واژه دروغ از مفاهیمی است که علی رغم کاربرد فراوانی که در تعاملات رفتاری دارد، تعریف صریحی ‌از آن در دست نیست‌. این نقیصه مایه سردرگمی‌های متعدد و موجب پیدایش دروغ‌های مجاز شده است‌. دروغ از یک طرف عملی غیراخلاقی و از طرف دیگر مسبب اعمال غیر اخلاقی دیگر هم می‌شود، از همین جهت نسبت به گناهان دیگر حائز اهمیت است. در این‌ نوشتار به مفهوم دروغ، ارتباط آن با انحرافات اجتماعی و بیان دیدگاههای سه گانه درباره آن پرداخته شده است‌ و سپس به کارکرد اصلی دروغ‌، علل و پیامدهای فردی و اجتماعی آن اشاره شده و آنگاه این خصلت غیر اخلاقی، به اختصار از منظر دین مورد بررسی قرار گرفته است.

«انحراف اجتماعی» 1 رفتاری است که با هنجارهای حاکم جامعه سازگار نباشد و جامعه نتواند آن را تحمل کند. با توجه به این تعریف به نظر می‌رسد، به سادگی نتوان دروغ را یک انحراف اجتماعی نامید. چون شاهد عادی گشتن دروغ در سطح جامعه می‌باشیم. برای اثبات این مطلب کافی است، نگاهی به پیرامون خود داشته و نظری به برداشت خویش و اطرافیان درباره دروغ بیافکنیم. این مسئله با توجه به چند دلیل ذیل آشکارتر می‌شود.

عدم حساسیت اجتماعی نسبت به دروغ

در بسیاری از جوامع و از جمله جامعه ما حساسیت اجتماعی چندانی نسبت به دروغ و رواج آن وجود ندارد. زیرا اگر معیار انحراف اجتماعی، تحمل‌ناپذیر بودن آن از سوی جامعه قلمداد شود، در این صورت به نظر می‌رسد، جامعه به راحتی دروغ را می‌پذیرد و چندان در این مورد حساسیتی نشان نمی‌دهد، زیرا حساسیت‌های جامعه نسبت به کجروی‌های موجود، گویای اهمیت آنها است. برای مثال در جامعه دینی ما حساسیت بیشتری نسبت به بدحجابی تا دروغگویی وجود دارد، به طوری که بسیاری از افراد متدین علی‌رغم سختی‌های موجود، در برابر بدحجابی موجود در جامعه، عکس‌العمل نشان می‌دهند، اما چندان نسبت به رواج دروغ حساسیت به خرج نمی‌دهند یا اعتیاد و سرقت یکی از نزدیکان خود را تحمل نمی‌کنند، در حالی که بر دروغ‌گویی آنان پرده‌پوشی کرده و چندان اهمیتی به این مسئله نمی‌دهند.

برای مثال در جامعه دینی ما حساسیت بیشتری نسبت به بدحجابی تا دروغگویی وجود دارد، به طوری که بسیاری از افراد متدین علی‌رغم سختی‌های موجود، در برابر بدحجابی موجود در جامعه، عکس‌العمل نشان می‌دهند، اما چندان نسبت به رواج دروغ حساسیت به خرج نمی‌دهند

مصلحت و دروغ‌گویی

در جامعه ما استثناهای متعددی وجود دارد که بر اثر آنها عملاً دروغ به عنوان یک هنجار پذیرفته می‌شود. به عنوان مثال اکثر انسان‌ها قبول دارند که هرچند دروغ عملی غیراخلاقی است، با این حال دروغ گفتن به دشمن برای فریفتن او، به دوستان برای اصلاح روابط میان آنها، به فرزندان برای تربیت آنان و به همسران برای ایجاد فضای آرامش در خانه، نه تنها غیراخلاقی شمرده نمی‌شود، بلکه گاهی اوقات تکلیف و عملی اخلاقی محسوب می‌شود. متأسفانه عدم معیار کافی در تشخیص این استثناها، زمینه را آن چنان سیال و لغزنده کرده است که مرز میان دروغ نگفتن و دروغ گفتن به عنوان مصلحت بسیار مشکل می‌گردد و همین مسئله در عمل، به گسترش دروغ دامن زده است و موجب آسان‌گیری جامعه نسبت به دروغ شده است.

پی نوشت

  1. social deviance
فاطمه شریفیان
فاطمه شریفیان

دانش‌آموخته فلسفه در مقطع کارشناسی از دانشگاه مفید قم. دانش‌آموخته فلسفه اخلاق در مقطع کارشناسی ارشد از دانشگاه قم