اقتضای کرامت ذاتی به معنای کانتی، رفتار برابر با انسان‌ها، و لازمه نظریه ارسطو، رفتار نابرابر با افراد نابرابر است. امروزه عمدتاً نظریه کانت را مبنای اعلامه حقوق بشر می‌دانند؛ مطابق با این اعلامیه، همه انسان‌ها به دلیل کرامت ذاتی، فارغ از مذهب و نژاد و قومیت و رنگ و عقاید سیاسی و موقعیت‌های اجتماعی، از حقوق برابر برخوردارند. و طرفداران ادیان الهی بر این باورند که متون وحیانی در باب احترام به کرامت ذاتی انسان، و حمایت از حقوق بشر پیشتاز می‌باشند. امروزه این اصل به دلیل اهمیت و ضرورت حقوق بشر، به ویژه در شرایط کنونی دنیای معاصر، مورد توجه فزاینده‌ای قرار گرفته است.

مقدمه

ایده کرامت انسانی1 پیشینه تاریخی و فلسفی پرباری دارد. عمده متفکران بر این باورند که این ایده اساسا دینی است و می‌توان پایه و اساس آن را از کتب الهی استنباط کرد. در مقابل، گروهی معتقدند کرامت انسانی، ریشه در تفکرات فلسفی عصر روشنگری، یعنی تفکرات کانت دارد.

کانت قائل به کرامت ذاتی انسان است و برخورداری از ویژگی‌هایی که لازمه انسانیت هستند، مثل عقلانیت و خودمختاری را دلیل بر کرامت ذاتی می‌داند. ارسطو کرامت یا به بیان بهتر، شرافت2 انسانی را به گونه‌ای متفاوت از کانت ترسیم می‌کند. و در ادیان الهی، کرامت انسان با تصویری که از خلقت انسان ارائه می‌شود، تفسیر می‌شود. در این تصویر، دو نوع کرامت برای انسان رقم می‌خورد که با دو رویکرد متفاوت، امکان تبیین و پذیرش هر دو جنبه آن وجود دارد.

مراد از کرامت ذاتی، ارزش و احترامی است که همه انسانها فارغ از نژادی، جنسیت، رنگ، مذهب، فرهنگ، موقعیت اجتماعی و عقاید سیاسی و صرفا به خاطر انسان بودن از آن برخورداند.

اقتضای کرامت ذاتی به معنای کانتی، رفتار برابر با انسان‌ها، و لازمه نظریه ارسطو، رفتار نابرابر با افراد نابرابر است. امروزه عمدتاً نظریه کانت را مبنای اعلامه حقوق بشر می‌دانند؛ مطابق با این اعلامیه، همه انسان‌ها به دلیل کرامت ذاتی، فارغ از مذهب و نژاد و قومیت و رنگ و عقاید سیاسی و موقعیت‌های اجتماعی، از حقوق برابر برخوردارند. و طرفداران ادیان الهی بر این باورند که متون وحیانی در باب احترام به کرامت ذاتی انسان، و حمایت از حقوق بشر پیشتاز می‌باشند. امروزه این اصل به دلیل اهمیت و ضرورت حقوق بشر، به ویژه در شرایط کنونی دنیای معاصر، مورد توجه فزاینده‌ای قرار گرفته است.

واژه «کرامت» در لغت به معنای ارزش، احترام، شرافت، شأن، موقعیت، بزرگواری، عزت، جایگاه امتیاز و مشابه این می‌باشد و در اصطلاح به دو معنای کرامت ذاتی و ارزشی تفسیر شده است. مراد از کرامت ذاتی، ارزش و احترامی است که همه انسانها فارغ از نژادی، جنسیت، رنگ، مذهب، فرهنگ، موقعیت اجتماعی و عقاید سیاسی و صرفا به خاطر انسان بودن از آن برخورداند. ذاتی بودن این کرامت اقتضای این را دارد که نه کسی توان سلب آن را دارد و نه حق نادیده گرفتن آن را. اما در کرامت ارزشی، ارزشمند بودن وابسته به وجود ارزشهای اخلاقی، رفتارها و باورهایی است که فرد با انجام آنها اسباب سعادت و کمال یا تنزل خود را فراهم می‌آورد. لازمه تفاوت انسانها در کسب کمالات و ویژگی‌های اخلاقی و پایبندی به قوانین و دستورات اخلاقی، اختلاف در درجات و مراتب خواهد بود. از این رو هرکس مطابق شأن و مرتبه خود از احترام و تحسین برخوردار خواهد شد. اما در معنای اول همه انسان‌ها به دلیل برخورداری از شأن برابر انسانیت، به یک میزان شایسته احترامند.

پی نوشت

  1. Human Dignity
  2. Nobility
فاطمه شریفیان
فاطمه شریفیان

دانش‌آموخته فلسفه در مقطع کارشناسی از دانشگاه مفید قم. دانش‌آموخته فلسفه اخلاق در مقطع کارشناسی ارشد از دانشگاه قم