نخستین مباحثه علمی خانه اخلاق پژوهان جوان اختصاص به بررسی خاستگاه اخلاقی از منظر متکلمان و فلاسه مسلمان داشت. در این مناظره که میان حجت‌الاسلام دکتر محمدتقی سبحانی و دکتر محسن جوادی با عنوان «اخلاق در میانه فلسفه و کلام» برگزار گردید دکتر محسن جوادی استاد دانشگاه و معاون فرهنگی وزارت ارشاد با توجه به سابقه مطالعاتی خود، نماینده گفتار فلسفی و دکتر محمدتقی سبحانی استاد حوزه و مدیرعامل بنیاد امامت به نمایندگی از سنت کلامی به بیان دیدگاه های خود و نقد دیدگاه مقابل پرداختند. در ادامه گزارشی از این نشست را می‌خوانید.

مجری (سیدعلیرضا صالحی):

این جلسه خدمت جناب استاد محمد تقی سبحانی هستیم و جناب آقای دکتر محسن جوادی. قبلاً در همین مکان جناب آقای سبحانی بحثی را ارائه کردند در مورد دیدگاه متکلمان در مورد نظریه اخلاقی و انتقاداتی نسبت به این که نظام فلسفی رایج در سنت فلسفی ما از سه جهت ناتوان بوده در این­که نظام اخلاقی متقنی ارائه دهد. آقای دکتر جوادی در باب این، ملاحظات و نکاتی داشتند. امروز در قسمت اول جلسه صحبت­‌های جناب آقای سبحانی را در این ­باره می­‌شنویم، و بعد آقای دکتر جوادی ملاحظات و نکاتشان را بیان می‌­کنند.

آقای سبحانی:

تشکر می­‌کنم از عزیزانی که بانی این نشست بودند و حضار محترمی که وقت گذاشتند و در جلسه حضور به هم رساندند مخصوصاً از دوست و برادر فاضل و اندیشمندمان جناب آقای دکتر جوادی که مشارکت و همکاری می­‌کنند. انشاءلله بتوانم بحث خوبی را در این جلسه داشته باشم و همه­ ما به نوبه­ خود بهره ببریم.

از مقدمات بحث می­‌گذرم و اهمیت این مسأله و تأثیرش در آینده اخلاق پژوهی ما، اگر نه در آینده­ نظام اخلاقی جامعه­ ما و حتی در مباحث میان رشته­‌ای، تأثیر این بحث در حوزه­ دانش­‌های دیگر، دانش­‌های انسانی و اسلامی، تأثیرش در حوزه­ مطالعات تطبیقی، به گمانم خیلی این جهات مهم است و از این‌­ها می­‌گذرم و وارد اصل موضوع می‌­شوم.

ما با دوسنت اخلاقی در تاریخ تفکرمان مواجه هستیم، دو سنت اصلی، البته سنت­‌های متعدد دیگری هست که مطالعاتی هم شده است، حتماً دوستان، کتاب مدارس اخلاقی که جمعی از محققان و پژوهشگاه علوم و فرهنگ اسلامی کار کرده­‌اند را دیده‌­اند، در آن­جا چهار الی پنج مدرسه اخلاقی در تاریخ تفکر ما شناسایی و تبیین شده اما دو سنت اخلاقی که به شدت در حوزه‌­های دانشی ما مطرح بوده و مورد توجه قرار گرفته، یکی سنت فلسفی است و دیگری سنت کلامی. در طول هزار سال اندیشه‌ورزی متفکران ما، این دو سنت جابه جا شده، گاه نظریه­ متکلمان بیشتر غالب بوده و گاه نظریه­ فیلسوفان. امروز بیشتر نظریه­ فلسفی اخلاقی مورد توجه است و مطالعه می­‌شود ولی در گذشته­ ما و در قرون اولیه در حوزه­‌های فکری و علمی ما بیشتر سنت متکلمان رواج داشته است.

