابطه با این‌همانی شخصی نشان می‌دهد از آنجایی که به باورِ لاک، فردی که اعمال گذشته‌ی خود را به خاطرنیاورد، اصلاً همان فردی نیست که آن اعمال را انجام داده است، ورنون مدیسون مجرم نیست. به باورِ لاک آنچه باعث تداوم هویت ما در طولِ زمان می‌شود «حافظه» است. اما از سوی دیگر، آیا چنین دیدگاهی در تمام موارد صدق می‌کند؟ برای بررسی این وجه از ماجرا، هلن بیبی از مثال هالک و بروس بنر و نوشیدن الکل استفاده می‌کند. مثلاً اگر شما به واسطه‌ی زیاده‌روی در نوشیدن الکل به صورت موقت کارهایی را که کرده‌اید فراموش کرده باشید چه؟ آیا در این صورت هم شما مسئول اعمال‌تان نیستید؟ در این گونه موارد، درست است که شما شاید از نظر لاک همان فردی نباشید که آن کارها را انجام داده‌اید –چون نمی‌توانید آنها را به خاطر بیاورید- اما از آنجایی که تصمیمی را که منجر به چنین اعمالی شده‌اند، شما گرفته‌اید، دست‌کم به صورت غیرمستقیم این شمایید که باید مسئولیت اخلاقی آنها را هم بپذیرید.

نظرات جان لاک درباره‌ی پرونده‌ی زندانی محکوم به اعدامی به نام ورنون مدیسن

ورنون مدیسن

ورنون مدیسن((Vernon Madison)) در سال ۱۹۸۵ یک افسر پلیس به نام جولیوس اسکالت((Julius Schulte)) را در شهرِ موبیل واقع در ایالت آلاباما به قتل رساند. مدیسن ژانویه‌ی امسال به اعدام با تزریق محکوم شد، اما در لحظات آخر جلوی اعدام او را گرفتند. او پس از چندین سکته‌ی مغزی، دچار زوال عقل و اختلال حافظه‌ شده بود و دیگر نمی‌توانست جرمی را که مرتکب شده بود به خاطر بیاورد.

در حال حاضر دیوانِ عالی ایالات متحده‌ی آمریکا رسیدگی به پرونده‌ی او را بر عهده دارد. این مسئله‌ی حقوقی منوط به یک حکم قانونی‌ست. در سال ۱۹۸۶ دیوانِ عالی حکمی صادر کرد مبنی بر این که اعدام کسی که دلیل مجازات خود را به خاطر نمی‌آورد، ماده‌ی ۸ قانون اساسی آمریکا را در ارتباط با ممنوعیت محکومیت‌های بی‌رحمانه و غیرمعمول، نقض می‌کند. در سال ۲۰۱۶ دادگاه درخواست تجدیدنظر، حکم داد که «در حال حاضر، مدیسن فکر می‌کند هیچ قتلی مرتکب نشده است، پس نمی‌تواند متوجهِ دلیل اعدام شدنش بشود. (این حکم کمی بعد به وسیله‌ی دادگاه عالی لغو شد و الان دوباره مورد بررسی قرار گرفته است.)

پرسش حقوقی این است که آیا کسی که ارتکاب به جرمش را به خاطر نمی‌آورد، متوجه دلیل اعدام شدن هم نمی‌شود؟ بگذارید پاسخ دادن به این پرسش پیچیده را به دادگاه عالی واگذار و پرسشی کلی‌تر و فلسفی‌تر مطرح کنیم. بدون در نظر گرفتن الزامات قانونی برای مجازات، آیا کسی که انجام دادن کاری را به خاطر نمی‌آورد، واقعاً از لحاظ اخلاقی می‌تواند مسئول آن کار باشد؟

براساسِ مکتب فکری جان لاک، فیلسوف قرن هجدهمی، پاسخ این پرسش «نه» است. البته خود لاک از این هم فراتر رفته است: به باورِ او اگر شما نمی‌توانید کاری را که انجام داده‌اید به خاطر بیاورید، پس شما در واقع دیگر آن شخصی نیستید که کار مورد نظر را انجام داده است. مطمئناً عجیب به نظر می‌آید، اما از نظر لاک، مفهوم «شخص» یک مفهوم قانونی‌ست و این مفهوم قانونی کم‌و‌بیش بیانگر این است که چه کسی از لحاظ اخلاقی مسئول چه کاری‌ست. براساسِ این ادعای رادیکال‌تر در رابطه با  «ادراک مدیسن از واقعیت»، اینکه بگوییم او «هیچ‌وقت چنین جرمی را مرتکب نشده است» کاملاً صحیح است.

پس به باورِ لاک، مدیسن دیگر به لحاظ اخلاقی مسئول آن قتل نیست (در واقع او دیگر آن قاتل نیست)، در نتیجه سزاوار مجازات شدن به خاطر آن موضوع هم نیست. اما چرا باید حتماً انجام دادن کاری را به خاطر داشته باشید تا مسئولیت اخلاقی آن بر دوش شما قرار بگیرد؟

خب، بیایید برای پاسخ دادن به این پرسش، کاری را بکنیم که اکثر اوقات فلاسفه انجام می‌دهند، یعنی به موارد شدید‌تری بپردازیم. برای مثال بروس بنر و هالک شگفت‌انگیز((هالک یک شخصیت خیالی ابرقهرمان در کتاب‌های کامیک منتشر شده توسط مارول کامیکس است. او هیولایی جهش یافته، انسان‌نما، عظیم‌الجثه و سبز رنگ است که زور زیادی دارد و نمی‌تواند خشمش را کنترل کند. هالک گاهی اوقات فوق تهاجمی و وحشی و گاهی باهوش و برنامه‌ریز نمایش داده شده است. او اکثراً به عنوان شخصیت مقابل قهرمان دیده می‌شود. هالک همان دکتر رابرت بروس بنر فیزیک‌دان است. بنر اولین بار وقتی که به صورت اتفاقی در معرض اشعه‌های بمب گامایی اختراع خودش قرار  گرفت، به هالک تبدیل شد. حالا هر وقت بنر خشمگین ‌شود یا زندگی‌اش در خطر باشد، به هالک تبدیل می‌شود.)) را در نظر بگیرید. فرض کنید بروس بنر روی مکان و زمانی که به هالک تبدیل می‌شود، کنترلی ندارد و هیچ کدام از کارهایی را هم که هالک انجام داده است به خاطر نمی‌آورد. پس وقتی که هالک باز تبدیل به بروس بنر می‌شود، تصور کنید هالک کار خیلی بدی انجام داده باشد، آیا به لحاظ اخلاقی بروس مسئول آن کار است؟

فاطمه شریفیان
فاطمه شریفیان

دانش‌آموخته فلسفه در مقطع کارشناسی از دانشگاه مفید قم. دانش‌آموخته فلسفه اخلاق در مقطع کارشناسی ارشد از دانشگاه قم