رفتن به محتوای اصلی
یادداشت اختصاصی ادمین: محمد محسن حسن خواه

نقد مبانی حكمت متعالیه

در حوزه با این پرسش روبه‌رو می‌شدم که چرا جهان و انسان را در قالب مأنوس و روال مرسوم تدریس نمی‌کنید؟ و در دانشگاه نیز می‌پرسیدند: چرا همین متن معارف را که تصویب شده تدریس نمی‌کنید؟ در پاسخ هر دو سؤال می‌گفتم: من می‌خواهم این موضوع را مطابق فلسفه قرآن و اهل‌بیت‌علیهم السلام مطرح و بررسی کنم نه بر اساس فلسفه ارسطویی یا فلسفه ارسطویی اسلامی شده. امّا می‌دانستم و می‌دیدم این سخن برای مخاطبان من سخت گران و تکان دهنده است و در فکر خودم انصاف می‌دادم که آنان حق دارند؛ زیرا فلسفه‌ای که در هر مکان و زمان، در هر ذهن و روان، در خودآگاه‌ها و ناخودآگاه‌ها به‌نام «فلسفه اسلامی» شناخته شده اینک من عنوان «فلسفه ارسطویی اسلامی شده» به آن می‌دهم. خودم به هیمنت و نامأنوسی گفتارم آگاه بودم و مخاطب حق داشت در همان آغاز بر محکومیت من حکم دهد: عجب این دیگر چه سخنی است؟! این چه رفتار و برخوردی است که با بزرگانی چون ابن سینا، فارابی، صدر المتألهین، حاجی سبزواری و… می‌شود؟! و فلسفه‌شان نه اسلامی بل «اسلامی شده» معرّفی می‌شود!

اشتراک و خلاصه‌سازی مطلبلینک این مطلب را با دیگران به اشتراک بگذارید یا برای خلاصه‌سازی در ابزارهای هوش مصنوعی باز کنید.
اشتراک در ایتا اشتراک در تلگرام خلاصه با ChatGPT خلاصه با DeepSeek


دیدگاه خود را بنویسید

خبرنامه

خبررسان اخلاق

نام و ایمیل خود را وارد کنید تا تازه‌ترین مطالب خانه اخلاق‌پژوهان جوان را دریافت کنید.