مسئلهٔ تراموا دیگر بس است!

آزمایشی فکری در حوزهٔ فلسفه که پنجاه سال عمر دارد، محور مباحثات دربارهٔ خودروهای خودران بوده. زمان آن رسیده تا از این مسئله دست بکشیم
نوشتهٔ ایان بوگست | ترجمهٔ کژوان آبهشت
۳۰ مارس ۲۰۱۸
از مقدمات
تا الآن دیگر دستتان آمده که قضیه از چه قرار است: تراموایی ترمزبریده در امتداد ریل بهسرعت پیش میرود. پنج نفر کارگر جلوتر هستند و اگر تراموا به آنها برسد، قطعاً کشته میشوند. شما میتوانید اهرمی را بکشید تا تراموا را به ریل کناری بیندازید، اما روی آنیکی مسیر هم کارگر دیگری هست که مثل آن پنج نفر دیگر کلکش کنده خواهد شد. آیا اهرم را خواهید کشید و یک نفر را خواهید کُشت یا هیچ کاری نمیکنید و پنج نفر را میکُشید؟
آنچه آمد، مشهورترین صورتبندی از مسئلهٔ ترامواست. این مسئله آزمایشی فکری در حوزهٔ فلسفه است که در دههٔ ۱۹۷۰ بر سر زبانها افتاد. نسخههای دیگری هم از این مسئله وجود دارند. نمونهٔ معروف بعدی حالتی است که در آن از شرکتکننده پرسیده میشود یا حاضر است مردی چاق را از روی پُلی هُل بدهد تا جلوی تراموا را بگیرد و بهجای اینکه حتی یک نفر از آن کارگرهای فرضاً لاغر را بکشد، باعث مرگ مرد چاق شود. مسئلهٔ تراموا علاوه بر نقش اولیهٔ خود، یعنی تمرینی فلسفی، در حوزهٔ روانشناسی نیز بهعنوان ابزار استفاده شدهاست و اخیراً هم در زمینهٔ خودروهای خودران، به اصلیترین مترومعیاری بدل گشته تا بااستفاده از آن، پرسشهای اخلاقی مطرح شوند.
«دستگاه اخلاقمدار»
آیا خودروی خودران باید میان عابر پیاده و راننده، راننده را به خطر بیندازد؟ میان شخصی سالمند و کودک چطور باید تصمیم بگیرد؟ اگر امکان داشته باشد که خودرو با رانندههای نزدیک به خود تصادف کند و بتواند به اطلاعاتی دربارهٔ آن افراد دسترسی داشته باشد، آیا باید از این اطلاعات برای تصمیمگیری استفاده کند؟ مسئلهٔ تراموا در محافل مرتبط با خودروهای خودران تا آنجا محبوب شدهاست که درواقع گروهی از مهندسان امآیتی، مؤسسهٔ فناوری ماساچوستس، نسخهای عمومی از آن ساختهاند. این نسخه که دستگاه اخلاقمدار نام دارد، در پی آن است تا بسنجد و ببیند از نظر انسان، دستگاههای روباتی در آینده و در موقعیتهای مختلف باید چطور واکنش نشان بدهند. دستگاه اخلاقمدار بهدنبال دستهبندی نظرات انسانهاست.
این مسئله به بدترین شکل ممکن به وجوه و شرایط اخلاقی خودروهای روباتی، کشتیهای روباتی یا کارگران روباتی میپردازد؛ یعنی همان حوزهای که امروزهروز بیشتر از هر جای دیگر بهمنظور تبیین شرایطش به کار گرفته میشود.
اما مسئلهٔ تراموا خود مسئلهای دارد. این مسئله به بدترین شکل ممکن به وجوه و شرایط اخلاقی خودروهای روباتی، کشتیهای روباتی یا کارگران روباتی میپردازد؛ یعنی همان حوزهای که امروزهروز بیشتر از هر جای دیگر بهمنظور تبیین شرایطش به کار گرفته میشود. استفاده از مسئلهٔ تراموا برای رسیدن به این اهداف، مخصوصاً بهعنوان منبعی برای کسب پاسخ یا راهنمایی جهت انجام امور مهندسی یا سیاستگذاری در این حوزه، به نتایجی ناقص و خطرناک دربارهٔ وجوه اخلاقی دستگاههای خودکار میانجامد.

آغاز «مسئلهٔ تراموا»
جودیت جارویس تامسن، فیلسوف آمریکایی، در سال ۱۹۷۶ اصطلاح «مسئلهٔ تراموا» را وضع کرد، اما این فیلسوفی دیگر، یعنی فیلیپا فوت بود که نخستین بار در سال ۱۹۶۷ و در مقالهای این سناریو و وضعیت را تشریح کرده بود. فوت در آن مقاله به تفاوت میان دو مسئله میپرداخت: آنچه که افراد قصدش را داشتند و آنچه میتوانستند پیشبینیاش کنند. فوت سقط جنین را مثال خود در نظر میگیرد. پزشکی جراح مشغول انجام عمل هیسترکتومی یا همان زهدانبرداری بر روی زنی باردار میشود. قصد این پزشک، برداشتن رحم زن و خارجکردن آن از بدن است، اما پیشبینی میکند که در نتیجهٔ این کار، جنین خواهد مرد. در حالت دیگر، پزشکی که جنین را از میان میبرد تا جان مادر را نجات دهد، مستقیماً قصد دارد تا به کار جنین پایان دهد. نمونههای مشابه به نتایج اخلاقی متفاوتی میانجامند.
فوت سناریوها و وضعیتهای پرشمار دیگری را در این رابطه مطرح میکند. یکی از آنها همین سناریوی سوزنبان است که امروزه معروف شدهاست. در یکی دیگر از سناریوها دارودستهای شورشی قاضی پروندهای را تهدید میکنند که اگر حکم به اعدام شخصی بیگناه ندهد، انتقام خواهند گرفت. نمونهٔ دوم در نگاه نخست خیلی شبیه به مسئلهٔ تراموا جلوه میکند؛ در آن صحبت از انتخاب میان مرگ عدهٔ کمتر و عدهٔ بیشتری از افراد است، ولی فوت مینویسد که بیشتر افرادی که سوزنبانِ تراموا را تشویق میکنند تا فقط یک نفر را به خطر بیندازد، وقتی ببینند که قرار است برای مردی بیگناه پاپوش دوخته شود و گناهکار جایش بزنند، پا پس میکشند و از این حرکت حالشان بههم میخورد.
فوت به این نتیجه میرسد که میان آنچه فرد انجام میدهد و آنچه اجازه میدهد دیگران انجام دهند، تفاوتی هست. فوت بهصورت مشخص مینویسد که «تمایز میان پرهیز از ایجاد آسیب و صدمه از یکسو و فراهمآوردن کمک از سوی دیگر، حقیقتاً که تمایزی بسیار مهم است.»
بیشتر افرادی که سوزنبانِ تراموا را تشویق میکنند تا فقط یک نفر را به خطر بیندازد، وقتی ببینند که قرار است برای مردی بیگناه پاپوش دوخته شود و گناهکار جایش بزنند، پا پس میکشند و از این حرکت حالشان بههم میخورد.
یک مقاله و خیلِ پیامدگرایان
