علت گرايش انسان به افعال اخلاقي يكي از مهمترين مباحثي است كه در فرا اخلاق مورد بحث واقع مي-شود. اين مسئله تحت عنوان «نظريه انگيزش اخلاقي» در آثار فيلسوفان و علماي اخلاق مورد بحث قرار مي گيرد. ديدگاه فيلسوفان اخلاق در اين خصوص متفاوت است. سقراط شناخت را عامل اصلي انگيزش اخلاقي معرفي مي كند […

علت گرايش انسان به افعال اخلاقي يكي از مهمترين مباحثي است كه در فرا اخلاق مورد بحث واقع مي-شود. اين مسئله تحت عنوان «نظريه انگيزش اخلاقي» در آثار فيلسوفان و علماي اخلاق مورد بحث قرار مي گيرد. ديدگاه فيلسوفان اخلاق در اين خصوص متفاوت است. سقراط شناخت را عامل اصلي انگيزش اخلاقي معرفي مي كند و ارسطو علاوه بر شناخت، عوامل ديگري چون احساس، تخيل، ميل، شوق، عقل، غايت، شخصيت، اراده را در انگيزش اخلاقي موثر مي داند. در بين علماي اخلاق مسلمان، ابوحامد غزالي به بحث از علل و عوامل انگيزش اخلاقي اهتمام ويژه داشته است. وي عوامل مختلفي، چون اراده الهي، شناخت، حب ذات، هنر، سماع و وجد را در انگيزش اخلاقي موثر مي داند. نقشي كه او براي حب و عشق به حق تعالي در انگيزش انسان به سوي اعمال اخلاقي قائل است از ساير عوامل پر رنگ تر است و حتي مي توان گفت كه بعد از اراده و امر خدا هيچ عاملي به اندازه حب و عشق به او در تحريك انسان و انگيزش اخلاقي او موثر نيست.

طرح مسأله

یکی از مسائل مهمی که در فلسفه اخلاق (فرااخلاق) مطرح می‌شود این است که علت رفتارهای خوب و بد انسان‌ها چیست؟ این بحث در آثار فیلسوفان اخلاق تحت عنوان «انگیزش اخلاقی»1 مطرح می‌شود. سؤال اساسی در بحث انگیزش اخلاقی این است که علت رفتارهای آگاهانه‌ی خاصی که از انسان سر می‌زند چیست؟ این سؤال لااقل به دو صورت قابل پاسخ گفتن است؛ گاهی هدف از طرح این سؤال این است که چه چیزی عمل موردنظر را از جنبه‌ی عقلانی موجه می‌سازد. به عبارت دیگر آیا عمل موردنظر از نظر عقلی بایسته و شایسته است یا نبایسته و ناشایست؟ پاسخ به این سؤال بحث توجیه2 را پیش می‌کشد. اما گاهی هدف از طرح سؤال فوق این است که انگیزه‌های انجام آنچه اخلاقاً درست است، چه می‌باشند و چه عاملی باعث می‌شود که شخص به سوی انجام یک عمل خاص سوق داده‌شده، برانگیخته شود.

فیلسوفان و علمای اخلاق پاسخ‌های مختلفی به این سؤال داده‌اند. سقراط منشأ اصلی انگیزش اخلاقی را شناخت و معرفت می‌داند و جهل و غفلت را ریشه تمام بی‌اخلاقی‌ها معرفی می‌کند. از دیدگاه او، عمل و رفتار انسان با معرفت و علم او ملازمه دارد. تنها علتی که رفتار انسان را جهت می‌دهد، معرفت است. بر اساس این دیدگاه، کسی که حق را می‌شناسد برخلاف آن عمل نمی‌کند و هیچ عاملی نمی‌تواند انسان را وادار به عمل برخلاف معرفتش نماید. در این راه، فقط حکمت است که می‌تواند به او یاری رساند.

پی نوشت

  1. moral motivation
  2. Justification
فاطمه شریفیان
فاطمه شریفیان

دانش‌آموخته فلسفه در مقطع کارشناسی از دانشگاه مفید قم. دانش‌آموخته فلسفه اخلاق در مقطع کارشناسی ارشد از دانشگاه قم