درباره کرونا
مجموعه‌ای از یادداشت‌ها و خبرهای مربوط به ویروس کرونا را در اینجا بخوانید
مشاهده
عضوی از خانه اخلاقی ها شوید
ورود به حساب کاربری
اخلاق عرفانی
در پنجمین کارگاه فلسفه اخلاق بررسی شد:
اخلاق عرفانی
گزارشی از کارگاه 5 فلسفه اخلاق
رابطه میان اخلاق و عرفان و اینکه آیا عرفان می‌تواند خاستگاهی برای اخلاق باشد، همواره مورد بحث و نظر فلاسفه و نظریه‌پردازان بوده است. دکتر محمد فنایی اشکوری محقق و…
اساتید
7 سال پیش
رابطه میان اخلاق و عرفان و اینکه آیا عرفان می‌تواند خاستگاهی برای اخلاق باشد، همواره مورد بحث و نظر فلاسفه و نظریه‌پردازان بوده است. دکتر محمد فنایی اشکوری محقق و پژوهشگر و عضو هیأت علمی موسسه امام خمینی قم در این کارگاه به بررسی این دیدگاه‌ها و نسبت میان این دو علم می‌پردازد. گزارشی از این کارگاه را در ادامه می‌خوانید.

بین اخلاق و عرفانی چه ارتباطی وجود دارد؟ آیا بین این دو ارتباط و نسبتی وجود دارد؟ به لحاظ تاریخی خیلی‌­ها قائلند که اصلاً عرفان با اخلاق هیچ نسبتی ندارد. پس عرفان و اخلاق دو امر متضادند. در خیلی از عرفای فرهنگ­‌های مختلف انسان‌­دوستی و مواظبت از دیگران مطرح نیست. عمدتاً یک گوشه­‌ای به انزوا می‌­رفتند و مشغول ذکر و عبادت و تأمل و مراقبه­ خودشان بودند. اصلاً کاری به مردم نداشتند. اما تأکید ما در دگردوستی بر اخلاق اجتماعی با دیگران است. البته اخلاق در معنای عام جهانی‌­اش و مراد ما از عرفان لزوماً آن پدیده­‌های تاریخی نیست، بلکه معرفت شهودی است که از طریق عبودیت و بندگی خدا حاصل می­‌شود. از جزئیات و ماهیت شناخت شهودی نمی‌­توانیم سخن زیادی بگوییم. چون امر تجربی است. فقط برای کسانی ملموس است که خودشان این تجربه را دارند. ولی تا حدی می‌­­­­­­­­­­­­­­­­­­­­­­­­­­­­­­­­­­­­­­­­­­­­­­­­­­­­­­­توانیم به فهم معرفت شهودی که چه نوع معرفتی است، نزدیک شویم. ممکن است شما خداشناسی کلامی و فلسفی داشته باشید و محبت به وجود نیاید. معرفت ذهنی آنقدر قدرت ندارد تا احساس و عاطفه را برانگیزد و یک رابطه شهودی بی‌واسطه برقرار کند. بنابراین، مواجه­‌ای با خدا یعنی تجربه­ عرفانی است؛ مرتبه­‌ای از مراتب معرفت‌لله است و این بدون شک محبت و عشق به همراه دارد. پس خداشناسی شهودی لازمه­ ضروری و قطعی­‌اش، عشق به خداست.

خوددوستی در بار منفی‌­اش یعنی من اگر خودم بهره­ بیشتری ببرم دیگری را باید محروم کنم. ولی در خوددوستی که تعالی پیدا می‌کند این نگاه برعکس می­‌شود. من اگر او را بهره‌­مند کنم خودم به کمال می‌­رسم و به لذت برتری می‌­رسم. در حقیقت خودخواهی و دگرخواهی در یک خط قرار می­‌گیرد نه در یک نقطه مقابل. در خودخواهی متعالی یعنی خودم را دوست دارم، کمالات خودم را دوست دارم، می­‌خواهم کامل بشوم. این به کمال نرسیدن نه تنها منافاتی ندارد با این خیرخواه دیگران بودن بلکه لازمه‌­اش این است که من خیرخواه دیگران باشم. برای اینکه خودم به کمالات برتری برسم چاره‌­ای ندارم از این که خیرخواه دیگران باشم. پس خدمت به دیگران همان خدمت به خودم است. این نگاه زیبایی است که فقط در دین و عرفان است.

اخلاق و دگردوستی

بخشی از اخلاق یا حداقل محور اخلاق عبارت است از دگردوستی یعنی خوددوستی. یک مسئله ذاتی و غریزی است که در حیوانات هم وجود دارد. هر موجود زنده‎ای دنبال منافع، علایق و لذایذ خودش است، ولی دگردوستی ریشه‌ای دارد که چرا باید در واقع نگران دیگران باشیم؟ عمده اخلاق معاشرت در رابطه انسان با دیگران است. بسیاری از رذایل اخلاقی اگر همه‌شان نباشند، حداقل بسیاری از آن در رابطه با دیگران است. دروغ گفتن یعنی فریب دادن دیگران یا غیبت کردن در واقع صدمه زدن به شخصیت دیگران یا حسادت یا هر چیز. از آن طرف خیرخواهی نسبت به دیگران، کمک به دیگران انفاق، بسیاری از فضایل برمی‌گردد به کارهایی که ما انجام می‌دهیم به خاطر دیگران و خلاصه همان مفهوم دگردوستی است.
ما اصولاً انسانیت را به این می‌شناسیم، ولی خوددوستی یک چیز ذاتی است در حیوانات هم وجود دارد. هر جا بزرگی را می‌بینیم این خصلت «دگردوستی» را در او می‌بینیم. گاهی ما از منافع، لذایذ و خواسته‌های خودمان بخاطر دیگران می‌گذریم. این یک ارزش مسلم جهانی و بشری است. اختصاص به مذهب، ملت، مکتب و دین خاصی ندارد. همه انسان‌ها در وجودشان دارند. اخلاق به این معنا مدنظر است. نه اخلاق به معنای خاص دینی‌اش. اخلاق به معنای عام جهانی‌اش گسترده‌تر از دین است؛ یعنی کسانی که دین ندارند ولی اخلاق به این معنا اتفاق دارند. گرایش اخلاقی دارند، گرایش اخلاقی فطری و ذاتی در وجود همه انسان‌هاست. به این معنا مقدم بر دین است؛ یعنی اگر ما دین را نداشته باشیم، اخلاق را داریم و از کسی هم که دین ندارد توقع داریم این اخلاق را رعایت کند؛ حقوق دیگران را رعایت کند. در صورتی که تکالیف شرعی را از او انتظار نداریم. او مسلمان نیست، ما هم از او انتظار نداریم نماز بخواند و روزه بگیرد، ولی از او انتظار داریم حقوق دیگران را رعایت کند، احترام متقابل داشته باشد و حق دیگران را از بین نبرد. این را از هر انسانی ما انتظار داریم؛ چه دین داشته باشد چه نداشته باشد. بنابراین، گستره‌اش از دین به معنای آیین خاص وسیع‌تر است، مگر دین را به همان معنای گسترده بگیریم. بگوییم گرایش فطری که در وجود همان انسان‌هاست به آن معنا بله. بنابراین، عمدتاً این گستره از اخلاق مورد نظر است.

اگر به خواندن ادامه این جلسه علاقه‌مندید فایل متنی و صوتی آن را از همین صفحه دانلود کنید
دیدگاه‌ها