
مناسبات اخلاق و اقتصاد در اسلام
رشد اخلاقی فرایندی است که به بهبود شاخصهای اخلاقی از قبیل استدلال و نگرش اخلاقی، هیجانات اخلاقی، درونیسازی اصول اخلاقی و التزام علمی به هنجارهای اخلاقی منجر میشود. از جمله نظرات شایع در رشد اخلاقی، نظریه کلبرگ است. در پژوهش حاضر با پذیرش چارچوب نظری او (نظام شش مرحلهای رشد استدلال اخلاقی) به واکاوی رابطه این رشد با رشد مطلوبیتهای اقتصادی (تولید، توزیع و انباشت ثروت) پرداختهایم. این پژوهش ماهیت کتابخانهای دارد و با اتکا به اسناد صورت گرفته است. پرسش اصلی این است که چه رابطهای میان ساز و کار و مراحل رشد قضاوت و استدلال اخلاقی با عملکرد مطلوب اقتصادی افراد وجود دارد؟ این رابطه به صورت دوسویه (تأثیر دوجانبه) بررسی شده است. نتیجهای که از این پژوهش حاصل شد، این بود که مراحل رشد اخلاقی رابطهای مستقیم با شاخصهای رشد اقتصادی دارند، البته برخی مراحل رشد، نیازمند ضمیمه کردن فرهنگ عمومی خاصی میباشند تا این رابطه ایجاد شود. از سوی دیگر، ارتقای وضعیت اقتصادی (تولید ثروت پاک و توزیع عادلانه آن)، زمینهساز رشد اخلاقی کلبرگی میباشد. در این بین اخلاق اسلامی، هم در سطح حداکثری و هم در سطح حداقلی، نه تنها به زهد مذموم تشویق نمیکند، بلکه زمینهساز رشد اقتصادی میباشد.



