درباره کرونا
مجموعه‌ای از یادداشت‌ها و خبرهای مربوط به ویروس کرونا را در اینجا بخوانید
مشاهده
عضوی از خانه اخلاقی ها شوید
ورود به حساب کاربری
یکی از شاهکارهای کتاب بیان تفاوت محسنات و مقبحات اخلاقی است
استاد محمدحسین حشمت‌پور در ششمین جلسه متن‌خوانی کتاب الذریعه:
یکی از شاهکارهای کتاب بیان تفاوت محسنات و مقبحات اخلاقی است
جلسه ششم درس متن‌خوانی کتاب «الذریعه الی مکارم الشریعه»
آنچه در ادامه می‌خوانید جلسه ششم از سلسله جلسات متن‌خوانی کتاب «الذریعه الی مکارم الشریعه» است که به همت استاد محمدحسین حشمت‌پور در خانه اخلاق پژوهان جوان برگزار شده است.…
اساتید
4 سال پیش
آنچه در ادامه می‌خوانید جلسه ششم از سلسله جلسات متن‌خوانی کتاب «الذریعه الی مکارم الشریعه» است که به همت استاد محمدحسین حشمت‌پور در خانه اخلاق پژوهان جوان برگزار شده است. «الذریعه الی مکارم الشریعه» اثر ابوالقاسم حسین بن محمد بن مفضل، معروف به راغب اصفهانی (520 ق) است که به بررسی مباحث مربوط به علم اخلاق و احوال نفس آدمی پرداخته است. راغب هدف خود از نگارش این کتاب را مباحثی اعلام می‌کند که با توجه به آنها می‌توان در طهارت و پاکیزگی نفس کوشید.

الذریعه الی مکارم الشریعه، صفحه ۴۱، سطر اول

الباب العاشر: فی الفرق بين مکارم الشريعة وبين العبادة وعمارة الأرض
سابقا در باب هشتم گفتیم که انسان برای سه هدف خلق شده است:
۱٫ زمین را آباد کند.
۲٫ عبادت کند.
۳٫ به خلافت اللهی برسد.

متن خوانی کتاب الذریعه

متن خوانی الذریعه محمدحسین حشمت پور خانه اخلاق پژوهان جوان

در باب نهم، خلافت اللهی را توضیح دادیم. در آن‌جا گفتیم خلافت اللهی به معنای کسب مکارم شریعت است. انسان در چنین حالتی به مقام خلافت اللهی می‌رسد. حالا در این باب می‌خواهیم فرق بین این سه غرض را ذکر کنیم. ابتدا درباره‌ی مکارم شریعت، سپس درباره‌ی عبادت و بالاخره درباره‌ی آباد کردن زمین بحث خواهیم کرد. مصنف در این باب درباره‌ی مبدا و منتهای مکارم شریعت صحبت می‌کند. به عبارت دیگر باید از کجا شروع کنیم و در آخر به کجا خواهیم رسید؟ مصنف می‌فرماید شروع آن با چهار چیز است:
۱٫ تعلم
۲٫ به کار گرفتن عفت
۳٫ به کار گرفتن صبر
۴٫ داشتن عدالت

این چهار چیز باعث می‌شوند نفس ما طاهر شود. ما باید تعلم را تا جایی که به نهایتش برسیم، ادامه دهیم. در نهایت تعلم به حکیم تبدیل می‌شویم. پس حکمت نهایت تعلم است. وقتی ما تعلم را شروع می‌کنیم، در واقع تحصیل طهارت نفس را شروع کرده‌ایم. وقتی به نهایت آن برسیم، طهارت نفس به دست آمده و نفس ما طاهر شده است. اولین چیزی که باعث طهارت نفس می‌شود، حکمت است. حکمت یعنی علم به خداوند و اوصاف و افعالش. در جهان خلقت نیز غیر از این سه چیز، چیزدیگری وجود ندارد. این طهارت نفس از طریق نظر است. دو طهارت دیگر نیز برای نفس وجود دارد که مکمل طهارت نظری هستند و آن‌ها عبارتند از طهارت نفس از طریق عمل. یکی از آن‌ها طهارت قوه‌ی شهوانیه است که آن را عفت می‌نامیم و دیگری طهارت قوه‌ی غضبیه است که آن را صبر می‌نامیم.

