ويژگي‌های شخصيتی ايده‌آل از گرايش‌هاي دروني ذاتي اخذ مي‌شوند؛ ولي بايد پرورش يابند؛ و وقتي پرورش مي‌يابند تا ابد پايدار خواهند ماند. براي مثال، انسان بافضيلت کسي است که در بسياري از موقعيت‌هاي زندگيش مهربان است، زيرا شخصيتش اين‌گونه است، نه به اين دليل که مي‌خواهد منفعتش را به حداکثر رسانده، يا توجه کسب کند […

Dr. Jan Garrett

ويژگي‌های شخصيتی ايده‌آل از گرايش‌هاي دروني ذاتي اخذ مي‌شوند؛ ولي بايد پرورش يابند؛ و وقتي پرورش مي‌يابند تا ابد پايدار خواهند ماند. براي مثال، انسان بافضيلت کسي است که در بسياري از موقعيت‌هاي زندگيش مهربان است، زيرا شخصيتش اين‌گونه است، نه به اين دليل که مي‌خواهد منفعتش را به حداکثر رسانده، يا توجه کسب کند و يا صرفاً وظيفه‌اش را انجام دهد. نظريه‌هاي اخلاق فضيلت‌محور، خلاف نظريه‌های پيامدگرا و وظيفه‌گرا، قصد ندارند تا اصولي کلي تعريف کنند تا در موقعيت‌های اخلاقي از آن‌ها استفاده شود. نظريه‌های اخلاق فضيلت‌محور با پرسش‌هاي گسترده‌تري از اين دست سر و کار دارد: «چطور بايد زندگي کنم؟»، «زندگي خوب چه زندگي‌اي است؟» و «ارزش‌هاي اجتماعي و خانوادگي مناسب کدامند؟»
اخلاق فضيلت‌محور که در سده‌ بيستم احياء شد، در سه جهت اصلي بسط يافت: يودايمونيزم((Eudaimonism))، نظريه‌هاي عامل‌محور و اخلاق مراقبت((Ethics of care)) . يودايمونيزم اساس فضيلت را در شکوفايي انساني مي‌داند و شکوفايي را با اجراي خوب عملکرد متمايز فرد يکي مي‌پندارد. ارسطو ادعا مي‌کند که در مورد انسان‌ها، عملکرد متمايزْ تعقل است؛ بنابراين، زندگي‌اي که «ارزش زيستن» داشته باشد، زندگي‌اي است که در آن به‌خوبي تعقل کنيم. نظريه‌ عامل‌محور تأکيد دارد که فضيلت با اشراق عقل عرفي تعيين مي‌شود؛ يعني ما در مقام ناظر ويژگي‌هاي ستودني ديگر افراد را قضاوت مي‌کنيم. سومين شاخه از اخلاق فضيلت محورْ اخلاق مراقبت است که متفکران فمينيست آن را بسط داده‌اند. اخلاق مراقبت اين ايده که اخلاق بايد صرفاً بر عدالت و خودمختاري تمرکز کند را به چالش مي‌کشد و مدعي است که ويژگي‌هاي زنانه‌تري مثل مراقبت و شير دادن نيز بايد مورد توجه قرار گيرد. در اينجا ايرادات رايجي بر اخلاق فضيلت‌محور وارد مي‌شود. نظريه‌هاي اخلاق فضيلت محورْ مفهوم خودمحوري از اخلاق عرضه مي‌کنند؛ زيرا شکوفايي انساني في‌نفسه غايت تصور مي‌شود و به بستري که در آن اعمال ما بر ديگران تأثير مي‌گذارد، به اندازه‌ کافي توجه نمي‌کند. همچنين، اخلاق فضيلت‌محور خط مشي‌اي براي چگونه عمل کردن ارائه نمي‌دهد؛ زيرا هيچ اصل روشني براي هدايت اعمال وجود ندارد، جز اينکه «طوري عمل کن که افراد بافضيلت عمل مي‌کنند». و آخرين نکته اينکه، توانايي پرورش فضيلت‌هاي نيک، متأثر از عوامل متعددي است که وراي کنترل شخص بوده و معلول آموزش، اجتماع، دوستان و خانواده‌اند. اگر شخصيت اخلاقي تا اين اندازه به شانس متکي است، آنگاه نقش تحسين يا سرزنش ديگران چه مي‌شود؟

فاطمه شریفیان
فاطمه شریفیان

دانش‌آموخته فلسفه در مقطع کارشناسی از دانشگاه مفید قم. دانش‌آموخته فلسفه اخلاق در مقطع کارشناسی ارشد از دانشگاه قم