نویسنده (ها) : علی محمد ساجدی؛ هاجر دارایی تبار

سعادت از منظر ارسطو و ابن‌مسکویه رازی

این جستار مختصر که به روش تحلیلی-تطبیقی صورت پذیرفته، پس از تأملاتی چند درباره مبانی فلسفی و اخلاقی ارسطو و ابن مسکویه رازی، وجوه اشتراک و افتراق آرائشان درباره سعادت را کاویده‌ است.

پرسش درباره مفهوم و مصداق سعادت ریشه در سرشت آدمی دارد. مقایسه اندیشه‌های دو اندیشمند صاحب‌نظر در این زمینه، یکی از یونان باستان و دیگری از حکمای اسلامی هم‌روزگار با ابن‌‌سینا، برای شناخت نوآوری متفکران اسلامی در برابر ره‌آورد یونانیان در ساحت‌های گوناگون فلسفی بسیار اهمیت دارد. این جستار کوتاه به روش تحلیلی‌تطبیقی است و پس از تأملی چند درباره مبانی فلسفی و اخلاقی هریک از این متفکران، شباهت‌ها و تفاوت‌های آن‌ها را درباره سعادت کاویده است. اگرچه ارسطو با توجه کامل به مؤلفه‌های عقل و لذت و دوستی، نظریه فضیلت و سعادت را حول محور اعتدال تعریف می‌کند، به دلیل نگاه غیرتوحیدی‌اش به خدا و جهان و بی‌توجهی‌اش به معاد، قادر نیست مدل موفقی از مفهوم و مصداق سعادت ارائه کند. برخلاف او ابن‌مسکویه با جهان‌بینی توحیدی می‌کوشد، همین معانی را بر پایه شناخت نفس و عقل و شرع تبیین کند. ابن‌مسکویه سعادت را به دو قسم دنیایی و آخرتی تقسیم و مصداق واقعی سعادت را قرب الهی معرفی می‌کند. هر دو متفکر بر تعریف سعادت به خیر متعالی (خیر اعلی) تأکید می‌ورزند؛ اما ازآنجاکه مبانی اندیشه اخلاقیِ آن‌ها با یکدیگر متفاوت است، لوازم اندیشه آنان نیز با یکدیگر متفاوت خواهد بود.

متن کامل مقاله را از اینجا دریافت کنید.

برچسب ها

فاطمه شریفیان

کارشناسی فلسفه از دانشگاه مفید قم، کارشناسی ارشد فلسفه اخلاق از دانشگاه قم
  • ۲۹
    دی
    ۹۷
    معرفی کتاب “به‌سوی دانشگاه بافضیلت؛ ﻣﺒﺎﻧﯽ اﺧﻼﻗﯽ ﻓﻌﺎﻟﯿﺖ داﻧﺸﮕﺎﻫﯽ”
    کتاب به‌سوی دانشگاه بافضیلت؛ ﻣﺒﺎﻧﯽ اﺧﻼﻗﯽ ﻓﻌﺎﻟﯿﺖ داﻧﺸﮕﺎﻫﯽ به کوشش انتشارات دانشگاه شهید بهشتی، انجمن فلسفۀ تعلیم و تربیت ایران و شورای عالی انقلاب فرهنگی در ۲۳۶ صفحه منتشر شد.
    دکتر بختیار شعبانی ورکی، استاد دانشگاه فردوسی و جمعی از همکارن ایشان در انجمن فلسفۀ تعلیم و تربیت ایران، این اثر جان نیکسون را به فارسی برگرداندند.
    ...
    ادامه مطلب
  • ۲۹
    دی
    ۹۷
    ما چه هستیم؟
    بدون شک یکی از ساده‌ترین و آشناترین ضابطه‌هایی که تا به حال، در زندگی با آن مواجه شده‌ایم و حتی شاید تمام تلاش‌مان را کرده باشیم تا بر اساس زندگی کنیم، عبارت است از اینکه «خودت را بشناس، با خودت صادق باش و همانطور زندگی کن که خودت می‌خواهی». حتی سقراط نیز به دنبال حکم خدایان معبد دلفی مبنی بر اینکه «خودت را بشناس» قدم در راه فلسفه‌ورزی نهاد. اما آیا این حکم ساده و آشنا همیشه درست است و در تمام شرایط می‌توان از آن پیروی کرد؟ اگر دنبال کردن آن به معنای زیرپاگذاشتن اخلاقیات و مسئولیتی که در قبال دیگران داریم باشد چه؟ دنیل کلکات، در این مقاله به کمکِ دیدگاه‌های برنارد ویلیامز در رابطه با شانس اخلاقی به تحلیل این مسئله می‌پردازد.
    ...
    ادامه مطلب
  • ۲۶
    دی
    ۹۷
    خواجه نصیر و اخلاق جنگ
    خواجه به بحث دربارۀ شرایطی می‎پردازد که در آن تدبیر شکست خورده است و حاکم ناگزیر از دست‎یازی به جنگ با هدف «خیر محض و طلب دین» است. ابهام موجود در اصطلاحات «خیر محض» و «طلب دین» آن‌ها را در معرض تفسیر آزادانه قرار می‎دهد و امکان سوءاستفاده از آن‌ها را در اختیار حکام جنگ‎طلب می‎گذارد. اما خواجه نصیر -که در عصر سلطۀ جنگاوران و قوانین سنگدلانۀ مغولان می‎زیست- با هشدار دادن به جنگاوران و فاتحان مغول در باب علل موجه و رفتار عادلانه در جنگ‎ها به دستاوردهای مهمی رسید.
    ...
    ادامه مطلب

دیدگاهی ارسال کنید



0 کاراکتر (حداکثر 500 کاراکتر مجاز است)
مشاهده دیدگاه ها ( 0 دیدگاه )
بستن
بستن