عفت به معنای پاکدامنی است. پاکدامنی فقط از امور جنسی نیست، از تمام آن‌چه که از مشتهیات دنیوی به حساب می‌آید، است. انسان باید نسبت به همه‌ی این‌ها عفیف باشد، نه این که فقط در مسائل جنسی عفیف باشد. آن هم لازم است ولی منحصر به آن نیست. عفیف بودن به معنای متعادل بودن است، به این معنا که نه در خواستن‌مان افراط کنیم که باعث شود همه چیز را بخواهیم و نه تفریط کنیم که از همه چیز صرف نظر کرده و نسبت به آن‌ها بی اعتنا باشیم. به عبارت دیگر آن‌چه را که شریعت و خدا برای ما حلال قرار داده است، مورد استفاده قرار دهیم. البته در حدی که ما را وابسته به دنیا و مشتهیاتش نکند. این شروع عفت است و نهایت آن جود است. عفت به معنای اشتهای متعادل داشتن است و جود به معنای خواسته‌های خود را به دیگران افاضه کردن. ما ابتدا با بریدن اشتها از امور دنیایی شروع می‌کنیم و در انتها بعد از این که علاقه‌مان بریده شد، شروع می‌کنیم به جود.
پرسش: ظاهرا این ایثار است.
پاسخ: خیر. ایثار این است که حتی خودمان را هم ندیده بگیریم و هر چه داریم به دیگران بدهیم. مصنف در این‌جا نمی‌فرماید که به این حد برسید. البته اگر کسی به این‌جا برسد اشکالی ندارد ولی همین اندازه که شخص به جود برسد کافی است. اگر کسی خواست از جود تجاوز کرده و به سراغ ایثار برود، خوب است، البته به این شرط که افراط به حساب نیاید. گاهی شخص از خود و زن و بچه‌اش می‌زند تا چیزی را به دیگران بدهد. این افراط بوده و پذیرفته نیست. با این همه ایثار معتدل خوب است.

اولین چیزی که باعث طهارت نفس می‌شود، حکمت است. حکمت یعنی علم به خداوند و اوصاف و افعالش.

پرسش: پس جود به معنای دادن چیزهای زائد به دیگران است.
پاسخ: بله. علاوه بر این شخص در جود مقداری از ما یحتاج خودش را نیز که باعث تضررش نمی‌شود، به دیگری می‌دهد. این شاید درجه‌ی معتدل ایثار باشد. با این حال اگر شخص افراط کند از درجه‌ی اعتدال خارج می‌شود، چون عفت به معنای تعادل در خواسته‌ها است.
سومین نقطه‌ی شروع صبر است. صبر به معنای تادیب قوه‌ی غضبیه است. اگر انسان در مقابل ناکامی‌ها پریشان شده و اقدامات تند انجام دهد، گرفتار غضب است. در مقابل اگر صبر کند، در غضب به تعادل رسیده است. البته این به معنای صبر کردن در برابر ظلم نیست. کسی حق ندارد در برابر ظلم صبر کند، چون این کار ظالم را جری می‌کند و وقتی ظالم جری شود، جامعه‌ای را خراب می‌کند. با این‌حال جا دارد که انسان در مقابل ناکامی‌ها صبر کند چون این باعث متعادل شدن قوه‌ی غضبیه می‌شود. قوه‌ی غضبیه در مقابل هر نارسایی تحریک می‌شود. اگر من بتوانم این قوه را متعادل کنم، به جای پریشان شدن، صبر خواهم کرد. نتیجه‌ی این صبر حلم است. فرق بین صبر و حلم نیز روشن است؛ در ابتدا وقتی غضب من فوران می‌کند، تحمل می‌کنم. به عبارت دیگر بر نفسم فشار وارد می‌شود، چون یکی از قوا در حال سرکوب شدن است. این تحمل کردن هم تلخ است. به همین جهت هم می‌گویند: صبر تلخ است. با این همه نهایتش که حلم است، شیرین است. به این معنا که غضب در جایی که نباید تحریک شود، اصلا تحریک نمی‌شود تا بخواهد آزار دهنده باشد. حلم به ما آرامش می‌دهد. پس با صبر شروع کرده و با حلم تمام می‌کنیم. تا این‌جا سه قوه را به کار گرفتیم تا به نفس طهارت بدهیم.

اگر به خواندن ادامه این جلسه علاقه‌مندید فایل متنی و صوتی آن را از همین صفحه دانلود کنید
دیدگاه‌ها