مدعای اصلی ما این است که سنت فلسفی علی رغم پختگی و پروردگی که پیدا کرده و مطالعاتی شده و به خصوص معاصران ابعاد این اصل را بیرون کشیدند و نظریه‌پردازی کردند ولی پاسخ­گوی یک نظریه­ اخلاقی کامل نیست و دچار کاستی‌­ها و تقایصی است که اگر نتواند یک اندیشه‌­ای این نواقص را پر کند ما آن را به عنوان یک نظریه اخلاقی در سنت اسلامی نمی­‌توانیم به حساب آوریم. و تلاش­‌هایی که تا به حال صورت گرفته در رویه و پوسته­ نظریه است، نه در هسته و عمق اندیشه­ اخلاقی و فلسفی. در مقابل، باورمان این است و ادعا می‌کنیم که در سنت کلامی ما، منظورم سنت کلامی عدلیه ولی معتزله و امامیه از قرن سوم به این سو، بنیادهایی برای نظریه اخلاق گذاشته شده که این بنیادها ظرفیت­‌های بسیار خوبی برای توسعه دارد که اگر این­‌ها درست تبیین و نظریه‌پردازی بشود، می‌­تواند ما را به یک نظریه اخلاقی اسلامی برساند. البته معنایش این نیست که در سنت متکلمان واقعاً ضعفی وجود ندارد و این نظریه نیازمند تبیین و بازخوانی نیست، منظورم هسته­‌های اصلی این دو نظریه است، معتقدم هسته­ اصلی ارزش‌­های اخلاقی از دیدگاه فلاسفه دچار کاستی­‌های جدی است.

هر نظریه اخلاقی به گمان ما باید سه پایه­ اصلی را تأمین کند و توفیقش در تقریر درست این سه اصل است. یکی این­که بتواند از مسئولیت اخلاقی مسیر درستی ارائه کند، یعنی کسانی را به عنوان فاعل اخلاقی مسئول و ملتزم ارزش­‌های اخلاقی کند، این یک تفسیر انسان‌­شناختی، یک تفسیر رفتارشناختی، یک تفسیر هوش‌شناختی و یک تفسیر روان‌شناختی می­‌خواهد که مجموع این­‌ها نشان می‌­دهد که مسئولیت اخلاقی در انسان یک مقوله­ کاملاً انسانی، قابل اتکا و بنیادی است. و دوستان بهتر از من می­‌دانند که اگر ما نتوانیم مسئولیت اخلاقی را در عمق هویت و حقیقت انسانی بیاوریم، بقیه بحث­‌های اخلاق بی پایه و بنیاد خواهد بود.

محور دوم این است که یک نظریه اخلاقی باید بتواند ارزش‌های اخلاقی را به شکل معقول و قابل قبولی توضیح دهد و نشان بدهد واقعاً ارزش‌­های اخلاقی و حسن و قبح و باید و نبایدها ریشه در حقیقت و یک واقعیت دارد، اگر ارزش‌­های اخلاقی اموری باشند اعتباری و اموری باشند که بیرون از حقایق انسانی است و قابلیت اتکا ندارد، به نظرم چنین نظریه­‌ای دچار تزلزل می­‌شود.

پایه­ سوم این است که نشان دهد این ارزش­‌های اخلاقی را می‌­توان شناخت، اگر شما مسئولیت اخلاقی را ثابت کنید و نشان دهید ارزش­‌های اخلاقی بنیادی در واقعیت وجود انسان دارد ولی ما به آن دسترسی نداریم، باز ما نمی­‌توانیم از این نظریه اخلاقی دفاع کنیم.

 گزارش این نشست (منتشر شده در خبرگزاری حوزه) را از اینجا بخوانید.

فایل گزارش این نشست (منتشر شده در روزنامه صبح نو) را از اینجا دریافت کنید.

فاطمه شریفیان
فاطمه شریفیان

دانش‌آموخته فلسفه در مقطع کارشناسی از دانشگاه مفید قم. دانش‌آموخته فلسفه اخلاق در مقطع کارشناسی ارشد از دانشگاه قم